دیشب ۱۱ ربع کم خوابیدم ساعت یک با بد ترین کابوس ممکن که یادمم نیست بیدار شدم سعی کردم تو تخت بمونم و بخوابم ولی انقدر ترسیده بودم که بلند شد همه لامپا و درارو باز و روشن کردم بعد در. رو که باز کردم همونجا تو در موندم هی بابام اینا وایسادن صدام کردن اخرش هم ترسیده و لرزان به تختم برگشتم یکم دیگه بیدار میموندم یهو از خونه فرار میکردم
شاید بگین این چرت پرتا چیه من میگم ولی دقت کنین این دیلی منه و کاملا واضحا هر گوهی بخوام توش میخورم
یعنی از نظافت و غذا و سرویس دهی شخصی از جمله ماساژ حمام کردن شستن لباس اتو زدن و سش ار مو و همه چی تکمیلت میکنم