eitaa logo
مجله تربیتی خورشید بی نشان
797 دنبال‌کننده
10.9هزار عکس
5.8هزار ویدیو
355 فایل
ارتباط با مدیر کانال @mahdavi255
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸🌸🌸 خانمهای عزیز روز زن نزدیکه، آقایون منتظر هر فرصت کوچیکی هستن تا قهر کرده و خانه را ترک نُمایند! فلذا خواهشمند است سعی کنید بیشتر از همیشه مهربان و عاشوق بوده و توطئه را در نطفه خفه کنید!😁 🌹@khorshidebineshan🌹
مجله تربیتی خورشید بی نشان
🌸🌸🌸 خانمهای عزیز روز زن نزدیکه، آقایون منتظر هر فرصت کوچیکی هستن تا قهر کرده و خانه را ترک نُمایند!
شما خانم ها هم دیگه توقعتون رو بیارید پایین ... اینقدر تو اسمونها سیر نکنید.😇👸 کی الان میتونه سکه وطلا بخره که شماها توقع دارید همسرتون از این کارها کنه. همون یه تبریک خشک وخالی هم خودش خیلیه... لذا جهت تلطیف خاطرتون و اینکه اعصاب مصابتون بهم نریزه از فردا طی هر رفت و امدی یا تماس تلفنی هی به همسرتون بگید پیشاپیش تولد حضرت فاطمه و روز زن مبارک🤩 خواستم بهت تبریک بگم همین .هیچ هدف خاصی هم ندارم.😁 @khorshidebineshan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
⭕️ اگر توانستید، با این متن اشک نریزید... بسیااار زیباست 👇 امروز، عجب روزی بود! همه غافلگیر شدیم. ما در خانه بودیم. پدر خواب بود، مادر در آشپزخانه مشغول پخت و پز، من و برادر کوچکم سر کنترل تلویزیون جر‌ّ و ‌بحث میکردیم! که ناگهان آن صدای عجیب و دلنشین در خانه پیچید، آیه ای از قرآن. به خیال اینکه شاید صدا از بیرون آمده، پنجره را باز کردم و دیدم که صدا در خیابان نیز به وضوح می آید. صدایت آشنا و پر‌رنج بود؛ پدرم بی درنگ از خواب پرید، مادرم با کفـگیر، به زمین تکیه داده بود، من و برادرم کنترل را به کناری پرت کردیم و سراپا گوش شدیم، اصلاً مجری تلویزیون و مهمانان آن هم از جای خود بلند شده بودند و با دهانی باز و چشمانی متعجب، آسمان را ور‌انداز می کردند. و تو خود را معرفی کردی: « ای اهل عالم! من بقیه‌الله و حجت و جانشین خداوند روی زمینم...» باورمان نمی‌شد.‌ آن‌جا بود که گل از گل‌مان شکفت و زیر لب سلام دادیم: «السلام علیک یا بقیه‌‌الله فی ارضه» بعد با طنین محمدی ات ما را خواستی: «...در حقّ ما از خدا بترسید و ما را خوار نسازید، یاری‌مان کنید که خداوند شما را یاری کند. امروز از هر مسلمانی یاری می طلبم» ..وصف نشدنی است. در پوست خود نمی گنجیدیم. پدرم همان پایین تخت به سجده شکر افتاد. مادرم سرش روی زانو بود و های های گریه میکرد و من و برادرم به خیابان دویدیم! خودت دیدی که کوچه و خیابان غلغله بود! مردم مثل مورچه هایی که خانه هایشان اسیر سیلاب شده بیرون میریختند، یکی دکمه پیراهنش را بین راه می‌بست، دیگری گِرِه روسری اش را میان کوچه محکم میکرد، عده ای زیر‌ بغل پیرزنی ناراحت را که پایه عصایش بخاطر عجله شکسته بود گرفته بودند و دیدی آن کودکی که به عشق تو کفشهای پدرش را با عجله پوشیده بود و هی می افتاد! مردمی که روزی از سلام کردن به یکدیگر اکراه داشتند، خندان به هم تبریک میگفتند. قنادی رایگان شیرینی پخش میکرد و دم گل‌فروشی سر خیابان، مردم صف بسته بودند برای خرید گل ولو یک شاخه برای تهنیت به گل نرگس! ماشینها