فوری فوری دچار کمبود لباس شدم کمک برسونید و فوری فوری دچار دوری از تبریز .
تو دینا فقط گریسی پینکی رو داشت ، مامان بالی گریسی تو چنل توسط خرس خورده شده بودن ، پینکی به گریسی میگفت زندگی کوتاهه هرکاری که مورد علاقهی تو هست رو بکن گریسی ، پینکی خیلی گریسی رو دوست داشت .
زهرا ورژن مودی .
تو دینا فقط گریسی پینکی رو داشت ، مامان بالی گریسی تو چنل توسط خرس خورده شده بودن ، پینکی به گریسی م
چند روز گذشت پینکی گفت گریسی میدونی من ۴ بار ازدواج کردم ؟ گریسی تعجب کرد ، پینکی گفت ، اولین ازدواجم با مرد پست چی بود ، تصمیم گرفتیم برای ماه عسل بریم جنگل ، موقع عکس گرفتن از پست یه کوسه ماهی اونو خورد ، و من موندم و یه عکس .
زهرا ورژن مودی .
چند روز گذشت پینکی گفت گریسی میدونی من ۴ بار ازدواج کردم ؟ گریسی تعجب کرد ، پینکی گفت ، اولین ازدواج
چند ماه گذشت و خبری از گیلبرت [ داداش گریسی ] نشد ، موقع عروسی گریسی رسید ، گریسی به گیلبرت نامه داد و گفت ، گیلبرت برادر عزیزم ، فردا روز عروسی منه و خیلی خوشحال میشم تو هم بیای .
زهرا ورژن مودی .
چند ماه گذشت و خبری از گیلبرت [ داداش گریسی ] نشد ، موقع عروسی گریسی رسید ، گریسی به گیلبرت نامه داد
نامه به پست گیلبرت رسید و گیلبرت موقعی که داشت مزرعه داری میکرد نامه رو خوند و از شوق زیاد گریه کرد .
زهرا ورژن مودی .
نامه به پست گیلبرت رسید و گیلبرت موقعی که داشت مزرعه داری میکرد نامه رو خوند و از شوق زیاد گریه کرد
وه به گریسی نامه فرستاد که ، گریسی عزیزم من به عروسی تو میام خواهر قشنگم .
زهرا ورژن مودی .
وه به گریسی نامه فرستاد که ، گریسی عزیزم من به عروسی تو میام خواهر قشنگم .
نامه به دست گریسی رسید و گریسی خیلی خوشحال شد ، روز عروسی شد .
زهرا ورژن مودی .
نامه به دست گریسی رسید و گریسی خیلی خوشحال شد ، روز عروسی شد .
یه تچنامه از طرف مادر خوانده گیلبرت رسید و تو نامه نوشته بود ، گریسی گیلبرت دوار حمله عصبی شد و به کلیسای ما حمله کرد و آتیش زد ، سرعت شعله های آتیش جوری زیاد بود که نتونست از کلیسا بیاد بیرون ، و فوت شد .