🌀چند استوری کاملا حسابی دربارهی فتنهی چادر...
#کانال_تربیتی_خورشید_بی_نشان بپیوندید👇
Join @khorshidebineshan
سلام شبتان مهدوی
🌹14 صلوات🌹 برای سلامتی وظهور اقا بفرستید تا ان شاءالله #قسمتجدیدداستانسمِمهلک* تقدیم نگاه مهربانتان شود☺️👇👇👇
مجله تربیتی خورشید بی نشان
🦋💐💚💐 {﷽} 💐💚💐🦋 #سم_مهلک #بر_اساس_واقعیت #قسمت_نوزدهم گفتم بهتره که منم یه حرکتی بزنم! ولی ب
🦋💐💚💐 {﷽} 💐💚💐🦋
#سم_مهلک
#بر_اساس_واقعیت
#قسمت_بیستم
گفت: من همه چیزم رو از دست دادم هدی!
همه چیز!
بلند شدم و شروع کردم قدم زدن...
نفس عمیقم رها شد توی فضا...
لحظه ای ایستادم و نگاهی به سمت مسیری که اومدیم کردم و گفتم: مهسا میدونم بهم ریخته ای!
باور کن حال منم بهتر از تو نیست!
اما والا تا جایی من شنیدم و دارم می بینم با ارزشترین دارایی انسان عمرشه که علی الظاهر با نفس کشیدنت نشون میده تو هنوز داریش!
پس بی خودی شلوغش نکن!
( من میدونستم الان مهسا توی موقعیتیه که میشد باهاش مستقیم حرف زد ) بخاطر همین بی مقدمه و بدون حاشیه ادامه دادم: میخوام رک و مستقیم بهت پیشنهاد بدم و بگم تا وقتی اصل کاری رو داری بیا تا فرصت هست از همین جا مسیرت رو عوض کن و به مسیر قبلی برنگرد!
تا تو نخوای من نمی تونم کاری برات بکنم!
نه من ! که هیچکس نمی تونه کاری برات بکنه!
متوجهی چی میگم مهسا!
خیره نگاهم کرد!!!
نشستم کنارش، دستش رو گرفتم بین دو تا دستم، و گفتم این قانون دنیاست ،چه بخوایم چه نخوایم ،این خودمونیم که انتخاب می کنیم که چه جوری ادامه بدیم! هر دو تاش هم یه نوع انتخابه!
و هر انتخابی آخرش مشخصه!
مسیر من این سمتیه! و بعد با دستم به سمت مزار شهدا اشاره کردم...
نمیدونستم با این همه صراحتم واکنشش چیه؟! خصوصا توی این موقعیت اما بالاخره که چی!
باید یه جا این حرف رو میزدم! با نگرانی منتظر بودم جواب بده!
باید امروز تکلیف رفاقتمون مشخص میشد!
یا رومی روم یا زنگی زنگ!
نمیشه که هم اونوری بود، هم اینوری!
مکثش طولانی شد!
ترجیح دادم کمی تنهاش بذارم...
دوباره از روی نیمکت بلند شدم و تا انتهای ردیف مزار شهدا رو رفتم بدون اینکه پشت سرم رو نگاه کنم. به آخرین شهید نرسیده بودم که دستی چادرم رو کشید!
به سرعت برگشتم سمت عقب...
مهسا بود!
کنار همون شهید نشست و سرش رو انداخت پایین!
با مِن مِن گفت: من میخوام بیام توی این مسیر... ولی می ترسم، خیلی هم می ترسم...
حقیقتا از خودم نا امیدم هما!!!
یعنی آیندم و زندگیم چی میخواد بشه؟!
از اینکه هما صدام کرد لبخندی نشست روی صورتم...
حالا منم کنارش نشسته بودم...
محکم و قاطع بهش گفتم: این مسیر آخرش خوشبختیه ولی باید حواست باشه توی هر مسیری شیطون دست از حمله بر نمیداره!
این یه واقعیته که اون یه دشمن آشکاره!
اولین راه شکارش هم حمله از جلو!
متعجب نگاهم کرد و گفت: حمله از جلو !!!
یعنی چی؟!
گفتم: یعنی همین که گفتی!
ایجاد ناامیدی و دلشوره نسبت به آینده!
اتفاقا خیلی ها هم از همین جا میفتن توی دامش!
