ببخشیندا من همیشه به همه ی ممبرا میگم کسایی که جدید اومدن هم ببخشید بابت غلط هام ، کیبوردم با من همکاری نمیکنه .
نمیدونم چرا ولی من با لالایی حس خوبی نمی گرفتم ، از بچگی از لالایی متنفر بودم و بدتر بجای اینکه چشمام بسته بشه باز میشد و خوابم میپرید مثل چی نگاه میکردم به در و دیوار و فقط فکر میکردم .
زهرا ورژن مودی .
نمیدونم چرا ولی من با لالایی حس خوبی نمی گرفتم ، از بچگی از لالایی متنفر بودم و بدتر بجای اینکه چشم
از کارتون اهو پیشونی سفید هم بدم میومد و از خاله سوسکه و ... متنفر بودم و هستم
از کارتون اهو پیشونی سفید هم بدم میومد و از خاله سوسکه و ... متنفر بودم و هستم هنوز .
همینطوری که پیام مینویسم هم زمان و خیلی دقیق ِدقیق لفت میدید واقعا عجیبه .
دلم میخواد بارون بیاد همین الان برم تو خیابون ها قدم بزنم ، چه حال میده اونجوری ..
دلم مهمونی ِدخترونه دو نفری میخواد ، یا همون به قول لینکلن مهمونی پیژامه ای .
زهرا ورژن مودی .
لینکلن ۱۲ تا خواهر داشت و همیشه با خواهرش سر و کله میزد و خسته میشدد .
بهترین دوست لینکلن تو اون زندگی ِشلوغ و پر سر و صدا فقط کلاید بود و سگش چارلس و گربه ش ماکسیموس بود .