eitaa logo
خزعبلات؛
268 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
228 ویدیو
4 فایل
ـ‌محزون ولی امیدوارـ بدون اکسیژن زنده میمانم، بدون چای هرگز. سبز باش و‌ سبز بمون' راستی یادت نره لبخند بزنی* https://daigo.ir/secret/685040610
مشاهده در ایتا
دانلود
همیشه سعی میکنم تا اونجایی که میشه خودمو شاد و خوشحال نگه دارم. اونجایی که دارم دستامو رو زمین میکوبم و زجه میزنم و صورتم خیسِ اشکه یهو یه جرقه تو ذهنم میخوره که پاشو یه کاری واسه خوب شدن حالت انجام بده. پاشو و خودتو از این منجلابِ غم و غصه بکش بیرون. آهنگ بزار، برقص، آرایش کن، آشپزی کن، طراحی کن؛ چمیدونم خلاصه یکاری واسه خوب شدن حالت انجام بده چون هیشکی قرار نیس به جز خودت به دادت برسه پس پاشو جمع کن خودتو.
چون آخرین باری که هیچ تلاشی واسه خوب شدن حالم نکردم سگ سیاه افسردگی اومد و منو با خودش به ناکجا آباد برد. اون دوران سیاه ترین دوران زندگیم بود که تهش به یه خودکشیِ ناموفق هم ختم شد حتی... و خداروشکر که اون دوران تموم شد و گذشت. ولی همیشه یادم میمونه که چه بر من گذشت تا تموم شد اون روزا.. اون روزایی که شب و روز برام معنی نداشت. اصلاً نمیفهمیدم کجام و چرا دارم زندگی میکنم. حتی زیارت مکان های مقدس هم کمکی به حالم نکرد و درواقع در خنثی ترین حالت ممکن بودم که مثلاً اگه یکی میومد بهم میگفت فلانی مرده اینجوری بودم که خب که چی؟ و همه ی دوستام ازم دور شدن چون من تبدیل به یه آدم درونگرا و کم حرف شده بودم که نسبت به هر جمعِ خونوادگی و دوستانه ای انزجار داشتم و همش خودمو توی اتاق حبس میکردم.
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واکنش دوستام وقتی پروفایل جدید میزارم:
‏عصبانیت من خیلی کوتاه و سطحیه، ولی دلشکسته شدنم طولانیه، عمیق و مقاوم؛ اگه از یکی عصبانی بشم خیلی بهتر از اینه که ازش دلخور بشم.
خدا مرگم بده الهی خب زن یه ویرگول میذاشتی واسمممممممم:)))))) به مامانش پیام دادم*
کارای خونه داره مثل تراپی واسم عمل میکنه. حس میکنم کم کم باید با دوران نوجوونی خداحافظی کنم.
رسماً فوت شدم امشب. واقعاً تمیز کردن خونه‌ی جدید سخت ترین بخشِ جا‌به‌جایی‌عه.
خزعبلات؛
رسماً فوت شدم امشب. واقعاً تمیز کردن خونه‌ی جدید سخت ترین بخشِ جا‌به‌جایی‌عه.
بعد اونجا وقتی میخواستم شروع کنم به تمیزکاری لباسامو با لباسای راحتی و کهنه تر عوض کردم بعد ایرپاد تو گوشم بود و همینطور که داشتم به یه آهنگِ شادِ دیش دیرین دادان گوش میکردم شلوار گل گلیمو تو هوا تاب میدادم یهو دیدم مامان بابام تو چارچوب در وایسادن دارن نگام میکنن و بابام داره آروم در گوش مامانم میگه نگاش کن توروخدا داره با تمبونش میرقصه😔😂😂😂
باز خداروشکر اون موقعی که داشتم واسه جنای اتاق کنسرت زنده اجرا میکردم و با دسته ی تِی گیتار میزدم و داد میزدم مو سوختوم ما برشتوم..منو ندیدن🌝😂
خزعبلات؛
بعد اونجا وقتی میخواستم شروع کنم به تمیزکاری لباسامو با لباسای راحتی و کهنه تر عوض کردم بعد ایرپاد ت
مامانم ؛ با دخترایی که خل و چلن رفاقت نکنیا موقعیت : خودم سردسته‌ی همه خل‌وچل‌هام .