༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟐𝟏
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
دیدم یه باکس گل خوشگل دم دره.
بله دیگه
اقا اریا فرستادن برا پناه خانم
اوردمش داخل و گذاشتم رو میز
ادامه دادم به پخت و پز
تموم که شد گذاشتم تو فر و درو بستم
اخیشششششش
نشستم رو مبل و رفتم تو گوشی.
یه زنگ زدم به نیلی
نیلماه:بلیییی
نیلا:نیلی امروز۶ با حامی قرار دارم تموم شد بگم بیای بریم پاساژ
نیلماه:حله بای
نیلا :بای
بح
به این میگن مکالمه ی سالم
نه حرف کم نه اضافه
بقیه حرفا میمونه برای چشم تو چشم گفتن
اینا چرا نیومدنننن.
همینجور فکر میکردم که صدای زنگ اومد
با سه پرش جانانه رسیدم به در و باز کردم
مینا:دخترم اسبی مگه؟
پناه :🤣🤣
گلروووووو
نیلا:اقا اریا اورد برا شمااا
پناه :واقعاااااا
حیحححححح
نیلا:هعی
بیاید صبونه
کیک رو در اوردم و تا کاراشون روح
بکنن تزیین کردم و عکسشو استوری کردمممم
خیلی ناز شد
برش دادم و برای خودم با ماچا و شیر
برای پناه و مامان هم با قهوه گذاشتم رو میز
مینا:به به دخترم چه کرده
پناه :خدایی خیلی خوب شده
نیلا:نوش جونننننن
بعد از اینکه خوردیم
ظرف هارو شستم و رفتم دوش گرفتم
موهامو استایل کردم ، میکاپ کردم
خودمم لباس پوشیدم و دابسمش گرفتم
حامی پیام داد
دم درم
هیچکس خونه نبود
کفشامو پوشیدم رفتم پایین
تو اسانسور عکس و داب گرفتم و رفتمممم
نیلا :سلامممم
حامی:سلامم چطوری
نیلا:خوببب تو چطوریییییی
حامی:عالی
نیلا :کجا میریمممم
حامی:تجریش؟
همیلا سنتر؟
چیتگر؟
نیلا:تجریشششش
حامی:حله
ادامه دارد...
{𝗠𝗮𝗵𝗲 𝗸𝗮𝗺𝗲𝗹}
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅ 𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟐𝟏 ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ دیدم یه باکس گل خوشگل دم دره. بله دیگه اقا اریا فرستادن برا پن
پارت ༆جدید خدمتتونೄྀ
شنوای نظرتون هستم...💘🌚
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8wgj3u4&btn=𝓝𝓲𝓴𝓪
{𝗠𝗮𝗵𝗲 𝗸𝗮𝗺𝗲𝗹}
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅ 𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟐𝟏 ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ دیدم یه باکس گل خوشگل دم دره. بله دیگه اقا اریا فرستادن برا پن
عالییییبییییییی
نمیدونم چرا اما دلم میخواد یزیییید شی😄😈
قشنگای من
من میخواستم این رمان رو که شخصیت حامیم رو خودتون انتخاب کردین طولانی کنم
ولی خب ادمین های کانون نرجس و الما ممنوع کردن؛ )
من این رمان رو هم مجبورم کوتاه کنم
با اینکه ذوق و ایده های زیادی داشتم براش ولی مجبورم؛)
پارت هارو تند تند بهتون میدم که بخونید و بعدش موضوع چنل عوض میشه؛)
تا دوباره مدارس تموم بشن و رمان رو شروع کنم
مرسی که درک می کنید 💞
این رمان قبل از 4 مهر به پایان میرسه...