eitaa logo
مجله تربیتی خورشید بی نشان
797 دنبال‌کننده
10.9هزار عکس
5.8هزار ویدیو
355 فایل
ارتباط با مدیر کانال @mahdavi255
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام روزتان مهدوی 🌹14 صلوات🌹 برای سلامتی وظهور اقا بفرستید تا ان شاءالله * تقدیم نگاه مهربانتان شود☺️👇👇👇
مجله تربیتی خورشید بی نشان
🦋💐💚💐 ﷽ 💐💚💐🦋 #بودنت_هست #سهم66 روی آجر های دورچینِ باغچه نشسته است و گاهی دست پیش می برد و علف هرزی
🦋💐💚💐 ﷽ 💐💚💐🦋 چشم باز می کند. دستش ناخودآگاه از یادآوریِ نیم ساعت پیش مشت شده و انگشتانش از فشارِ زیاد به سفیدی می زنند. مشتش را باز کرده و برگِ علف هرزی که درونش مچاله شده بود را رها می کند. انگشتانش را روی مچِ دست راستش نوازش گونه می کشد و لبخند می زند و لب به دندان می گیرد. اولین لمسِ دستِ حبیب! لبخندش عمیقتر می شود وقتی به کبودیِ کمرنگِ روی مچش خیره می ماند! دست خودش نبود ولی خیلی محکم دستِ او را گرفته و به طرف زیرزمین می کشید! متوجه حضور کسی در کنارش می شود که سر بلند کرده و با دیدن حبیب لب به دندان می گیرد. حبیب خیره به کبودی روی مچِ خورشید، اخم کمرنگی می کند: -ببخشید اون لحظه اصلاً حواسم نبود خورشید لبخند خجولی می زند: -عیب نداره حبیب هم پاهایش را جمع کرده و با لبخند به خورشیدِ سر به زیر، خیره می شود: -ترسیدی؟! خورشید لب تر می کند و سر تکان می دهد: -اونجا... ینی بالای روستای ما بعضی وقتا طیاره میادا... ولی بمب نمیدازه که... من نمیدونستم طیاره‌هام اینقدر ترس میدن آدمو حبیب سر به سمت آسمان گرفته و آرام می خندد: -آره خب... اونجا از این خبرا نیست... ولی اینجا و خیلی از شهرای دیگه هستن که بمبارون میشن.. دستش مشت شده و کلامش رنگ خشم می گیرد: -اون بی پدر به زن و بچه‌های بی گناهم رحم نمیکنه خورشید آه می کشد: -چرا بمب میندازن روی شهرا؟! حبیب لبخند غمگینی می زند: -نمیدونم! آدما همینن دیگه... گاهی از حیوونم بدتر میشن و به هیچکس و هیچ چیزی رحم نمیکنن... آدما سرِ پولی که خودشون درستش کردن گاهی از گرگا هم درنده تر میشن و یا سر نفع و سود خودشون چشم میبندن و هر غلطی میکنن خورشید سر تکان می دهد و آه می کشد و چشمانش پر آب می شوند: -مَش صادق میگفت آدم به یه مورچه م نباید زور بگه! میگفت همه‌ی ما مخلوق خداییم و نباید همدیگه رو اذیت کنیم.. نگاهِ بَراق از اشکش را به حبیب می دوزد: -جنگ خیلی بده آقا حبیب! جنگ ینی این که ما آدما نمیفهمیم... نمیفهمیم که خدا قهرش میگیره اگه همدیگه رو بکشیم اونم الکی! ****ادامه دارد... Join @khorshidebineshan
مجله تربیتی خورشید بی نشان
🦋💐💚💐 ﷽ 💐💚💐🦋 #بودنت_هست #سهم67 چشم باز می کند. دستش ناخودآگاه از یادآوریِ نیم ساعت پیش مشت شده و ان
🦋💐💚💐 ﷽ 💐💚💐🦋 خورشید گردن کج می کند و نگاه کنجکاوش را به حبیب می دوزد: - آقا حبیب؟! حبیب دستش را روی یکی از آجرهای دورچین ستون می کند و وزنش را روی آن می‌اندازد: - بله؟! خورشید زبان روی لب می کشد و کمی به سمت راست مایل می شود: -کشیک ینی چی؟! ابروهای حبیب بالا می پرند: -نگهبانی ابروهای خورشید هم بالا می پرند و چشمان درشتش، درشتتر می شوند: - مگه شما نگهبانی؟!!! حبیب سر به سمت آسمان گرفته و آرام می خندد: -نه!.. گردن کج می کند و نگاهش را به چشم های سیاه خورشید می دوزد: -حالا چرا فکر کردی من نگهبانم؟! خورشید لب برمی چیند و شانه بالا می اندازد: -آخه سیمین خانوم گفت که شما کشیکی حبیب بلندتر از قبل می خندد و خورشید