eitaa logo
خزعبلات؛
289 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
218 ویدیو
3 فایل
ـ‌محزون ولی امیدوارـ بدون اکسیژن زنده میمانم، بدون چای هرگز. سبز باش و‌ سبز بمون' راستی یادت نره لبخند بزنی* https://daigo.ir/secret/685040610
مشاهده در ایتا
دانلود
خزعبلات؛
دوستام بعد از امتحان سر اینکه سر یکی از جوابا میشد ۲.۵ یا ۳.۵ باهم بحث میکردن . منی که جوابو ۰.۰۰۰۰۴
یکیشون داشت میگفت وای خیلی گند زدم فکنم ۱۷ بشم. منم گفتم اره منم خیلی گند زدم خداکنه ۱۵ به پایین نشم🤡
اینکه امتحانامو دارم پشت سر هم قهوه ای میکنم بخاطر این نیس که درس نمیخونم! بخاطر اینه که خیلی کند و وسواسی درس میخونم و وقت کم میارم:))) وگرنه که صبح تا شب کتابخونه پلاسمو شبا عین جنازه برمیگردم خونه.
عاقا داشتم یکی از کتابای قدیمی مامانمو میخوندم وسطش یه چیزی پیدا کردم.
زمان: حجم: 58.7K
این بیشتر از من خوشحاله😔😂
خزعبلات؛
راستی با این دختره حسابی صمیمی شدم.
انقد تو کتابخونه به اسکل بازیای همدیگه خندیدیم که وقتی داشت میرفت میگفت نمیخام ازت جدا شم قبلنا کتابخونه خیلی برام کسل کننده بود و زمان دیر میگذشت ولی الان خیلی زمان زود میگذره و با تو توی کتابخونه خیلی بهم خوش میگذره.
خزعبلات؛
انقد تو کتابخونه به اسکل بازیای همدیگه خندیدیم که وقتی داشت میرفت میگفت نمیخام ازت جدا شم قبلنا کتاب
دیروز کنار هم نشسته بودیم داشتیم درس میخوندیم بعد یه پریز برقم کنارمون بود یه دختره اومد گفت میشه من اینجا اتو مو مو بزنم تو برق؟🤡 منو دوستم همزمان یه نگاه به هم انداختیم بعد پقی زدیم زیر خنده بش گفتم ببین من با این قیافه بی رنگ و رو توهم که با دمپایی قرمز پلاستیکی اینجا نشستی. چرا انقد اینا به خودشون میرسن و خوشگل و آرایش کردن؟ پس چرا منو تو قیافه هامون شبیه کلثوم اکبری میمونه؟ گفتن این جمله همانا و منفجر شدن از خنده همانا😂😂😂 دیگه کم مونده بود از کتابخونه پرتمون کنن بیرون😔😂
داشتم برا مامانم تعریف میکردم که اره مامان یبار داشتم تو سالن غذاخوری غذا میخوردم شنیدم که چند تا دختر داشتن پشت سرم حرف میزدن میخواستم برم گیس و گیس کشی راه بندازم و باهاشون یه دعوایی کنمااا مامانمم خیلی پوکر نگام کرد گفت حالا دو روزه داری میری کتابخونه چرا انقد شاخ شدی برا من؟😂😂😂😂 گفتم وای ماماننننن یعنی چی که شاخ شدم؟چرا انقد ادبیاتت تغییر کرده؟😔😂 وا
وسط درس خوندن خیلی خسته شدم رفتم تو پارک کنار کتابخونه یکم هوام عوض بشه. همین که پامو گذاشتم توی پارک دیدم این دختر پسرا جوری توی هم میلولن و ماچ و موچ راه انداختن که حالم بد شد و از خجالت با سرعت نور از اونجا دور شدم🌚 عاخه مکان عمومی جای این کاراس؟