باورت میشه از ناامیدی!
از اینکه فکر می کنن دیگه بخشیده نمی شن، نهایتا بی خیال جبران کردن میشن و آخرشم که نگفته پیداست خواهر!
با حالت تامل خاصی تکرار کرد: خواهر!
چه واژه ی غریبیه برای من....!
تا این جمله رو گفت اومدم به شوخی حرفی بزنم که....
ادامه دارد....
نویسنده:#سیده_زهرا_بهادر
#کانال_تربیتی_خورشید_بی_نشان👇
Join @khorshidebineshan
مجله تربیتی خورشید بی نشان
🦋💐💚💐 {﷽} 💐💚💐🦋 #سم_مهلک #بر_اساس_واقعیت #قسمت_بیستم گفت: من همه چیزم رو از دست دادم هدی! ه
🦋💐💚💐 {﷽} 💐💚💐🦋
#سم_مهلک
#بر_اساس_واقعیت
#قسمت_بیست_ویکم
چند تا آقا از جلومون رد شدن بخاطر همین من ساکت شدم...
سکوت من باعث شد مهسا حرف بزنه...
گفت: با داشتن خواهر میشه باهاش حرف زد ، حرفهایی که هیچ کجا نمیشه گفت!
بعد خودش با تاکید سرش گفت: البته خوب شاید همه ی خواهرها هم اینجوری نباشن ولی هما من میخوام با تو حرف بزنم و بدون اینکه منتظر واکنشی از طرف من باشه ادامه داد : راستش... راستش الان که دیگه فریده ای نیست طبیعتا داریوش هم نخواهد بود، با مردن فریده عملا برای من داریوش هم مرد!
نگاهش رو به آسمون دوخت ادامه داد و چه بهتر که توی زندگی من داریوش نباشه!
من چون هیچی از ماجرای داریوش نمیدونستم واقعا نظری نداشتم که بدم!
اینکه این آقا کیه و توی زندگی مهسا چکاره بوده برام مبهم بود! می خواستم بپرسم که اصل قضیه چیه؟!
اماجملات پر قدرت بعدی که مهسا گفت مجالی برای پرسیدن این حرفها نگذاشت...
با حالی بین انگیزه برای جبران گذشته و امید به یه مسیر جدید ادامه داد: من درستش می کنم...
همه چیز رو...
خوشحال بودم اینقدر انگیزه گرفته، اما از لحن کلامش کمی هم نگران شدم چون احساس کردم که دنباله اینه یک شبه همه ی گذشته اش رو میخواد جبران کنه، اما من میدونستم این مسیر پلکانیه و طبق قاعده گام به گام باید نقص ها و ضعف ها رو شناخت و جبران کرد و یکدفعه توقع خوب عالم شدن رو داشتن جز بدترشدن ماجرا کمکی نمی کنه!
این مساله خیلی برام واضح بود که حتی تعمیر یه دستگاه خراب دست کم، هم زمان می بره ،هم باید يه سری قطعات کلا عوض بشه تا راه بیفته، حالا چه برسه به اینکه يه آدم تصمیم بگیره يه تغییر اساسی برای راه اندازی دوباره اش داشته باشه!
بالاخره شوخی که نبود!
قرار بود يه زندگی زیر و رو بشه!
ولی باید حواسم می بود برای من هم این نگرانی، تله ی حمله ی شیطان از جلو نباشه که من رو هم نا امید کنه که نمیشه، این مسیر هر چند با بالا و پایین هاش روشن بود...
بعد از ماجرای گلزار شهدا و حرفهایی که بینمون رد و بدل شد ارتباط من و مهسا خیلی بیشتر و عمیقتر شد. اوایل خیلی این رابطه برای من سخت بود چون تفاوتهامون زیاد بود.
اما کم کم شبیه هم شده بودیم. یعنی درست بخوام بگم مهسا شبیه ما شده بود. از تفکرش گرفته تا تیپ و پوشش. هرچند طول کشید و زمان زیادی برد اما بالاخره به قول پیامبرمون(صلی الله علیه و آله) شبیه دوستایی که باهاشون می چرخید داشت می شد...
شاید بیش از چندین ماه گذشته بود که دم دمای عصر بود که مهسا بهم زنگ زد. از تن صداش معلوم بود حالش مثل همیشه نیست!
