خزعبلات؛
من همیشه از تغییر میترسیدم. همیشه انقدر نسبت به خونمون، وسایلم و حتی آدمای رندومی که تو زندگیم باهاش
و تمام.
_شاید شروعی دوباره_
تا آرنج در انواع و اقسام موادهای شویندهی بازی و اسیدی قرار دارم و فکرکنم قراره بعدش پوست جدید در بیارم.
میبینم که روز تولدم با آغاز هفتهی وحدت یکی شده.
اینو یه نشونه در نظر میگیرم برای مبعوث شدن به پیامبری😔
هدایت شده از - حڕف ِدل . .
تولدت مبارک دختر خل ُ چل ُ قوی من ،
من میدونم یه روزی موفق میشی و به همهی آرزوهای قشنگت میرسی :) .
اونموقعس که باهم موفقیتت ُ جشن میگیریم
کلی حرف دارمم ولی نمیدونم چطوری بیانش کنم
خوشحالم که هستی خره *
۱۸ سالگیت سال ِ قشنگی باشه خوشگل من .
تولدتمبارکشهریوریجذاب *
💜🫧 بوس به چشمای قشنگت .
هدایت شده از راحیل؛
فاطمه عزیزم؛
تولدت هزارانبار مبارکمون💙
خیلی خوشحالم که هستی و دارمت
'نیمهحضوریمن'
به اندازه تمام خندههامون
باهمدیگه ، مسخرهبازیامون ،
قشنگی لبخندات ، لطافت
موهای نازت ، غرایی که
پیشت زدم ، دوستت دارم
و خواهم داشت🩰🤍
-
امید به روزی که باز بغل بگیرمت. 𝐇𝐁𝐃 🫂
یَک دانه ماچگنده پس کلهی تکتکتان جیگر بلاها به اندازهی تمام این دوسالی که باهم دوست بودیم، تمام خاطراتی که باهم ساختیم و به اندازه ی تمام روزاهایی که کنار هم خندیدیم و اشک ریختیم دوستون دارم💘
خب خب باید بگم تو این بازهی ۱۷ تا ۱۸ سالگی خیلی تغییر کردم و بزرگ تر شدم و طبیعتاً خودم خیلی بیشتر متوجه این تغییرات میشم.
از خدا ممنونم که سر راهم کلی آدمای مهربون قرار داد تا بهم صادقانه محبت کنن و دوستم داشته باشن و منم متقابلاً بهشون بی منت عشق بورزم و همچنین ممنونم که یه سری آدم پست و بدذات هم سر راهم قرار داد تا یاد بگیرم که هر آدمی لیاقت محبت و احترامم رو نداره و گاهی باید احساساتم رو دور بندازم قبل از اینکه ازش سواستفاده بشه..
خلاصه اینکه ۱۷ سالگی برام پر از حس های جورواجور و صد البته خوب بود که با سفر به مشهد و کربلا به پایان رسید و چه پایانی از این خوشتر؟! :)
1403/6/26✨