༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟒
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
اریا:اقا میخوام مامانتو ببینم
نیلا:نخوا
منو هل داد و وارد خونه شد
اریا:چطوری بچه
پناه:تو چطوریییییی
اریا:که عشقت مینا جونه؟
پناه:اله
اریا:ای وزه
پناه:وزه خودتی میمون
اریا:پناههههههه
راستی نیلا حامی گف که اون هارد رو بهم بدی ببرم براش
نیلا:کدومش؟
اریا:گف روش نوشته h, n
نیلا:اها
اریا:جریانش چیه؟
نیلا:والا ما یه بار الکی گفتیم زن و شوهریم بعد فیلم و عکس های عروسی که دادیم درست کنن تو اینه
اریا:عههههههه
پناه:پیههههههههه
نیکا:خب چرا واقعیش نکردینننننن
نیلا:چتونه وای
نیلا:بیا بگیر حرف نزن دیگه
دینگ دینگ
پناه:مینااااااا
پناه پرید درو باز کرد و پنج دقیقه موند هرچی صداش میزدیم نمیومد
که خودم رفتم دم در دیدم همونجوری مونده تو بـ.غل مامانم
نیلا:مامانییی
مینا:جون دلم
نیلا:وای دلم برات تنگ شده بودددد
نیکا؛ سلام خاله
مینا:سلام قشنگم
شما باید نیکا باشی درسته؟
نیکا:بله
اریا:سلام خاله جان
مینا:سلام عزیزم
نیلا جون ایشون کی باشنننن
نیلا:پارتنر پناه ژاننننن
مینا:پناه شیطون شدیا
پناه:خالهههه😂😭
ادامه دارد...
{𝗠𝗮𝗵𝗲 𝗸𝗮𝗺𝗲𝗹}
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅ 𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟒 ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ اریا:اقا میخوام مامانتو ببینم نیلا:نخوا منو هل داد و وارد خون
پارت ༆جدید خدمتتونೄྀ
شنوای نظرتون هستم...💘🌚
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8wgj3u4&btn=𝓝𝓲𝓴𝓪
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟓
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
رفتیم داخل نشستیم و کلی صحبت کردیم
فهمیدم که ازدواج کرد با یه مرد ایرانی
تصمیم گرفتیم بریم بیرون تا تهرانو بهش نشون بدم
نیلا:خب مینا بانو کجا بریم
مینا:بریم یه پاساژ خوشگل
نیلا:نیکو و پناه بریم همیلا؟
نیکا و پناه:ارهههههه
حرکت کردیم به سمت همیلا
پسفردا تولد مامانم بود. و اون تا فردا شب اینجا بود
با بچه ها براش اونجا تولد گرفتیم
رفیقای بچگیم بودن
نصفشون تیک تاکر شدن
نیکا هم تیک تاکره
نیلا:رسیدیممممم
مینا:بیا بریم اون مغازه
نیلا:بریم، بچه ها شما برین بالا تا بیایم
مینا:این خوشگله؟
نیلا:لباس نینی؟
مینا:اره
نیلا:ماماننن
مینا:نه نه
گفتم شاید یه وقت تو بچه دار شی بعد من نباشم
خواستم بیام ایران براش یه لباس بخرم که به یاد من تنش کنی
نیلا:اولا خدانکنه
دومن هرکاری دوس داری بکن
مامان یه لباس خوشگل خرید و رفتیم بالا
بچه ها پریدن جلو و همه داد زدن
همه :تولدت مبارکککککککک
بعدش اهنگ پلی شد
داشتم میخندیدم که چشمم خورد به یکی
اریا و حامی اینجا چی میخوان
رفتم سمتشون
نیلا:سلام سلام چیزی شده؟
حامی:باید ساعت ۲ بیای عمارت
نیلا؛ چرا؟
حامی:بیا توضیح میدم
نیلا:چرا تلفنی نگفتی خب؟
حامی:اومدم ببرمت
خطرناکه تنها بیای
سوال نپرس
تولد که تموم شد میریم
نیلا:باشه
بیاید اونجا خب
حامی:نه میشینیم اینجا
نیلا:هرجور راحتین
{𝗠𝗮𝗵𝗲 𝗸𝗮𝗺𝗲𝗹}
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅ 𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟓 ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ رفتیم داخل نشستیم و کلی صحبت کردیم فهمیدم که ازدواج کرد با یه مر
پارت ༆جدید خدمتتونೄྀ
شنوای نظرتون هستم...💘🌚
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8wgj3u4&btn=𝓝𝓲𝓴𝓪
هدایت شده از 𐙚 𝚄𝙽𝚂𝙰𝙸𝙳
در نهایت،آدما فقط بلدن گند بزنن تو تصوراتی که ازشون ساختی.