eitaa logo
رب الناس/بقلم علیرضا کمیلی
2.9هزار دنبال‌کننده
57 عکس
35 ویدیو
2 فایل
خاطرات و تأملات علیرضا کمیلی @komaili فعال عرصه بین الملل و عضو اتحادیه امت واحده محقق عرصه های دینی اجتماعی و تشکلی
مشاهده در ایتا
دانلود
🌀 چرا تصویر پاکستان در ایران خراب است؟ برخلاف تصور برخی، انقلاب اسلامی ایران نه در سوریه و عراق و فلسطین و لبنان که در پاکستان بیشترین محبوبیت را داراست و حتی رقبای موفقی چون ترکیه یا سعودی هم نتوانستتد گوی سبقت را از ما بربایند ولی این محبوبیت در عمل هیچ فایده عملی برای ما نداشته است! مساله چیست؟ به این اعداد دقت کنید: ما با عراق حدود 40 میلیون نفری بیش از 15 میلیارد دلار روابط تجاری داشته ایم و از این کشور سالیانه بیش از 4 میلیون نفر وارد ایران می شوند که در حوزه زیارت، گردشگری و درمان آورده مالی بالایی دارند. این ارقام درباره پاکستان 250 میلیون نفری، چیزی حدود 2 میلیارد دلار – با لحاظ قاچاق سوخت!- و همچنین سفر 500 هزار نفر در سال است که یعنی عملا صفر! با وجود ارادت شخص رهبر انقلاب به پاکستان و تاکیدات معظم له بر لزوم توسعه روابط با این کشور ولی حتی در دولت رییسی هم با وجود اتخاذ راهبرد «نگاه به شرق»، اما هنوز اقدام درخوری صورت نگرفته است! اما علت از نظر من چندگانه است: اولی تصویر غلط از پاکستان است. تجربه محدود من می گوید این مساله که ما پاکستان را کشور وهابیت و تندروی می دانیم عادی نیست و تلاش رسانه های آمریکایی و نیز یاران ایرانی پرنفوذشان بهمراه لابی هند پرنفوذ در وزارت خارجه در این تصویرسازی موثر بوده و هست وخواهد بود! از نظر آمریکا و انگلیس که از قدیم در پاکستان نفوذ خوبی هم داشته و دارند، هر جا ما محبوبیت داریم نباید انگیزه کار داشته باشیم! معتقدم نگاه منفعت طلبانه برخی اشخاص یا نگرش مذهبی اقلیت شیعه نیز که به ایران رفت و آمد داشته هم در این مساله بی اثر نیست هر چند آنرا عامل جدی نمی دانم. مثلا برخی شیعیان و حتی صوفیان سنی، به غلط، اقلیت دیوبند را نیز وهابی می نامند و از این طریق به ایجاد تصویر هراسناک از پاکستان دامن می زنند که نظرا و عملا غلط و غیرعلمی است. البته اینکه ما پاکستان معتدل که بیشترین تعداد مزارات در جهان اسلام را در خود جای داده و نسبت ش با اهل بیت علیهم السلام و زبان فارسی را می شود از قوالی های صوفیان سنی مذهب و تدریس گلستان و بوستان سعدی در حوزه های علمیه اش یافت را اینگونه می پنداریم به ضعف رسانه ما و البته تعمد برخی جریانات خاص در ایران نیز بر می گردد که ظاهرا یک تصمیم نانوشته بر هر گونه عدم توسعه روابط با این کشور را اجرا کرده و می کنند! یکبار به خانم آبیار که تا توانسته بود در فیلم خود پاکستان را سیاه نشان داده بود بشدت اعتراض کردم که این چه تصویری است؟ مگر شما پاکستان را می شناسید؟ ولی خب معلوم بود که ان فیلم با هدایت برخی نهادهای خاص با این تصویرسازی ساخته شده! ادامه دارد... 📍 @komeilialireza
🇵🇰 چرا روابط اقتصادی ما با پاکستان اندک است؟ در لایه اقتصادی اینکه پاکستان دارای نیاز شدید به انرژی- که ما منبع آن هستیم- روابط محدودی با ما دارد را باید اولا در نفوذ و اعمال دخالت آمریکا و انگلیس در این کشور و سنگ اندازی های او مثل خط لوله صلح و ثانیا در فقدان عزم و اراده ملی در کشور ما و تهدیدنمایی ها و امنیتی بازی های مذکور دید! همه می دانیم که پاکستان یک کشور متنوع قومی و با مدیریت فدراتیو در قالب پنج ایالت بزرگ است که به سختی توانسته هویت ملی را با محوریت و مدیریت ارتش این کشور ایجاد نماید که گرچه یک نهاد نظامی امنیتی نباید تا این حد در یک کشور دموکراتیک، قدرت سیاسی داشته باشد ولی شاید فقدان این قدرت، یک آنارشی و حتی تجزیه را ایجاد نماید که تبعات آن برای همه منطقه غیرقابل تصور خواهد بود لذا اقدامات عمران خان علیه ارتش قابل نقد و تامل می باشد هر چند برخی رویکردهای استقلال طلبانه او قابل توجه و تقدیرند و ریشه محبوبیت مردمی او نیز همین رویکردهاست. از طرفی می دانیم که چین تنها سرمایه گزار خارجی در پاکستان در دهه اخیر است و این به گسترش نفوذ او کمک شایانی کرده است که به طور طبیعی بمعنای تضعیف نفوذ آمریکاست. این امر برای تقویت استقلال واقعی در این کشور مفید بوده و هست. همسایه ما بدون طی مسیری که بتواند به تصمیم کاملا مستقل برسد به یک قدرت جدی تبدیل نخواهد شد ولی این مسیر بحمدالله آغاز شده است. امروز، گرچه پاکستان با بحران اقتصادی و سیاسی روبروست ولی در نقطه عطفی تاریخی برای یک تصمیم استراتژیک با محوریت استقلال کامل سیاسی و اقتصادی از قدرتهای بزرگ قرار گرفته است و در این برهه طلایی نیازمند تلاش حداکثری ایران، روسیه و چین برای تثبیت این تصمیم هستیم. برخی لابی های هندی در ایران تلاش دارند روابط با پاکستان را در مقابل رابطه با هند قرار دهند که این مساله نیز بنظر من برساخته آمریکایی است. اولا هند در مساله توسعه بندر چابهار دارای کوتاهی های جدی و حتی مشکوک است و ثانیا رابطه اقتصادی ما با هند در تضاد با پاکستان نیست و اصلا ما نباید وارد این دوگانه بشویم هر چند موضع ما در قبال کشمیر که محل نزاع این دو کشور است به زبان رهبر انقلاب صراحتا بیان شده است. اینک پاکستان بخاطر بحران دلار پیشنهاد تهاتر را مطرح کرده است که ما می توانیم برخی نیازهای دامی و کشاورزی مان را براحتی در قبال انرژی مبادله کنیم ولی عزمی جدی در این حوزه حتی در این دولت متاسفانه نمی بینیم! 📍 @komeilialireza
⚰دروغی بنام مبارزه با فساد اقتصادی ! چون با نهج البلاغه و روحیه انقلابی عاشورا تربیت شده ایم دوست دارم در این روزها این نکته را صراحتا بنویسم که : مبارزه با مفاسد اقتصادی در کشور ما دروغی بیش نیست و عزمی برای آن وجود ندارد چرا که همه چیز با امر مبهم و ضد عدالتی با نام مصلحت پیوند خورده است و به تعبیر زیبای فیلم مصلحت، این امر در عدالت است نه در ظلم ! سالها قبل در جنبش عدالت‌خواه دانشجویی تجمعات و جلسات تحلیلی و مطالبه گری و حتی مراسم ترحیم مبارزه با فساد اقتصادی را با حضور نمادین فرزند شهرام جزایری برگزار کردیم و خرما هم دادیم !