eitaa logo
مجله تربیتی خورشید بی نشان
797 دنبال‌کننده
10.9هزار عکس
5.8هزار ویدیو
355 فایل
ارتباط با مدیر کانال @mahdavi255
مشاهده در ایتا
دانلود
💐 ۱۱۶ امیرالمؤمنین على (علیه السلام) فرمود: بسا کسی كه با احسانی که به او می شود، به دام افتد و با پرده پوشی بر گناهش فريب مى خورد و از اينكه، مردم او را به نيكى ياد مى كنند، فريفته گردد و خدا هيچكس را به چيزى نيازمود همچون مهلتی كه بدو عطا فرمود. @khorshidebineshan
🌺 ۱۱۷ امیرالمؤمنین على (علیه السلام ) فرمود: به سبب من دو كس به هلاكت رسيدند: یكى، آنكه در دوستى من غلو مى كند و دیگر کسی که در دشمنی با من حد انصاف نگه نمی‌دارد. 🌸الحکمة ۱۱۷ قال عليه السلام : هَلَكَ فِيَّ رَجُلاَنِ: مُحِبٌّ غَالٍ وَمُبْغِضٌ قَالٍ. 🌺saying 117 Imam Ali ibn Abu Talib (PBUH) said the following: Two categories of persons will face ruin on my account: whoever exaggerates in loving me and whoever hates me intensely. @khorshidebineshan
15.79M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر چشمهایتان بارانی شد التماس دعای فرج 😭😭😭
🌺فضیلت تلاوت سوره های قرآن 🌺
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴 نعل وارونه تاجزاده 🔹 آقای تاجزاده درباره حذف عکس دختران از جلد کتاب ریاضی سوم دبستان توییت زده و به رفقای خودش که مسئول این کار در آموزش و پرورش بودن، نسبت داده و هشتگ زده دختران حذف نمیشوند 🔹 آقای تاجزاده شما اگه نگران دختران ایرانی بودی، سال ۸۳ که مسئولیت داشتی و عباسی گفت: دختران کشورمون رو دارن توی امارات میفروشن، نمیذاشتی ۴۹ ماه خونه نشینش کنن 🔹 و بعد ۱۵ سال هم مشخص بشه که واقعا این اتفاق میفتاده ... ✍️بیداری ملت @bidariymelat
6.23M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مستندی که پخش آن از صداوسیما خبرساز شد! 🔺درست در روزهایی که بازار خودرو در ایران با یکی از بی‌‎سابقه‌ترین هرج‌ومرج‌های تاریخ این حوزه روبرو شده، شبکه تلویزیونی مستند در اقدامی هوشمندانه با نمایش مستندی انتقادی درباره وضعیت مافیایی صنعت خودرو در ایران با عنوان در قالب چهارمین جشنواره تلویزیونی مستند به نقد این حوزه پرداخته است. 🔺مردم انتظار پخش چنین برنامه هایی را از رسانه ملی دارند... ✍️بیداری ملت @bidariymelat
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
بیایید *فاتحهٔ کبیره* بخوانیم یکی ازعلمای شیعه به نام (شیخ مهدی فقیهی) جهت استخاره و رفع گرفتاری پیش آیت الله *بهجت* می رود. آیت الله بهجت به ایشان می فرمایند: چرا *فاتحه کبیره* نمی خوانید؟ شیخ فقیهی می پرسند، *فاتحه کبیره چیست؟* *آیت الله بهجت* می فرمایند: - سوره *حمد*: را *یک بار* - *چهار قل* : ( *توحید-کافرون-ناس- فلق*) هرکدام را *یک بار* - سوره *قدر* را *هفت بار* - *آیت الکرسی* را *سه* بار بخوانید. سپس آیت الله بهجت می فرمایند: هرکس برای میتی اینگونه فاتحه بخواند، * هم رفع گرفتاری ازخودش می شود و هم گنجی برای میت.* آقاشیخ مهدی فقیهی می گوید: برگشتم به روستای خودمان و سر قبر *پدر و مادرم* اینها را خواندم و برگشتم قم، شب عمه ام خواب پدر و مادرم را می بیند که *خمره ای از طلا و جواهرات* درمقابل شان است. عمه ام از من پرسید چه *خیراتی* برای پدر و مادرت فرستادی؟! گفتم: این *فاتحه (کبیره)* را خواندم. پس مشخص شد روزی که من این *فاتحه کبیره* را برای *پدر و مادرم* خوانده ام، *رحمت واسعه ای از طرف خداوند شامل حالشان شده است*. در ضمن به برکت این فاتحه *گشایشی* نیز در زندگی خودم مشاهده کردم. « *اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم*‌» لطفاً در میان اقوام و فامیل و دوستان خود نشر دهید تا خیراتی افزونتر نصیب امواتتان گردد @khorshidebineshan
