کارمو واقعاً با تموم خستگیا و مشکلاتش دوست دارم.
برق توی نگاه و ذوق کردنِ اون دختر کوچولو وقتی رو بستنیش اسمارتیز و سس شکلات ریختم رو دوست دارم.
اون کاپلای گوگولیای که میان باهم بستنی بخورن و گپ بزنن رو دوست دارم.
مشتری هایی که با نهایت احترام باهام رفتار میکنن رو دوست دارم.
خیلی هم بدم نمیاد اگه در آینده یه کافه بستنی جمع و جور واسه خودم داشته باشم.
جالبه قدیما دیگه نهایتااااا احساس مفید بودن نمیکردم. الان ولی کاملا احساس مضر بودن دارم.
پروفایل عوض میکنی بعد دوستات یکی یکی میان پیوی قربون صدقت میرن. بازم ممنون بابت دختر بودن💅🏻