ترامپ گفته بزودی تنگه هرمز رو قلمرو آمریکا اعلام خواهم کرد. تو اول از ماشین حمل غذا بیا بیرون بعدا صحبت میکنیم پشمک
سطلی دیروز:
جمهوری اسلامی خزر رو فروخت😡😭😱
سطلی امروز:
عمو ترامپ گفته میخواد تنگه هرمز
رو قلمرو آمریکا کنه🥹😍🤤
به قول امـٰام خمینییی🕶🇮🇷 ؛
مملکتبـٰایدتصفیهشودازاین
مغزهـٰایپوسیدهای
عـٰاشقآمریکـٰاهستند💀
🔺خطاب به براندازا:
ما با ساندیس اینیم🫴🏻
وای به روزی که انرژی زا بخوریم😎😂
*۱۶۸* شب از بعثت مردم گذشت...
به یاد
*۱۶۸* کودک
*۱۶۸* بدن پاره پاره
*۱۶۸* مادر گریان
*۱۶۸* پدر خمیده
*۱۶۸* داغ بر جان وطن
*۱۶۸* بار بر عاملان و حامیان جنایات علیه ایران سرافراز، از جمله فاجعه وحشتناک مدرسه شجره طیبه میناب لعنت✊🏻
#Minab168
خانومه تو صف نونوایی میگفت انقد هول ندید گرمه میفتم میمیرم بعد میندازن گردن جمهوری اسلامی میان سر قبرم میرقصن نکبتا🗿
🫂😚 بسم الله الرحمن الرحیم 😚🫂
#پارت_چهل_سوم
#کول_بار_عشق_۲
#ریحانه
حوصله هیچ کسو نداشتم رسول همش پیام میداد زنگ میزد ولی من حتی مایل نبودم پیامشو بخونم چون یه جورایی ازحرکتش و خودش متنفر شدم ولی میدونستم این متنفر شدن قلبی نیست
+ریحانه گوشیت داره زنگ میخوره
_کیه؟
#رسول
لعنتی...
واقعا نیاز داشتم با ریحانه مشورت کنم ولی جوابو نمیداد یه فکری به سرم زد به سمت میز سعید رفتم
_سعید جان
+بله
_میشه موبایل تو، یه دقیقه به من بدی؟
+مگه خودت موبایل نداری؟
_شارژ نداره
دروغ هم نگفتم موبایلم کلا ۲۰ درصد داشت و باید میزدم به شارژ
+بیا
_ممنون
بالا فاصله شماره ریحانه رو گرفتم
#ریحانه
+سعید
_بده ببینم
تلفن رو پرت کرد سمتم
_بله؟
+سلام ریحانه لطفا قطع نکن
با شنیدن صدای رسول اخمی به صورتم اومد بی شک تلفن رو قطع کردم
#رسول
اَه اَه اَه
_بیا ممنون
+خواهش
خیلی شک کرد ولی چیزی نگفت احتمالا بره ببینه به کی زنگ زدم با بی حوصلگی به طرف میزم رفتم...
#زینب
پیامک های پی آ پی واسم میومد مطمئن بودم از رسول ولی چک نکردم تا چشمم خورد به یه پیام
《ارواح خاک مامان بابا 》
میخواستم ببینم چی میگه پس چت باهاش رو باز کردم
گفته بیا حیاط پشتی؟
هوووفففف
چون خاک مامان بابا رو قسم خورد نمیتونستم نرم.....
کامپیوترم رو خاموش کردم و رفتم
#رسول
منتظر بودم بیاد
که دیدم داره از دور میاد میدونستم میاد چون خاک مامان بابا رو قسم خوردم
رسید بهم سرمو انداختم پایین و بدون هیچ سلامی رفتم سر اصل مطلب؛
_زینب غلط کردم ببخشید دست خودم نبود به خدا خیلی پشیمونم با دیدن اون عکس حالم دست خودم نبود ببخشید ترو ارواح خاک مامان من ببخش
#زینب
به حرف هاش کاملا گوش دادم نمیتونستم فراموش کنم...
هعیییی
این رفتارش باعث شد برگردم به زمان قبل.....
#ادامه_دارد
نويسندگان:Z&M&H
به قول آقای برادر ..
این وعده ی غذایی معلوم نیست ناهارمه ..
سحریمه..
شاممه ..
چیه دقیقا ؟!
از بس دختر کم خرجیم 🗿🎀💆♀💅
#روزمرگی
میگم امروز صبح چقد کامروا بودم، نگو با اذان صبح چارپایه از زیر یه سطلی کشیدن. بالاخره نوبت ماهم شد تو خیابون بوق عروسی بزنیم:)