eitaa logo
مجله تربیتی خورشید بی نشان
797 دنبال‌کننده
10.9هزار عکس
5.8هزار ویدیو
355 فایل
ارتباط با مدیر کانال @mahdavi255
مشاهده در ایتا
دانلود
مجله تربیتی خورشید بی نشان
🦋💐💚💐 ﷽ 💐💚💐🦋 #رمان_داستانی_مزد_خون #بر_اساس_واقعیت #قسمت38 گفتم: آره اخوی چرا ندونم ! دارم امث
🦋💐💚💐 ﷽ 💐💚💐🦋 رسیدیم به ماشین... سوار که شدم به مهدی گقتم: احساس میکنم سرم به اندازه ی تمام ضرباتی که اون مردهای دشداشه پوش به سر و صورت خودشون میزدن درد میکنه! شاید هم بیشتر... سری تکون داد و یک دستی ، دستش رو انداخت توی فرمون و گفت: حق داری مرتضی! به قول حضرت امام: اینقدر اسلام از این مقدسین و بعضاروحانی نماها ضربه خورده از هیچ قشر دیگه ای نخورده! ضرر وجود حتی یک روحانی که در خط اسلام آمریکایی باشه آنقدر شدید و خطرناکه که یه ساواکی اینقدر خطرناک نیست! بعد هم گوشیش رو داد دستم و گفت: اینکه میگه خطرناکه بخاطر اینه: بعد صفحه ی گوشیش رو باز کرد دو تا فیلم رو دانلود کرد و گفت نگاه کن! اولین فیلم رو که باز کردم انگار مراسم جشنی بود، توی ایران جمعی بودن با لباسهای قرمز و محیط تزئین شده، یکی وسط بلند داد میزد بگو: لعن علی عدوک یاعلی.... و پشت سرش جمعیتی با صدای بلند تکرار میکردن و ادامه میدادن، حرفهایی میزدن که با دیدن فیلم دومی ترجیح میدم نگم! خوب تا اینجا که به نظر همین مدل شیعه های افراطی و بر و بچه های صادق شیرازی بودن و که میخواستن عمق شیعه بودنشون رو مثلا نشون بدن! که برای من کاملا واضح بود بحث شکستن وحدت و بی بصیرتیشون ... اما... اما.... امان از لحظه ای که فیلم دوم رو باز کردم! نفسم به شماره افتاد و فقط میگفتم: یا زهرا ... یازهرا... احساس کردم دارم متلاشی میشم... دیدن این صحنه درد کمی نبود! توی فیلم دوم مثل فیلم اول جمعی بودن، اما کمی متفاوت، چون دو دسته وجود داشت! سه و چهار نفر دست و پاهاشون بسته بود! بقیه دستشون شمشیر و قمه بود! درست مثل صحنه هایی که همین چند لحظه قبل توی دسته ی عزاداری دیدم! یکی از اونهایی که معلوم بود لیدر اون جمع هستن گوشی اش رو روشن کرد و دقیقا همون فیلم اولی رو که من چند دقیقه پیش دیدم رو به طرف دوربین گرفت و گفت: آهای ... ( حرف نامربوطی زد و ادامه داد)حالا بگو اولی و دومی و سومی! و بعد در حالی که فریاد میزد: آهای شیعه ی امام علی، بیا شیعه ی امام علیت رو نجات بده!!!! و با تمام قساوت قلب که یه سنی افراطی (وهابی) می تونه داشته باشه: اون سه چهار نفر رو قطعه قطعه کردن! قطعه ... قطعه... حالم وصف نشدنی بود... بگم مبهوت... متعجب... متاسف... متاثر... نمیدونم هر کلمه ای که بتونه اون لحظه رو بیان کنه و زبانم و کلمات قاصر از گفتنش، که چقدر راحت اینجا به اسم شیعه بودن با جهل و افراط به سادگی باعث میشن خون شیعه ی دیگری رو یه جای دیگه بریزن! مهدی در حال که حال خراب من رو داشت می