eitaa logo
{𝗠𝗮𝗵𝗲 𝗸𝗮𝗺𝗲𝗹}
253 دنبال‌کننده
17 عکس
4 ویدیو
0 فایل
𝑴𝒂𝒉𝒆 𝒌𝒂𝒎𝒆𝒍 📝𝟭𝟰𝟭 "عضو جمعیت نویسندگان📖" @Pv_Nikaaa🤍 کپـی؟ به هیچ وجه راضی نیستم💙 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8wgj3u4&btn=𝓝𝓲𝓴𝓪ೄྀ @Report
مشاهده در ایتا
دانلود
نام:حامی فامیل:صالحی سن:28 شغل:مـ..افیا شخصیت؛مهربون شخصیت اصلی
نام:نیلا فامیل:محمدی سن:26 شغل:دستیار حامی شخصیت؛دل نازک شخصیت اصلی
نام:نیلماه فامیل:رستمی سن:26 شغل:حسابدار حامی شخصیت؛احساسی شخصیت فرعی
نام:پناه فامیل:امیدی سن:25 شغل:ناخنکار شخصیت؛سلیطه شخصیت فرعی
نام:جانا فامیل:صالحی سن:25 شغل:دانشجو شخصیت؛دل سوز شخصیت فرعی
نام:اریا فامیل:مدبری سن:27 شغل:همکار حامی شخصیت؛پرنسس شخصیت فرعی
نام:شروین فامیل:حاجی پور سن:29 شغل:خواننده شخصیت؛دلسوز شخصیت فرعی
نام:نیکا فامیل:رحیمی سن:24 شغل:دانشجو شخصیت؛ناناصی شخصیت فرعی
نام:رادوین فامیل:محسنی سن:27 شغل:شرکت داره شخصیت؛غیرتی شخصیت فرعی
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅ 𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟏 ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ ⊱نیلا⊰ امروز شیفتم 12ساعت بود ساعت 4:30 بلند شدم لباسمو پوشیدم میکاپ کردم و حرکت کردم به سمت عمارت امروز جلسه داشتیم جلسه ی خیلی مهم... منم باید میرفتم جلسه ساعت 5:30 شروع میشد. ولی من باید زودتر میرفتم بالاخره رسیدم عمارت یا بهتره بگم قصر صالحی😂 کارت ورود رو زدم و وارد شدم آریا:بدو برو اتاق حامی نیلا:باششششش رفتم طبقه بالا در زدم حامی:بیا تو درو باز کردم نیلا:سلام، کارم داشتین حامی:بیا بشین اینجا ببین اینا کارای حسابدار قبلیه الان حسابدار نداریم تو هم که دستیار منی میتونی اینا رو مرتب کنی؟ نیلا:اره، فقط مشکلشون کجاست؟ حامی:به ترتیب نیستن فقط قبلش چک کن که مشکلی نداشته باشن هر مشکلی داشت بنویس بهم بگو نیلا:باش، من برم؟ حامی:اره، جلسه یادت نره نیلا:باشه رفتم تو اتاق خودمو پرونده هارو مرتب کردم 3 تا پرونده ی اول اوکی بود ولی چهارمی وایییییی مشخصات یک شخص نوشته بود بعد عکسش با یکی دیگه جا به جا بود این چه اسـ.. کلی بوده دیگه همرو درست کردم و بعد مرتب کردم بعدم رفتم اتاق حامی تا بهش بدم حامی:بیا نیلا:اینا تموم شدن، همشون درست بودن حامی:پس چرا انقدر طول کشید؟ میدونستم اگه بهش بگم زندش نمیذاشت نیلا:خیلی وقته تموم شدن ولی الان اوردم حامی:خیلی خب، بشین تا بیان چند دقیقه بعد.... حامی:بفرما هوف بالاخره اومدن ادامه دارد...
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅ 𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟐 ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ محمدی:خب اقای صالحی همانطور که گفتم ما زمین شما رو میخوایم و در عوضش بهتون یک باند مافـ.یای قوی تقدیمتون میکنیم نظرتون چیه؟ حامی:خانم رحیمی نظر شما چیه؟ نیلا:زمین چند متره؟ حامی:400 متر نیلا:اگر 3 باند بهمون بدید ما قبول میکنیم حامی:درسته محمدی:3 باند خیلیه، اقای نوروزیان بدیم؟ نوروزیان:قبوله نیلا:پس لطفا اینجارو امضا کنید و اثر انگشت بزنید محمدی:خدا نگهدار حامی:افرین 😂 نیلا:پرو عه خب 1 باند در عوض 400 متر زمین اخه حامی:چی بگم نیلا:خیلی باهاتون راحت شدم😂 حامی:مشکلی نیست بابا برو آریا رو صدا کن بعدش این پرونده ها رو چک کن نیلا:باش رفتم آریا رو صدا زدم و رفتم تو اتاق و مشغول حل کردن پرونده شدم فردا پناه میرسید تهران.... یادم رفت مرخصی بگیرم وای پرونده ها که تموم شد رفتم تو اتاق حامی:مرسی نیلا:فقط من فردا دوستم میاد میخواستم مرخصی بگیرم، یا شیفتم جا به جا شه حامی:ساعت ۷ عصر میتونی؟ نیلا:اره حامی:خب اون موقع بیا نیلا:باشه، خدانگهدار حامی:خداحافظ نیلا:وسایلم رو جمع کردم بعدم رفتم پایین یه چیزی بخورم ادامه دارد...
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅ 𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟑 ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ نیلا:ستاره خانم غذا چیهههههه ستاره:پلو مرغ میخوری؟؟؟ نیلا:ارههههههههه ستاره:بیا دخترم نیلا:مرسیییییییی نشستم رو میز و شروع کردم به خوردن که جناب صالحی وارد شد🤡 حامی:نیلا نیلا:جان حامی:این پرونده رو آریا نتونست مرتب کنه، تو میتونی؟ آریا:خب خیلی بهم ریخته بود نیلا:🤣🤣🤣🤣 آریا:نیلا🗿 نیلا:🤣🤣🤣🤣 آریا:نخند عقب موندهههههه نیلا:اقای صالحی چیزی بهش نمیگیدددد حامی:😂😂 ستاره:آریا خفـ.. ه شو انقدر باهاش بحث نکن نیلا:🤣🤣🤣🤣🤣 آریا:خالهههههه ستاره کوفـ... ت نیلا:پرونده رو بده ببینم حامی :بیا نیلا:اریا اینو نتونستی🤣 آریا:اصن قهرم بای نیلا:پرنسسسسسسس آریا:میزنمتااااا حامی:آریا گمـ.. شو اتاقم دیگه آریا:باشههههههه حامی:آریا آریا:خو باشهههههه