eitaa logo
مجله تربیتی خورشید بی نشان
797 دنبال‌کننده
10.8هزار عکس
5.8هزار ویدیو
355 فایل
ارتباط با مدیر کانال @mahdavi255
مشاهده در ایتا
دانلود
رفــقــایــم تــوے بــســیــج شــنــیــده بــودنــد مــصــطــفــے ازم خــواســتــگــارے ڪــرده،از ایــن طــرف و اون طــرف بــه گــوشــم مــے رســونــدنــد ڪــه «قــبــول نــڪــن،مــتــعــصــبــه» بــا خــانــم ها ڪــه حــرف مــے زد ســرش را بــالــا نــمــے گــرفــت.ســر بــرنــامــه هاے بــســیــج اگــر فــڪــر مــے ڪــرد حــرفــش درســت اســت ڪــوتــاه نــمــے آمــد.بــه قــول بــچــه ها حــرف حــرف خــودش بــود،مــعــذرت خــواهے در ڪــارش نــبــود.بــعــد از ازدواج مــحــبــتــش آنــقــدر بــه مــن زیــاد بــود ڪــه رفــقــایــم بــاور نــمــے ڪــردنــد ایــن همــان مــصــطــفــے بــاشــد ڪــه قــبــل از ازدواج مــے شــنــاخــتــنــد.طــاقــت نــداشــت ســردرد مــرا بــبــیــنــد شــهیــد احــمــدے روشــن 🌹🍃🌹🍃 Join @khorshidebineshan
📍وقت شناسی و مسئولیت پذیری شهید 🔻با این که تعداد مسئولیت‌هایی که داشت از حد توانایی‌های یک آدم خارج بود، ولی در خانه طوری بود که ما کمبودی احساس نمی‏کردیم، با آن که من هم کار در مخابرات را آغاز کرده بودم و ایشان هم واقعاً گرفتاری کاری داشت و تربیت سه فرزندمان هم به عهده‏‌مان بود، وقتی من می‌گفتم فرصت ندارم، شما بچه را مثلاً دکتر ببر، می‌برد، من هیچ وقت درگیر مسائل خرید بیرون از خانه، کوپن یا صف نبودم، جالب است بدانید که اکثر مطالعاتش را در این دوران، در همین صف‌ها انجام می‌داد، تمام خرید خانه به عهده خودش بود و اصلاً لب به گلایه باز نمی‌کرد، خلق خوشی داشت، از من خیلی خوش خلق‌تر بود. سیدمرتضی آوینی 🌹🍃🌹🍃 Join @khorshidebineshan
یه رمان متفاوت، متناسب با جامعه امروزی سرشار از جذابیت، که زندگی چند تا دختر و پسر دانشجو پر از هیجان و ذوق با تفکر مذهبی و غیر مذهبی که با شوری هاو بی نمکی هاشون، توی مجردی کلی ماجرا میسازن و...😎 یه حرفهایی داره که باید فقط و فقط بخونید تا خیلی از گره های ذهنتون باز بشه وسط خوشی ها و عاشق شدن هاشون یا حتی دعواها و کَل کَل کردناشون....👌 شروع رمان ان شاءالله از امشب به شرط حیات... Join @khorshidebineshan
سلام شبتان مهدوی 🌹14 صلوات🌹 برای سلامتی وظهور اقا بفرستید تا ان شاءالله قسمت جدید * تقدیم نگاه مهربانتان شود☺️👇👇👇
🦋💐💚💐 {﷽} 💐💚💐🦋 رمان داستانی مانده در غبار بعد از مراسم هیئت با علی، محمد رضا، حسین و سعیدکنار هم نشسته بودیم. منتظر بودیم مثل همیشه شام مهمون سفره آقا باشیم. معمولا اینجوری بود که بعد از مراسم روضه و یه سینه زنی جانانه بچه ها کلی انرژی می گرفتن و موقع شام، گل از گلشون می شکفت و از هر هنری بلد بودن دریغ نمیکردن! از چهره ی حسین معلوم بود حسابی استفاده کرده، چشم های علی هم قشنگ روضه ی ارباب رو تداعی میکرد ، سعید هم مثل همیشه سینه اش خونی و مالی بود از بس خودش رو میزد. محمد رضا هم طبق روال خودش از شروع روضه گم میشد تا موقع شام که سرسفره حی و حاضر ظهور میکرد! جمع پنج نفرمون جمع بود... سفره ی آقا هم براه... شام رو که خوردیم و از در هیئت اومدیم بیرون هنوزچند قدمی بیشتر نرفته بودیم که سعید یه نگاهی چپ چپ به فاصله ی چند متریش کرد و با اشاره ی سر و کمی بلند با حالت تاسف گفت: تا اینا ایران رو اندلس نکنن بی خیال این مملکت نمیشن! برگشتیم به سمت اشاره ی سر سعید که ببینیم قصه چیه که هنوز از در هیئت بیرون نیومده اوقاتش روتلخ کرده؟! خیلی نیاز به بررسی موشکافانه نبود! منظور سعید چند تا خانم بد حجاب بود که کمی اونطرف تر از ما شام هئیت به دست، داشتن مسیر خودشون رو می رفتن. حسین با تاسف بیشتر نچی کرد، رو به سعید گفت: خجالت بکش سعید! اولا که چشمهات رو درویش کن! دوما که اونها هم اومدن هیئت! این چه حرفیه میزنی! بعد رو به من و علی کرد و با همون حالت همیشگی تکه کلامش رو با حرص گفت:صالح! علی! تبیین کنین اینوووو تبیییین! سعید طلبکار با یه حالت متعصبانه ای گفت: آخر زمون همینه دیگه! راست گفتن جای حق و باطل عوض میشه! اینم نمونه ی عینیش، به جای اینکه اینها رو تبیین کنین (اشاره اش به سمت همون چند تا خانم بود) دنبال این هستین من که حرف حق میزنم رو تبیین کنین!!! ما که توجهمون رو داده بودیم به حرفهای سعید و از اطراف غافل شدیم در همین حین علی اومد یه چیزی بگه ،که جمله ی بعدی سعید دوباره حواس هممون رو به سمت حرفش برد! سعید با یه حالت پیروز مندانه شروع کرد به گفتن: ماشاالله ماشاالله خانم شاهدادی! این درسته بچه ها، ببینین با دار و دستش اومد! چرخیدیم ببینیم چی شده و ماجرا چیه! بععععله حدسمون درست بود! دو، سه تا خانم محجبه توی مسیر این چند تا خانم قرار گرفته بودن و همونجا کنارشون ایستادن، بعد از چند لحظه و شاید به قول گفتنی چشم بر هم زدنی، از صدای بلندشون مشخص شد که داره بحث به دعوا میکشه! سعید هم آنچنان ذوق کرده بود که نگوووو! اینکه اون خانم ها چی می گفتن، که کاملا مشخص بود! و جواب خانم های مقابل هم ‌واضحتر ! داشت واقعا بحث بالا می گرفت که، دو تا خانم محجبه ی دیگه به سرعت از در هئیت اومدن بیرون و خودشون رو رسوندن به این چند نفر ... بر عکس قبلی‌ها صداشون که نمی‌اومد ولی انگار بعد از چند دقیقه خوب تونستن قضیه رو بی سر و صدا جمع کنن. ما هم دیدیم غائله خوابید راه افتادیم.. هنوز هیچ کدوممون اظهار نظری نکرده بودیم که سعید آقا دوباره شروع کرد و گفت: اگه این خانم جعفرزاده روغن فکر تشریف نمی اوردن، بچه ها کارشون رو درست انجام میدادن تا اونها یادشون بمونه هر جای مقدسی رو خصوصا هئیت امام حسین رو با این قیافه و سرو شکل نابود نکنن! حسین دیگه واقعا جوش آورده بود با حالت تعجب و اخم شدید گفت: سعید! چرا چرت و پرت می گی! اصلا صبر کن ببینم! تو اصلا این خانم ها رواز کجا می شناختی هاااان! اسمت بچه هیئتی مثلاااااا! سعید مجالی نداد و گفت: اخوی... بچه هیئتی... زود قضاوت نکن! اینها بچه های دانشگاهن، دیگه همه میشناسن! علی گفت: صالح تو که فرمانده بسیج توی دانشگاهی، تازه عضو انجمن اسلامی هم هستی جوووون من...نگاه جوووون من( در حالی که با دستش محاسنش رو گرفته بود و از جونش مایع میذاشت ادامه داد)... این خانم ها رو می شناختی؟! من نگاهی کردم و هنوز حرف نزده بودم که حسین ابروهاش رو کج کرد و گفت: صالح، به جز بند کفشهاش، توی دانشگاه اگه آدرسم ازش بپرسی بلد نیست! چه برسه به خانم جماعت! سعید خنده ی کنایه آمیزی زد و گفت: آره جون باباش! این( در حالی که به من اشاره میکرد) یه آب زیر کاهی هست که دومی نداره! حسین زد به شونه ی سعید و گفت: آخ ... آخ... آقای محترم کافر همه را به کیش خود پندارد! سعید دیگه حسابی کفری شده بود... ادامه دارد... نویسنده: 👇 Join @khorshidebineshan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍃بسم الله الرحمن الرحیم 🍃 سلام وقتتون بخیر 🔸️امام حسين عليه السلام فرمودند: نياز مردم به شما از نعمت هاى خدا بر شما است ؛ از اين نعمت افسرده و بيزار نباشيد. مثل همیشه؛ جهت خرید بسته های معیشتی برای چند خانواده نیازمند؛ نیازمند دستان یاریگر شما هستیم »☘️ 🌺💚🌺💚🌺💚🌺 از دیگر کارهای مجموعه میتوان به این موارد اشاره کرد:👇👇👇 ۱. جهت ایجاد اشتغال و توانمندسازی خانواده های نیازمند ۲. تهیه لوازم التحریر برای این عزیزان ۳. تهیه جوایز فرهنگی با طرح ایرانی اسلامی برای دانش آموزان فعال قرآنی ۴.تهیه و توزیع کتابهای مفید و انجام مسابقات فرهنگی ۵. آموزش رایگان فرزندان این خانواده‌ها در زمینه های قرآنی، چرتکه، زبان و کارهای هنری و توانمندسازی ایشان. و.... 🌺💚🌺💚🌺💚🌺 💚شما عزیزان میتوانید در این راه با کمکهای نقدی،نذرهای فرهنگی و یا معرفی موسسه به دیگران یاور ما باشید و لبخند بر لب امام زمانمان بنشانید💚 💚حتی فقط نفری ۱۰هزارتومان قطره‌هایی میشود به وسعت دریا💚 👇👇👇👇👇 ۶۰۳۷۹۹۷۹۵۰۴۰۰۱۷۷ را به دوستانتان معرفی کنید 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/573636754Cdcec2736d0 ⚪ اطلاعات بیشتر ازطریق ایدی 👇 🆔@mahdavi255 ✋پخش این بنر صدقه جاریست
سلام و عرض ادب 💝💚💝 مخاطبین باصفایی داریم که مطالب کانال را به کانالها و گروههای خودشون بازنشر میکنند. لذا بازدید برخی مطالب به هزارنفر هم میرسد. ان شاءالله شما هم به جمع باصفاها بپیوندید و پس از مشاهده، اول پست ها رو فوروارد و سپس به سراغ دیگر کانالهاتون برید. 🌺💐🌺 این کانال را دلی زدیم و تاحالا تبلیغ وسیعی هم برایش نکردیم. تا الان هم که علیرغم مشغله فراوان مان پابرجاست بخاطر پیگیری شما مخاطبین است . پس خودتان تبلیغش کنید.
رمانهای جذاب و آموزنده و مذهبی🌺💐🌺 قسمت اول 👇👇👇 https://eitaa.com/khorshidebineshan/16012 قسمت اول 👇👇👇 https://eitaa.com/khorshidebineshan/10439 قسمت اول 👇👇👇 https://eitaa.com/khorshidebineshan/13294 قسمت اول https://eitaa.com/khorshidebineshan/20397 قسمت اول داستان واقعی 👇👇👇 https://eitaa.com/khorshidebineshan/21126 قسمت اول بر اساس 👇👇👇 https://eitaa.com/khorshidebineshan/31363 قسمت اول رمان دورهمی👇👇👇 https://eitaa.com/JazreTanhaee/995 قسمت اول رمان 👇👇👇 https://eitaa.com/khorshidebineshan/24171 قسمت اول رمان 👇👇👇 براساس https://eitaa.com/khorshidebineshan/24910 قسمت اول رمان 👇👇 https://eitaa.com/khorshidebineshan/25802 قسمت اول👇👇👇👇 https://eitaa.com/khorshidebineshan/28042 قسمت اول داستان واقعی 👇👇👇 https://eitaa.com/khorshidebineshan/28519 قسمت اول براساس 👇👇👇👇👇 https://eitaa.com/khorshidebineshan/29196 💚💝💚💝💚 قسمت اول اساس واقعیت 👇👇👇👇👇 https://eitaa.com/khorshidebineshan/30523 قسمت اول 👇👇👇 https://eitaa.com/khorshidebineshan/32233 قسمت اول 👇👇👇 https://eitaa.com/khorshidebineshan/33891 قسمت اول 👇👇👇 https://eitaa.com/khorshidebineshan/34678
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
PDF پرستوهای موساد. عاکف سلیمانی. فصل چهارم.pdf
2.94M
پی دی اف درمورد پرستوهای موساد اسراییل میباشد. اگر می‌خواهید از روش‌های پیچیده زنان امنیتی موساد که برای افراد موثر تله جنسی می‌گذارند آگاه شوید، توصیه میشود پی دی اف فوق را مطالعه بفرمایید. ➡️ ◀️ پایگاه خبری تحلیلی ➡️ https://eitaa.com/joinchat/2868117506C71fc999fff
🌸مسابقه راحت با جوایز ارزنده🌸 🌸 حداقل 30تا جایزه🌸 اگر تعداد شرکت کننده ها زیاد شد بیشترم میشه تا صدتا😍😍 حتی بیشتر..... 🔷نفر اول تا سوم 👈قطعه ای از بهشت سنگ حرم امام حسین(ع)✅ 🔷نفر چهارم تا ششم👈 قطعه ای از فرش حرم امام حسین(ع) ✅تابلو فرش 🔷نفر هفتم تا چهاردهم👈 قطعه ای از فرش حرم امام رضا(ع) ✅تابلو فرش 🔷نفر چهاردهم تا ......👈 شارژ تلفن همراه✅ 🌸🌸 کمتر از یک دقیقه وقت بذارید و برنده بشید🌸🌸 👈👈شرکت در مسابقه👉👉 🔔توجه🔔 برای شرکت در مسابقه روی لینک بزنید👇👇 http://eitaa.com/joinchat/2881421331Cd4d8cd0bc8 🔚لطفا دوستان خود رو به گروه دعوت کنید🙏😊👇👇 بزرگترین گروه پرسمان احکام شرعی در فضای مجازی👇👇👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/2881421331Cd4d8cd0bc8