اولش که نمی خواست چیزی بگه اما بعد از اصرار من شروع کرد مبهم صحبت کردن!
حرفهایی که رنگ و بوشون از مشکلی حکایت میکرد اما علتش مشخص نبود!
در نهایت دیدم هیچی از حرفهاش نفهمیدم!
گفتم مهسا به قول بچه ها، فارسی حرف بزن ببینم مشکل چیه؟!
من که تا خودت نگی علم غیب ندارم بتونم کمکت کنم!
نکنه هنوز با من رودربایستی داری خاااانم؟
بالاخره زبون باز کرد و گفت:...
ادامه دارد...
نویسنده:#سیده_زهرا_بهادر
#کانال_تربیتی_خورشید_بی_نشان👇
Join @khorshidebineshan
┄┅══🦋🦋﷽🦋🦋
🦋اولین ســـــلام صبــحگاهے تقـــدیم به ســـــاحت قدســـــے قطب عالــم امکان #حضـــرتصاحـــبالـــزمانعج🦋
🦋💐🦋💐🦋💐🦋💐🦋💐🦋💐
🦋🌺السَّلامُ علیڪَ یا بقیَّةَ اللهِ
یا اباصالحَ المَهدي یا خلیفةَالرَّحمن و یا شریڪَ القران
ایُّها الاِمامَ الاِنسُ و الجّانّ سیِّدے و مَولاے الاَمان الاَمان🌺🦋
🦋💐🦋💐🦋💐🦋💐🦋💐🦋💐🦋
🌹 #سلام_بر_حسین_علیهالسلام 🌹
🦋🌺 الْسَلاٰمُ عَلَيْكَ يَا أبا عَبْدِ اللهِ وعلَى الأرواحِ الّتي حَلّتْ بِفِنائِكَ ، عَلَيْكَ مِنِّي سَلامُ اللهِ أبَداً مَا بَقِيتُ وَبَقِيَ الليْلُ وَالنَّهارُ ، وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ العَهْدِ مِنِّي لِزِيَارَتِكُمْ ،السَّلام عَلَى الحُسَيْن ، وَعَلَى عَليِّ بْنِ الحُسَيْنِ ، وَعَلَى أوْلادِ الحُسَيْنِ ، وَعَلَى أصْحابِ الحُسَينِ.🌺🦋
🦋💐🦋💐🦋💐🦋💐🦋💐🦋💐
•••┈✾~🍃♥️🍃~✾┈•••
┄•●❥ @khorshidebineshan
Farahmand-Doaa-Ahd_SoftGozar.com.mp3
9.72M
🌺
═══✼🍃🌹🍃✼═══
دعای عهد کم حجم
✨🕊الّلهُـمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــ الْفَـــرَج🕊✨
25.02M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#تندخوانی_تصویری #جزء8 قرآن کریم استاد معتز آقایی
حدود۳۰دقیقه
─┅═ঊঈ🍃🍂🍁🍃ঊঈ═┅─
#سربازان ظهور فرمانده
#منهنوزلبخندفرماندهراندیدم
─┅═ঊঈ🍃🍂🍁🍃ঊঈ═┅─
به نیابت از #امامزمان عج هدیه به محضر #جعفرصادق علیه السلام
─┅═ঊঈ🍃🍂🍁🍃ঊঈ═┅─
🔴 آقایان این رسمش نیست، نا امید کردن مردم گناه بزرگی است
🔹 حسن روحانی معلوم الحال که به خاطر جرایم فراوانش باید شلاق بخورد و اعدام شود، با کمال وقاحت و به راحتی مشغول دور دور است با مسئولان کشور!
🔹 روحانی رفته ختم مرحوم آیت الله ری شهری، کنار اژه ای رییس قوه قضاییه نشسته و باهاش صحبت کرده و با محمدی گلپایگانی رییس دفتر رهبری هم خوش و بش کرده!
🔹 آقایان این قدر نمیفهمید با این کارتان مردم را از برخورد با مفسدان نا امید می کنید؟!
🔹 آقایان در مسئولیتی که دارید کمی #غیرت_دینی داشته باشید و نگذارید مردم از این بیشتر نا امید شوند
#محاکمه_روحانی
🔴به کمپین #بیداری_ملت بپیوندید👇
http://eitaa.com/joinchat/963837952Cb758f6bd13