اخم می‌کند: - آ آ! باز قهر نکنیا خورشید خانوم!.. شَست و اشاره اش را دور لبش می کشد: -ببین! شبا بیمارستان تعطیل نمیشه که... همه ی دکترا بعضی شبا کشیک وایمیستن... ینی توی بیمارستان میمونن تا حواسشون به مریضا باشه یا اگه مریض جدید آوردن به دادش برسن خورشید می خواهد سر تکان بدهد و بگوید که حرفش را فهمیده اما رو می گیرد از او! خب نباید می خندید دیگر! ساعدهایش را روی زانوهای جمع شده اش می گذارد و سرش را روی آن ها گذاشته و به پنجره ی هال و دیوار خانه چشم می دوزد. رد شدنِ سیمین خانوم با یک لیوان آب از کنارِ پنجره را از لای پرده ی کنار رفته می بیند. حبیب سر پیش می برد و گردن کج می کند. خورشید که متوجه نگاه و گردن کج شده ی او می شود، اخم می کند و کمی خودش را از او فاصله می دهد. حبیب با همان گردن کج شده، دلجویانه می‌گوید: -خورشید خانوم؟! بابا قهر نکن دیگه... خورشید؟! ببخشید خب... میخوای باز همون شعرو بخونم تا آشتی شی؟! خورشید با یادآوری دو ماهِ پیش و آن شعر کودکانه، ناخودآگاه به خنده می افتد و حبیب خیره به او لبخند می زند: -آها خندیدی! قلقت دستم اومده دیگه... هر وقت قهر کنی اون شعرو میخونم تا بخندی و آشتی کنی ادامه دارد... طاهره.الف Join @khorshidebineshan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
ارتباط موفق_10.mp3
11.86M
۱۰ 🧨 سرزنش و طعنه، حتی اگر به زبان جاری نشود؛ و فقط از درون شما، بگذرد نیـــز ؛ دیگران را از اطراف شما، پراکنده می‌کند! محال است، شما در جذب دیگران موفق باشید؛ مگر آنکه اهل سرزنش، طعنه و قضاوت نباشید. 🎤 Join @khorshidebineshan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔆💠🔅💠﷽💠🔅 💠🔅💠🔅 🔅💠🔅 💠🔅 🔅 ✅سبزی عزیز ؛ تقویت کننده هضم ✍این برگهای سبز و خوش‌بو، از بین برنده بوی دهان هستند و در بهبود فرایند هضم غذا و تقویت هضم توصیه شده‌اند. شوید علاوه بر از بین بردن نفخ، تسکین درد شکم، بهبودی حرکت غذا در لوله گوارش، لینت مزاج، حاوی ویتامین آ، ث، منیزیم و پتاسیم نیز هست. کاهش قند و چربی خون از خواص بی‌نظیر این سبزی است، شما می‌توانید چند پر تازه آن همراه غذا، به شکل دمنوش شوید خشک، شوید پلو یا کنار گوشت پخته شدنش را انتخاب بفرمایید. دمنوش شوید خشک یا تازه ضد نفخ خوبی است که رفع آروغ و سنگینی معده نیز می‌کند و البته قند بعد غذا را نیز تنظیم کرده از چربی خون می‌کاهد. شوید مقوی هضم، مقوی معده، مقوی طحال و مقوی کبد است، مفید در کاهش درد و التهاب مفاصل و کاهنده درد قاعدگی است. از دعوت این سبزی خوش بو و پر خاصیت به سفره خود غافل نباشید. 📚دکتر الهام اختری (متخصص طب سنتی ایرانی) ☜【طب شیعه】 🍏 @khorshidebineshan 🌿 🔅 💠🔅 🔅💠🔅 💠🔅💠🔅 🔆💠🔅💠🔅💠🔅
🍑میوه ای پرخاصیت بنام هلو ✍کمتر کسی میتونه تو این هوای گرم در برابر این میوه وسوسه انگیز و آبدار مقاومت کنه، علاوه بر عطر و طعم منحصر به فردش، خواص زیادی هم داره که در ادامه با اون آشنا میشیم.. طبیعت آن سرد و تر نوع مناسب آن: رسیده، شاداب و لطیف خواص: ملین و تسکین بخش حرارت بدن و تشنگی و برای رفع بدبویی دهان و تب‌های صفراویِ خالص مفید است. اگر قبل از غذا میل شود و تا نیم ساعت، آب یا هیچ خوراکی نخورید اشتهاآور است. ☜【طب شیعه】 🍏 @khorshidebineshan 🌿
سلام روزتان مهدوی 🌹14 صلوات🌹 برای سلامتی وظهور اقا بفرستید تا ان شاءالله * تقدیم نگاه مهربانتان شود☺️👇👇👇
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا