عرض سلام و تبریک به مناسبت عید فطر
طاعات و عبادات همه ان شاءالله به احسن وجه قبول باشد
⁉️ ی سوال ؟
آیا نماز در ادیان قبل از حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم هم بوده؟؟
نماز در تمام ادیان بوده است
قبل از حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم در آئین حضرت عیسی هم نماز بوده
قرآن از زبان او نقل می کند که خداوند مرا به نماز سفارش کرده است:
( و اوصانی بالصلوه _ مریم/ ۳۱)
وقبل از موسی بوده که خداوند به او خطاب می کند :
(اقم اصلوه لذکری _ طه/ ۲۴)
و قبل از موسی پدر زن او حضرت شعیب بوده که نماز داشته است :
(یا شعیب اصلاتک تامرک _هود /۸۷)
و قبل از همه آنها ابراهیم بوده که از خداود برای خود و ذریه اش توفیق اقامه نماز را می خواهد :
(رب اجعلنی مقیم الصلوه و من ذریتی_ ابراهیم/۴۰)
و لقمان به فرزندش می گوید :
(یا بنی اقم الصلوه و امر بالمعروف و انه عن المنکر _ لقمان /۱۷)
https://eitaa.com/joinchat/1783562245Ca8e2abcbea
نماز کلیدقبولی تمام عبادتها
در روایات می خوانیم:
اگر نماز قبول شود عبادات دیگر هم قبول می شود
ولی اگر نماز مردود شود کارهای دیگر هم رد خواهد شد
پیوند پذیرش عبادات دیگر به قبولی نماز ، نقش کلیدی آنرا نشان می دهد.
مثل آنکه پلیس از شما گواهینامه رانندگی بخواهد شما هر مدرک و کارت شناسایی معتر دیگری هم ارائه دهید پذیرفته نیست
https://eitaa.com/joinchat/1783562245Ca8e2abcbea
کوله بار
📗 ادامه کتابِ 《 راستي دردهایم کو ؟ 》 #قسمت_سیُ_یکم حسین، رفیق و همکارم که خودش نوربالا می
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
📗 ادامه کتابِ
《 راستي دردهایم کو ؟ 》
#قسمت_سیُ_دو
مانده بودم چطور به بابا و مامان و فاطمه ماجرای رفتن را بگویم. از اول امسال اصلا دلم، امانم را بریده بود برای رفتن. گهگاه هم چیزی گفته بودم از این اشتیاق اما نه آنقدر جدی که رفتنم را نزدیک بپندارند. وقتی رفتیم به خواستگاری فاطمه، فکر میکردند هوای سوریه رفتن از سرم افتاده اما خب نیفتاده بود! شاید برای شروع بد نباشد که از پدرِ فاطمه شروع کنم؛ عمویم! ...
📗 ادامه کتابِ
《 راستي دردهایم کو ؟ 》
#قسمت_سیُ_سه
این روزها دور از شهر، با جمعی از فرماندهان و اساتید دانشگاه امام حسین(ع)، آموزش مربیگری میبینیم؛ آموزش تخصصی مربیگری جنگافزار. گذراندن این دوره، مقدمه تدریس جنگافزار در دانشگاه است. کار با قناصه را اینجا بهتر و بیشتر یاد گرفتهام؛ به کارم میآید.
مهرداد، دوستم در این دوره، همراه من است. آموزشها، فشردهاند و نفسگیر و البته کاربردی. کمبود پتو باعث شده که من و مهرداد در این سرمای استخوانسوز با یک پتو بخوابیم. بچهها دستمان میاندازند. من کناره پنجره میخوابم و مهرداد کنار من. پنجرهها انگار راه فرارِ اندوه از زیر سقفها هستند!
چند روزی از زمان یکهفتهای دوره میگذرد و فاطمه را ندیدهام. اینجا موبایل درست آنتن نمیدهد. فقط یکی دو نقطه است که تهمانده امواج به آنجا میرسد! بچهها این یکی دو نقطه را شناسایی کردهاند و هرکس آنجا میایستد میدانیم که دارد تماس میگیرد!
من البته موبایلم را با خودم نیاوردهام. دارم به خودم یاد میدهم که کمتر با او تماس بگیرم. دوستم مهرداد انگار فهمیده باشد؛ سر به سرم میگذارد و میگوید شما تازه به هم رسیدهاید، چرا به نامزدت زنگ نمیزنی و احوالش را بپرسی؟ دم غروب، دستم را میگیرد که بیا برویم به نقطه اتصال! همراهش میروم تا بالای تپه.
با تعجب میپرسد که پس چرا ایستادهای؟ میگویم که موبایلم را نیاوردهام. بهانهها را از دستم میگیرد: بفرما! این هم گوشی من! زنگ بزن! این را میگوید و چند قدمی دورتر میرود و به من پشت میکند که راحت حرف بزنم.
به فاطمه زنگ میزنم. صدای مشتاقش از آن سوی خط، ضربان قلبم را تندتر میکند. حالش را میپرسم و حالم را میگویم؛ و میگویم که گوشی دوستم را گرفتهام. طولِ تماسمان به یک دقیقه هم نمیرسد.
برمیگردم پیش مهرداد که نشسته و غروب را تماشا میکند. سر میچرخاند و مرا پشت سرش میبیند، چشمهایش گرد میشود:«همین؟ سی ثانیه؟» چه بگویم در جوابش! دستم را میگیرد که بنشینم کنارش. چشمهای دوتامان غروب را در افق قاب میگیرد.
میپرسد:«بین تو و نامزدت مشکلی پیش اومده؟» حرف دلم را میزنم:
-مهرداد! میترسم... میترسم!
-از چی میترسی؟ نامزد داشتن ترس داره؟
- میترسم که وابستهتر بشم، نتونم برم... بذار وقتی از سوریه برگشتم، یه دل سیر حرف میزنیم!
مابقی حرفها را توی دلم میزنم. دلم برای فاطمه تنگ شده اما میترسم اگر به دلتنگیام امان بدهم، لبه تیز عزمم را کُند کنَد؛ پای رفتنم را بگیرد و تصمیم گرفتن برایم دشوار شود ...
ادامه_دارد
#یادشهداباصلوات
📔#راستی_دردهایم_کو
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#سلام به نیابت از امام زمان عجل الله به محضر اباعبدالله الحسین علیه السلام✨
● اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یااَباعَبْدِاللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَلاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ●
⚘اَݪٰلّہُـمَّ؏َجِّلݪِوَلیِّڪَالفَرَجـ⚘
کوله بار
📗 ادامه کتابِ 《 راستي دردهایم کو ؟ 》 #قسمت_سیُ_سه این روزها دور از شهر، با جمعی از فرماندها
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا