{𝗠𝗮𝗵𝗲 𝗸𝗮𝗺𝗲𝗹}
ایتارو پاک کن از برنامه بازار و اینا هر چی بغیر مایکت نصب کن فک میکنم درست بشه
نوچ
درست نمیشه
همین میمونه
{𝗠𝗮𝗵𝗲 𝗸𝗮𝗺𝗲𝗹}
نوچ درست نمیشه همین میمونه
درست میشه من پاک کردم از بازار نصب کردم درست شد مشتی چیزی پاک هم نشد فقط تم زبان ایتا و اینا پرید
❌فور نیست❌
دسترسی همتون باز شده امکان داره کسیو جا انداخته باشم اگر دسترسی ندارید بفرمایید پیوی بگید باز کنم
@Baran_1815
https://eitaa.com/joinchat/4144760473C8c606a92c1
هدایت شده از forbidden love
#عشق_ممنوعـہ
#فصل_دوم
#پارت_7
پینار:
کاش به عقب برمیگشتم و هیچوقت پا
توی این راه نمیذاشتم
چون نه تنها نتونستم بابامو نجات بدم
بدتر جفتمونو تو هچل انداختم
حتی اگه قرار باشه زندهم بزاره مطمئنا
بدترین شک*جه هارو برام در نظر میگیره
با صدای جیر جیر در فهمیدم یکی داره
وارد میشه
اما انقدر تاریک بود که چشمام چیزی
جز دو نفری که به سمتم میومدن
نمیدید
ترس به دلم رخنه کرده بود و کاری جز
جمع شدن تو خودم از دستم برنمیومد
انقدری جلو اومد که تو فاصله یک سانتی
صورتم بود
ته چشماش هیچی نبود نمیتونستم
عکس العمل بعدیشو حدس بزنم و
همین شد گل*م اسیر چنگش شد و
ادامه دارد....
رمـآنیازجنسعشق
عشقی که کنارِتو فهمیدم عشق، فقط یک حس نیست؛ یک آرامشِ عمیقه...🕯
کمیازرمآن:
بهار: آقای دارایی من بدون خونه چیکار کنم الان
دارایی: یه خونه هست پولشم کمه
شروین: وایی حاامیی
محمد: چه غلطاا عاشق شدی تو بچه؟!
بهار: من همسایه جدیدم
هستی: اوو حاجی چقدر جذابه
شروین: تصادف؟(ترس)
ادامش؟!
بیا گیانم
@hamimroman
هدایت شده از 𐙚 𝚄𝙽𝚂𝙰𝙸𝙳
سخت ترین خداحافظی، خداحافظی با سریالیه که تونسته بود حواستو پرت کنه.
هدایت شده از forbidden love
#عشق_ممنوعـہ
#پارت_14
ماهوین:
شروین مثل قحطی زدهها داشت غذا
میخورد
از زیر میز پای شروینو لگد کردم
سوالی نگام کرد که گفتم:
یواش تر خفه نشی حالا
دستشو به حالت برو بابا برام تکون داد
که علی یهو پرید وسط:
< با ز*م درست حرف بزن مردک😂 >
علی: چرا نمیخوری خانومم؟
ماهوین: نتونستم جوابشو بدم که با دو
از سر میز بلند شدم
شروین: کوچولو فکر کنم دعاهات جواب
داد یه خواهر کوچولو تو راهه😂
ادامه دارد....
هدایت شده از 𝐇𝐚𝐚𝐦𝐢𝐦 𝐍𝐞𝐩𝐞𝐧𝐭𝐡𝐞🍒
سلامم
عاقا چنل زدیم من و ژیلا👀✨️
لینکش :
https://eitaa.com/joinchat/1900676824C22a5a8eb70
بیایننن هااااا💘🥲