برتري دادن فرزندان به همسر، آسيب بيشتري به فرزندانتون ميزنه!حتي اگر حرف همسرتون اشتباهه در حضور كودك شروع به ايراد گرفتن و بحث كردن نكنيد و بعدا با همديگه در موردش صحبت كنين @khorshidebineshan
به دو منظور والدین باید به کودکان حق انتخاب بدهند: ۱- جلوگیری از نه گفتن های اضافی و قشقرق ۲- افزایش اعتماد به نفس اگر به کودک بیش از ظرفیتش، حق انتخاب بدهید، انگار که به آن ها اعلام جنگ داده اید. کودک توانایی انتخاب بین تعداد زیادی اشیاء را ندارد و قادر به انتخاب از بین تعداد زیادی وسیله نیست. به دلیل گیجی حاصل از عدم توانایی در انتخاب، به رفتارهایی رو می آورد که ما آن ها را به اشتباه لجبازی تعبیر می کنیم. @khorshidebineshan
📗📙📗 📙📗 📗 ༻﷽༺ _پس ساعت دو میایم دنبالتون که هم ناهار بخوریم هم بریم خرید. آیه اینبار نگاهش را به ارمیا دوخت: _خرید چی؟ ارمیا کمی این پا، آن پا کرد و پس از مکثی که انگار دنبال توجیه میگشت گفت: _فکر میکردم خانوما خرید دوست دارن، اینه که اگه بگم شما دلیل نمیپرسین ازم، اما انگار اشتباه کردم. راستش دوست داشتم برای شما و دخترم خرید کنم. خب من تا حالا با خانواده‌م خرید نرفتم. فکر کنم ایده ی بدی بود. آیه به دستپاچگی ارمیا لبخند زد: _اتفاقا ایده ی خوبیه، میخواستم برای زینب یه کم لباس بخرم، خوشحال میشه که یه بارم شده با پدرش بره خرید. شاد کردن دلها چقدر آسان است. یکی دل ارمیا که بعد از سالها طعم خانواده را میچشید، یکی دل زینب که طعم پدر را میچشید، یکی دل آیه که آرامش را میچشید... آیه که با رها و صدرا رفت، ارمیا زینب را سوار ماشین رها کرد و به خانه مشترکش با یوسف و مسیح رفت و لباسهایش را عوض کرد، وسایلش را جمع کرد، نگاهی به خانه انداخت و به خانه‌ی آیه برگشت. وسایلش را گوشه‌ی اتاق زینب گذاشت. نگاهی به خانه انداخت و مقابل عکس بزرگ سید مهدی که روزی خودش همینجا به دیوار زده بودش ایستاد: _دل بریدن سخت بود؟ رفتن سخت بود؟ من که یه گوشه چشم از بانوی این خونه دیدم، بند شده دلم و پای رفتنم نیست. یه امروز و یه فردا و بعد یه ماموریت دیگه... نگاهتو ازم برندار! به‌خاطر توئه که من اینجام! زن عاشقی داشتی سید... اونقدر عاشق که از عشقش به تو بود که منو قبول کرده! زینب: بابایی! ⏪ ... 📝🍒 @khorshidebineshan ⭕️ برای رفتن به پارت اول رمان 😍👇 https://eitaa.com/khorshidebineshan/13294 📗 📙📗 📗📙📗
📗📙📗 📙📗 📗 ༻﷽༺ زینب میان درد دلهایش پرید و نگاه ارمیا را بند نگاِه شبیه آیه‌ی زینب کرد: _جانم بابا! چقدر شیرین است این بابا گفتنها! هنوز هم دل را میلرزاند! هنوز هم طعم شیرین عسل دارد؛ انگار اصلا قرار نیست برایش تکراری شود! زینب: بریم پارک؟ سرش را کج کرده و با مظلومیت به ارمیا نگاه میکرد؛ برای پدر خودش را لوس میکرد؟! ارمیا به جان کشید دخترکش را: _معلومه که میریم، بعدشم میریم دنبال مامان آیه و ناهار میریم بیرون. زینب داد زد: _آخ جون... هورا! آیه همانطور که مقابل رها روی صندلیهای اتاق انتظار مرکز نشسته بود، استکان چایش را برداشته و عطر بهارنارنج را به جان کشید. رها: صبح که ارمیا رو دم در دیدم تعجب کردم. آیه نگاه از استکانش نگرفت: _دیشب منم تعجب کردم، بیشتر از اومدنش از اینکه زینب از خواب پرید و گفت بابا و دوئید در رو باز کرد. تو کارش موندم رها، چطور میفهمه؟ رها: میدونی که بچه‌ها حسای قویتری دارن. آیه: گفت میاد که بریم خرید، دلش خرید با خانواده میخواست! رها: درکش کن، خانواده‌ای نداشته، همیشه تنها بوده؛ حقشه که از زندگی لذت ببره. آیه: گفتم بیاد، ناهار هم که ندارم، بهتر شد. رها: دیشب که قیمه درست کرده بودی آیه: دیر وقت بود که رسید، غذا نخورده بود. تمام ناهار امروز من و زینب رو خور؛ یه لذتی تو رفتارش بود که برام عجیب بود! ⏪ ... 📝 🍒 @khorshidebineshan ⭕️ برای رفتن به پارت اول رمان 😍👇 https://eitaa.com/khorshidebineshan/13294 📗 📙📗 📗📙📗