دید گفت: تفکر انگلیسی یعنی شیعه ی افراطی با سنی افراطی به سادگی می تونه شیعیان واقعی حضرت رو از بین ببره! دین رو نابود کنه وچیزی از انسانیت باقی نذاره! و این سیاستی قوی، برای راحت به قدرت سیاسی و منفعت رسیدنه! و برای اجرایی کردنش چه جایی بهتر از یقه ی آخوندی و لباس روحانیت! مهدی راه افتاده بود و ازخیابونهای بالاشهر تهران یکی یکی می گذشت، اما من در زمانم ایستاده بودم... ادامه دارد... نویسنده: @khorshidebineshan
سلام و عرض ادب عزیزان و بزرگواری که تازه به جمع ما پیوستند🌱 ممنونم از تمام ابراز احساسات و تعقل و تفکرتون بابت وقتی که روی خوندن مطالب گذاشتید و ما رو مورد لطف خودتون قرار دادید🌺 هر چه هست از لطف خداست... تمام سعی ام بر این بوده که وقتی قلمم می نویسد حواسم به وقت پر برکت عمر شما باشد که گرانبهاترین سرمایه ی ماست👌 ان شاءالله از سایر داستانهایی که همه بر اساس واقعیت هست و در بالای کانال سنجاق شده هم استفاده ببرید و مفید واقع شود🌿🙏
سلام بزرگواران ایامتون پر برکت🌿 امشب قسمت آخر خدمتتون ارسال میشه👌🌹 ان شاءالله خبرهای خوبی در راه هست... منتظر نظرات شما درباره این رمان داستانی هستیم 👇👇👇👇👇👇👇👇 @mahdavi255
مجله تربیتی خورشید بی نشان
سلام و عرض ادب عزیزان و بزرگواری که تازه به جمع ما پیوستند🌱 ممنونم از تمام ابراز احساسات و تعقل و ت
🦋💐💚💐 ﷽ 💐💚💐🦋 فکرم متوقف شده بود... که چرا باید بعضی ها به اینجا برسند؟چرا! همینطور که دستم رو مدام به محاسنم می کشیدم و کلافه از دیدن چنین صحنه هایی بودم به مهدی گفتم:یه عده مثل خود سید صادق شیرازی و اطرافیانش و حامی هاشون حالا چه انگلیس چه امریکا که منفعتش رو می برن درست! اصلا مشخصه که هدفمند هم این کارها رو میکنن! اما بقیه ی افراد که دیگه نفعی براشون نداره چراچنین کاری می کنندوحاضرن خون خودشون رو با این وضع بریزن؟ این چه جورارادت و عشقیه!که باعث کشتن چند تا بیگناه توی یه کشور دیگه بشن! مهدی لبخند تلخی زد وگفت:جوابش خیلی ساده است! مزد خونشون رو که دلارهای انگلیسی میده، اما شنیدی اون جمله ی معروف رو که میگه: امام گذشته را عاشق اند و امام حاضر را نه؟! چرا! چون امام گذشته رو هر طوری بخوان تفسیر می کنن،اما امام زمان روباید اطاعت کنند و فرمان ببرن به نظرت کدومش راحت تره؟ اطاعت کردن یا ارادت داشتن! ببین مرتضی یه طلبه یا یه فرد مذهبی یا یه فرد معمولی توی مسیر زندگیش از سه راه میتونه حرکت کنه، یا اهل ولایت هست که خوب راه درست رو میره، که بگم اهل ولایت هم بودن خیلی کار سخت و دشواریه و واقعا مرد میخواد! چون دشمن تمام تمرکزش روی زدن ولایت فقیه تا جایی که فکر کن وکیل سابق سیدصادق شیرازی،شاکرالابراهیمی می گفت: سید صادق گفته ما مشکلمون با شخص خامنه ایه! که اگر یه روزنظرش راجع به قمه زنی تغییر کنه و بگه حلاله، ما بدون شک حرامش می کنیم! اگه یه روزی این شخص بگه هفته ی برائت درسته مامیگیم هفته ی وحدت درسته! دشمن اینقدرولایت براش مهمه! که برنامه هاش روطبق برعکس عمل کردن به حرفهای این شخص میچینه! مسیر دوم اینکه اهل ولایت نیست که خوب تکلیفش معلومه! میمونه یه گروه سوم که برای آروم و ساکت کردن وجدان خودشون شروع میکنن کارهای خوب کردن که عملا فایده ای نداره! یادته یه بار بهت گفتم اگر کسی مطلبی رواشتباه بفهمه، هم خودش میفته توی چاه، هم دیگران رو هول میده توی چاه! دقیقا گروه سوم همین شیوه رو دارن یعنی دم از عشق حسین(علیه السلام) و حب علی(علیه السلام) میزنند، ولی اهل ولایت واطاعتشون نیستندامام حسین(علیه السلام) رو محصورمیکنند فقط درنماز! فقط درعطش! فقط در زخمهای بیشمار سرنیزه همین! ولی نمیگن برای چی این همه زخم برداشت! اصلاچی یاکی باعثش شد! که خوب اینجادیگه امثال ما اگرراه وهدفشون درست باشه بایدروشنگری کنن بایدبصیرت بدن! هرچندسخته ولی شدنیه! گفتم:مهدی بصیرت واقعایعنی چی؟! بالحن خاصی گفت:به قول استادمون: بصیرت یعنی بدانی چه میخواهید!تا بدانی چه بایدباخودتان داشته باشید! گرفتی اخوی! نگاه مطمئنی بهش کردم وگفتم:من میدونم چی میخوام!میدونم چی بایدباخودم داشته باشم!اصلابرای همین اومدم قم! اگرتاقبلافقط دوست داشتم تمام ابعاددینم رویادبگیرم ازسیاست واقتصادوخانواده وهنروفلسفه ومعنویت تاهرچیزی که به زندگی وزنده بودنم مربوط میشه که هم خودم استفاده کنم،هم به دیگران یادبدم ودرست زندگی کنیم، الان بعداز این ماجراهاعزمم روجزم کردم تا ان شاءالله هم به مقصد برسم، هم به مقصود... مهدی بهم گفت:شیخ مرتضی حالاکه شمامیدونی چی میخوای،میدونی هم چی بایدباخودت داشته باشی،حواست بایدخیلی جمع باشه توی این مسیرممکنه بازهم ببینی افرادی که بابرنامه اومدن توی پوشش این لباس! ممکنه خیلی هاسدراهت بشن ، ممکنه گاهی به جای اینکه ازت بخوان روضه ی خودشون روبخونی وباقمه بزنی توی سرت،فقط بگن سکوت وسازش کن همین،منافق رنگ‌عوض میکنه وبرای همراه کردن دیگران باخودش از هیچ چیزی دریغ نمیکنه! و ضمنایادت باشه این لباس اینقدرتقدس داره که باچهارتامنافق وجاهل رنگ مقدسش عوض نمیشه! همونقدرکه ازش سوءاستفاده شده، صدهابرابرباهاش کارشده،تلاش شده ومسیر رونشون داده... بخاطرهمینه دشمن اینجا روهدف قرارداده یه طلبه ی خوب که برای رضای خداکارمیکنه میتونه دست صدهانفر روبگیره وچهره ی خیلی از این منافق ها را روکنه! امادقت کن،کسی که برای رضای خدامشغول انجام وظیفه هست توقع این رو نداشته باشه که موردقبول همه قرار بگیره! به قول حضرت امام(ره):هیچ امری مورد قبول همه نیست! نفس عمیقی کشید و ادامه داد: مرتضی ما مکلف به وظیفه هستیم، نه مامور به نتیجه! تمام مسیر برگشت کلی باهم صحبت کردیم، مهدی از داشتن بصیرت، از قدرت نفوذ، از تخریب، از نفاق، از منفعت طلبی گفت و حرف ها زد... تک تک جملات مهدی رو توی ذهنم ثبت کردم و میدونستم مسیر پر فراز و نشیبی دارم اما به قول آقامون امام علی(علیه السلام): هر که نهایت تلاش خود را برای رسیدن به هدف به کار گیرد به خواسته اش می رسد. و من مصمم برای رسیدن به هدف.... والعاقبه للمتقین نویسنده: @khorshidebineshan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
دعای عهد.mp3
9.72M
🌺 ═══✼🍃🌹🍃✼═══ دعای عهد کم حجم ✨🕊الّلهُـمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــ الْفَـــرَج🕊✨
‍ ‍ ‍ ┄┅══🦋🦋﷽🦋🦋 🦋اولین ســـــلام صبــحگاهے تقـــدیم به ســـــاحت قدســـــے قطب عالــم امکان 🦋 🦋💐🦋💐🦋💐🦋💐🦋💐🦋💐 🦋🌺السَّلامُ علیڪَ یا بقیَّةَ اللهِ یا اباصالحَ المَهدي یا خلیفةَالرَّحمن و یا شریڪَ القران ایُّها الاِمامَ الاِنسُ و الجّانّ سیِّدے و مَولاے الاَمان الاَمان🌺🦋 🦋💐🦋💐🦋💐🦋💐🦋💐🦋💐🦋 🌹 🌹 🦋🌺 الْسَلاٰمُ عَلَيْكَ يَا أبا عَبْدِ اللهِ وعلَى الأرواحِ الّتي حَلّتْ بِفِنائِكَ ، عَلَيْكَ مِنِّي سَلامُ اللهِ أبَداً مَا بَقِيتُ وَبَقِيَ الليْلُ وَالنَّهارُ ، وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ العَهْدِ مِنِّي لِزِيَارَتِكُمْ ،السَّلام عَلَى الحُسَيْن ، وَعَلَى عَليِّ بْنِ الحُسَيْنِ ، وَعَلَى أوْلادِ الحُسَيْنِ ، وَعَلَى أصْحابِ الحُسَينِ.🌺🦋 🦋💐🦋💐🦋💐🦋💐🦋💐🦋💐 ‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌ •••┈✾~🍃♥️🍃~✾┈••• ┄•●❥ @khorshidebineshan
🌹سهم : نامه ۴۵ بند ۱ و ۲ ┄┅═══✼🍃🌸🍃✼═══┅┄ 📜 : نامه به عثمان بن حنيف 1⃣ ضرورت ساده زيستی كارگزاران 🔻پس از ياد خدا و درود، ای پسر حنيف! به من گزارش دادند كه مردی از سرمايه داران بصره، تو را به مهمانی خويش فرا خواند و تو به سرعت به سوی آن شتافتی، خوردنيهای رنگارنگ برای تو آوردند و كاسه های پر از غذا پی در پی جلوی تو می نهادند، گمان نمی كردم مهمانی مردمی را بپذيری كه نيازمندانشان با ستم محروم شده و ثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شده اند، انديشه كن در كجایی؟ و بر سر كدام سفره می خوری؟ پس آن غذایی كه حلال و حرام بودنش را نمی دانی دور بيفكن و آنچه را به پاكيزگی و حلال بودنش يقين داری مصرف كن. 2⃣ امام الگوی ساده زيستی 🔻آگاه باش، هر پيروی را امامی است كه از او پيروی می كند و از نور دانشش روشنی می گيرد، آگاه باش امام شما از دنيای خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان رضايت داده است، بدانيد كه شما توانایی چنين كاری را نداريد اما با پرهيزكاری و تلاش فراوان و پاكدامنی و راستی مرا ياری دهيد. پس سوگند به خدا، من از دنيای شما طلا و نقره ای نيندوخته و از غنيمتهای آن چيزی ذخيره نكرده ام بر دو جامه كهنه ام جامه ای نيفزودم و از زمين دنيا حتی يك وجب در اختيار نگرفتم و دنيای شما در چشم من از دانه تلخ درخت بلوط ناچيزتر است. آری از آنچه آسمان بر آن سايه افكنده، فدك در دست ما بود كه مردمی بر آن بخل ورزيده و مردمی ديگر سخاوتمندانه از آن چشم پوشيدند و بهترين داور خداست، مرا با فدك و غير فدك چه كار است؟ در صورتيكه جايگاه فردای آدمی گور است كه در تاريكی آن آثار انسان نابود و اخبارش پنهان می گردد، گودالی كه هر چه بر وسعت آن بيفزايند و دستهای گوركن فراخش نمايد، سنگ و كلوخ آن را پر كرده و خاك انباشته رخنه هايش را مسدود كند. من نفس خود را با پرهيزكاری می پرورانم تا در روز قيامت كه هراسناكترين روزهاست در امان و در لغزشگاههای آن ثابت قدم باشد. من اگر می خواستم می توانستم از عسل پاك و از مغز گندم و بافته های ابريشم برای خود غذا و لباس فراهم آورم، اما هيهات كه هوای نفس بر من چيره گردد و حرص و طمع مرا وادارد كه طعامهای لذيذ برگزينم، در حالی كه در (حجاز) يا (يمامه) كسی باشد كه به قرص نانی نرسد، و يا هرگز شكمی سير نخورد، يا من سير بخوابم و پيرامونم شكمهایی كه از گرسنگی به پشت چسبيده و جگرهای سوخته وجود داشته باشد، يا چنان باشم كه شاعر گفت: (اين درد تو را بس، كه شب را با شكم سير بخوابی.) (و در اطراف تو شكمهایی گرسنه و به پشت چسبيده باشد.) آيا به همين رضايت دهم كه مرا اميرالمومنين (علیه السلام) خوانند و در تلخی های روزگار با مردم شريك نباشم و در سختی های زندگی الگوی آنان نگردم؟ آفريده نشده ام كه غذاهای لذيذ و پاكيزه مرا سرگرم سازد، چونان حيوان پرواری كه تمام همت او علف و يا چون حيوان رهاشده كه شغلش چريدن و پر كردن شكم بوده و از آينده خود بی خبر است. آيا مرا بيهوده آفريدند؟ آيا مرا به بازی گرفته اند؟ آيا ريسمان گمراهی در دست گيرم؟ و يا در راه سرگردانی قدم بگذارم؟ گويا می شنوم كه شخصی از شما می گويد: (اگر غذای فرزند ابيطالب همين است، پس سستی او را فرا گرفته و از نبرد با هماوردان و شجاعان بازمانده است.) آگاه باشيد! درختان بيابانی، چوبشان سخت تر اما درختان كناره جويبار را پوست نازك تر است، درختان بيابانی كه با باران سيراب می شوند آتش چوبشان شعله ورتر و پردوام تر است. من و رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) چونان روشنایی يك چراغيم، يا چون آرنج به يك بازو پيوسته به خدا سوگند، اگر اعراب در نبرد با من پشت به پشت يكديگر بدهند، از آن روی برنتابم و اگر فرصت داشته باشم به پيكار همه می شتابم و تلاش می كنم كه زمين را از اين شخص مسخ شده (معاویه) و اين جسم كج انديش، پاك سازم تا سنگ و شن از ميان دانه ها جدا گردد. ┄┅═══✼🍃🌸🍃✼═══┅┄
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
دوسٺ‌داشٺنٺ ، بدجورےبدلمان‌مےچسبد ... ٺاابددر قلب‌هاخواهےماند .. 🇮🇷❤️
YEKNET.IR - tak - hafteghi - 1400.09.11 - narimani.mp3
7.73M
احساسی 🍃گاهی سرنوشت یه عمر رو 🍃میشه تو چند خط خیلی ساده مرور کرد 🎤 👌فوق زیبا Join @khorshidebineshan