༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟑
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
اون شب هم تموم شد
فردا پنجشنبه بود برای همین تا هروقت میخواستم میتونستم بخوابم
ارایشمو پاک کردم
لباس راحتی پوشیدم
ولو شدم رو تـ..خت
پناه هم توی اون یکی اتاق خوابید
با صدای زنگ گوشیم بیدار شدم
شماره ی ناشناس بود
ولی انگار این شماره رو قبلا دیده بودم
روی ایکون سبز نگه داشتم
صدای اشنایی گفت:«الو
انگار خیلی وقت پیش شنیده بودم
نیلا:بفرماید
مینا:خوبی دخترم؟
نیلا:مامان تو ای؟
مینا:اره دورت بگردم
نیلا:کجایی تو
مینا:تهران
نیلا:واقعا؟؟؟
مینا:اره، اومدم تورو ببینم
نیلا:مامان بیا خونه ی من
مینا:ادرس بده میام
نیلا:باشه
گوشی رو قطع کردم و فرستادم
سریع زنگ زدم به نیکا و اونم قرار شد بیاد
همیشه دوس داشت مامان منو ببینه
مامانمم ازدواج نکرد
چون حق طـ.لاق با اون بود
بعدش رفت کانادا و موند اونجا
پناه:نیلا برو درو باز کن خب
نیلا:چطوری زلزله
نیکا:حیح، مینا ژون کی میاد
نیلا:یکم دیگه
نشستیم حرف زدیم که صدای زنگ اومد
دویدم و درو باز کردم
ولی خب متاسفانه اریای مزاحم بود
نیلا:واییییییی چی میخوای توووووو
اریا:پناهو
نیلا:نمیاد
اریا:چرااااا
نیلا:میخواد عشقشو ببینه
اریا:منم
نیلا:نوچ
پناه:مینا ژونننننن
اریا:مینا کیه
نیلا:مامان من
اریا:عا، منم میام بینمش
نیلا :میزنمتا
ادامه دارد....
{𝗠𝗮𝗵𝗲 𝗸𝗮𝗺𝗲𝗹}
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅ 𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟑 ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ اون شب هم تموم شد فردا پنجشنبه بود برای همین تا هروقت میخواستم
پارت ༆جدید خدمتتونೄྀ
شنوای نظرتون هستم...💘🌚
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8wgj3u4&btn=𝓝𝓲𝓴𝓪
هدایت شده از 𝗔𝘀𝗺𝗼𝗻 𝗛𝗮𝗮𝗺𝗶𝗺☁️🫧
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#گزارشکنسرت
_ سانس اول
📍اصفهان
𝗱𝗼𝗻𝘁' 𝗰𝗼𝗽𝘆, 𝗷𝗮𝘀𝘁 𝗳𝗼𝗿𝘃𝗮𝗿𝗱🌧🫧
@Hamim_moon76