𝙊𝙨𝙩𝙖𝙙𝙚 𝙢𝙖𝙣
Part: 13
..........................................
دریا:افرین..........
طاها:باوشه
نیکا:بیاین جرعت حقیقت
همه:ارههههههه
دور اول افتاد به نیکا از طاها
نیکا:از کی خوشت میاد؟ اول اسمش چیه
طاها:ن
همه:اووووووو
دریا:عروسسسس
زنگ در خورد
رفتم باز کردم دیدم همون خواستگارس
خواستم درو ببندم که درد عجیبی توی بدنم پیچید و
سیاهی مطلق....
ིྀیارا ིྀ
داشتیم بازی میکردیم که درو زدن
دریا رفت باز کنه
۵ دقیقه گذشت هنوز نیومد
رفتم ببینم کجا موند
که با بدن بی جونش رو به رو شدم
دم در کامل قرمز بود
جیغ بلندی زدم که همه اومدن
دانیال سریع دریا رو بلند کرد و برد تو ماشین
ما هم پشت سرش رفتیم
من فقط گریه میکردم
بمیرم برا دانیال و آراد...
نشسته بودیم رو به رو اتاق دریا
ིྀ یک هفته بعدིྀ
دریا هنوز بهوش نیومد
یک هفته گذشته بود
هر روز بیشتر نگران و دل تنگ میشدیم
دانیال تو این یه هفته پنج بار سرم زد
آراد هم شب و روز تو بیمارستانه
نیکا پیش من مونده
همه داشتیم نابود میشدیم
با نیکا آماده شدیم که بریم بیمارستان
اماده شدیم
ماشین رو روشن کردیم.
و به سمت بیمارستان حرکت کردیم
آراد نشسته بود
سریع رفتم تو بغـ. لش
آراد:بهتری؟
یارا:تو بهتری؟
آراد:نه
یارا:منم...
دکتر و چندتا از پرستارا سریع رفتن تو اتاق دریا
{𝙊𝙨𝙩𝙖𝙙𝙚 𝙢𝙖𝙣}
𝙊𝙨𝙩𝙖𝙙𝙚 𝙢𝙖𝙣 Part: 13 .......................................... دریا:افرین.......... طاها:باوشه نی
܀پارت༆ جدید تقدیم بهتونೄྀ
شنوای نظرتون هستم ིྀ 💞🫂
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8wgj3u4&btn=𝓝𝓲𝓴𝓪