بوق‌زنان و بانوان کِـل‌کشان و گلاب پاشان، پشت سر جمعیت عظیمی از جوانان به راه افتادند. جوانانی که دست می افشاندند و با شور میخواندند: «صلّ علی محمد *** حضرت مهدی آمد» خیلی از نگاه‌ها به ویترین یک تلویزیون‌ فروشی در آن سوی خیابان دوخته شده بود تا اولین تصویر جمال زیبایت، مخابره جهانی شود. نذر ۳۱۳ صلوات کردم مبادا اَجنبی چشم زخمت بزند. وقتی چهره دلربایت به قاب تلویزیون آمد، شیشه مغازه غرق بوسه شد. یکی بلندبلند صلوات میفرستاد، دیگری قسم می‌خورد که تو را قبلاً در محله‌شان دیده وخیلی‌ها اشک‌هایشان را با آستین پاک می‌کردند تا یک دل سیر تماشایت کنند. در این مدت که علائم پیش از ظهور یکی پس از دیگری نمایان می‌شد، دل شیعیانت مثل سیر‌و‌سرکه میجوشید اما کسی فکر نمیکرد به این زودی‌ها ببـیندت. راست گفت جدّت رسول خدا که فرمود:« مَثَلِ ظهور مهدی، مَثَلِ برپایی قیامت است. مهدی نمی آيد مگر ناگهاني" قسم میخورم این اثرِ دعای توست که تا کنون ما زیر عَلَمت مانده ایم." کاش زودتر برسی... 📌 ❅ঊঈ✿🚩✿ঈঊ❅ @khorshidebineshan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🚨 خاطره‌ای شنیدنی از یکی از معاونین در رابطه با آخرین دست خط ایشان: 🔻 «در حلب با حاجی قدم می‌زدیم به او گفتم: نمی‌دانم گیر کار من و تو کجاست که زیر این همه آتش نمی‌شویم؛ گفت: مطلبی را به تو می‌گویم تا زنده ام جایی نقل نکن: من اصل شهادتم را گرفته‌ام؛ اما زمانش را تا حد زیادی به خودم واگذار کرده‌اند». 🔻این دست‌نوشته هم سند آن! ✍ # @khorshidebineshan
5.51M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 روایتی شنیدنی از مذاکره سردار سلیمانی با ولادیمیر پوتین از زبان سردار اسدی ✍ 🚨@khorshidebineshan
📚 🔴 قصه ی ابلیس به سر میرسد عمرش به دنیاست تا روز ورود مهدی (سلام الله علیه) به مسجد کوفه؛ همان وقت پیدایش می شود خوار و زبون و به زانو در آمده، صدای ناله اش را همه خواهند شنید، موی پیشانیش را می گیرند گردنش را می زنند. قصه ی ابلیس به سر می رسد! وقت معلومی که از خدا مهلت گرفته بود تا همان روز است 📚 مکیال المکارم، جلد یک صفحه صدو هشتاد و هشت 🎀 @khorshidebineshan 🎀 🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
بی عشق مٙهـ❤️ـدی ... در دلم لطف و صفا نیسٺ لایق به خاک است ... آن دلی که مبتلا نیست هرروز باید ... از فراقش ناله سر داد مٙهـ❤️ـدی فقط ... آقای روز جمعه ها نیست •┈••✾•🍃❤️🍃•✾•┈• @khorshidebineshan •┈••✾•🍃❤️🍃•✾•┈•
🖋 : 💠💠💠💠 پیشنهاد فرهنگی خانم‌های محترم! به همه اعلام کنید که از این پس در هیچ مراسم «بازدید جهیزیه» شرکت نمی‌کنید و این نوع دعوت‌ها را توهین به شخصیت خودتان می‌دانید. این‌که عروس‌خانم چند قابلمه و کاسه و بشقاب با فلان مارک دارد، هیچ ربطی به ما ندارد. یادمان باشد خانواده‌های بسیاری با وجود فشارهای اقتصادی برای دیدن چهار نفر مثل من و شما خود را به رنج می‌اندازند تا در این مجالس تحقیرآمیز از تفاخر عقب نمانند. با براندازی این رسم غلط به آسان کمک کنیم. 😇☆▪☆ •┈••✾•🍃💠🍃•✾•┈• @khorshidebineshan •┈••✾•🍃💠🍃•✾•┈•
سلام شبتون مهدوی 🌹14 صلوات🌹 برای سلامتی وظهور اقا بفرسین تا ان شاالله قسمتهای جدید رو بذارم😊