نوه عمم داره گریه میکنه میگه من دوست ندارم بعد از عید برم مدرسه چون دوست ندارم شهید بشم اگه شهید بشم و بمیرم اونوقت چیکار کنم؟=)))
بعد عمم میگه هر روز از استرس جنگ یه تسبیح برمیداره و صلوات میفرسته برای اینکه شهیدش نکنن:))))))
مظلوم ترین قشر توی وضعیت الان همین بچههان که با این سن کمشون یه حجم گندهای از استرس رو مجبورن تحمل کنن و معلوم نیست که این حجم از فشار و استرس تو این سن کم چه آثاری قراره در آینده روی روح و روانشون بذاره.
امروز با دوستم توی پاساژ بودیم که شنیدیم یزدو زدن.
بعد مردم خیلی نرمال داشتن با آرامش خرید عیدشونو میکردن.
حتی موشک هم نمیتونه جلوی اومدن بوی عید رو بگیره.
امروز بالاخره تونستم یکم بوی عید رو احساس کنم*