‌ چرا که بر این باور بوده و هستم که عزمی برای این مسأله نیست ! آنها که باید بدانند همه می دانند که چقدر پرونده آماده از مسوولان مختلف کشوری و لشکری در حوزه فساد اقتصادی آماده است و برخوردی با آنها نمی‌شود چرا که دم شان به این و آن وصل است و صدای خیلی ها بلند می‌شود اگر برخورد بشود. چقدر آقازاده که در کارهای رانتی اقتصادی وارد شده اند و... اینکه جناب اژه ای می‌گویند عزم داریم را براحتی می‌شود سنجید! بسم الله همین فردا صد تا پرونده آماده را اجرای حکم کنید نه فقط چهار پرونده حاشیه ای مثل اکبر طبری... رییس جمهور اسبق هم مدام می‌گفت نام اینها توی‌ جیبم هست ولی خب ... پس اگر واقعا مصلحت های پیچیده مانع برخورد نیست بسم الله و اگر هم هست به ما حق بدهید چنین تیتر بزنیم ! 📍 @komeilialireza
💣 جناب مولوی چرا علیه نقشبندی موضع شفاف نمی گیرید؟! چند هفته است که عبدالغفار نقشبندی فرزند امام جمعه راسک، طی ویدیوهایی دعوت به قیام مسلحانه از جوانان بلوچ کرده و همه را به حرکت خشن علیه نیروهای نظامی و انتظامی تشویق می‌نماید. مدتی تحمل کردم تا ببینم موضع شما در قبال اقدام خطرناک وی که متاسفانه بدلایلی -مثل کینه از نظام بخاطر زندانی شدن و عدم اثبات نهایی جرم او و پدرش- همواره از مواضعی تند برخوردار بود، چه خواهد بود که متاسفانه صرفا به موضع گیری عمومی علیه خشونت و هر نوع عمل مسلحانه اقدام کردید. چرا توقع داریم که شما موضع مستقیم بگیرید و حتی ذکر نام کنید ؟ روشن است!‌ چون شما همواره خود را فردی مصلح و دلسوز دانسته اید و جلوی اقدامات میدانی افراطی و حمله به این و آن ایستاده اید. از داعش تا گروهک های مسلح مزدور‌ را محکوم کرده اید و عملیات های کور اخیر را نیز رد کردید. چرا شما در قبال نظام‌ و نقدهای تان شفاف تر عمل می کنید ولی علیه این فرد از شدت و شفافیت خبری نیست؟! ایا از این صراحت نگران هستید که نکند برخی جوانان خام از شما ببرند و شبکه های خارجی شما را مزدور رژیم ایران بخوانند ؟ آیا رضای خداوند را همان زمان که خیلی صریح دارید جنایت هشت مهر را نقد می کنید در این نمی بینید که از پیوستن جوانان بلوچ به این فرد و فریب خوردن آنان نیز جلوگیری کنید؟! همه می دانند که بنده همواره از افراطیونی که امروز از بالا گرفتن بدبینی های قومی مذهبی خوشحال اند!، فحش خوردم چون می گفتم شما همراهی انتقادی خوبی با نظام دارید و در عین حضور در صف اول ۲۲ بهمن و انتخابات و همایش های کشور نقدهایی را نیز مطرح می کردید ولی حالا در عین اینکه برخی نقدهای شما را روا و مطالبه خون ناحق مردم در هشت مهر را درست میدانم ولی بسیاری از سخنان تان را ناروا و اشتباه میدانم که راهی جز بن بست برای آن منطقه خلق نخواهد کرد و به افراطیون میدان خواهد داد و چون گام های بعدی حرکت شما که معتقدید اصلاحی است هم معلوم نیست، امثال این جوان جویای نام را میدان دار خواهد کرد که وقتی فضا رادیکال شد کار از دست همه خارج می شود. گرچه میدانم باز هم برخی اطرافیان شما از هر نوع نقد مودبانه ناراحت می‌شوند و برخی افراطیون باصطلاح شیعه نیز بار دیگر زبان به یاوه خواهند گشود ولی وظیفه شرعی خود دانستم تا این نکته را نیز متذکر شوم. والله المستعان 📍@komeilialireza
📜 برای قرآن سوزی چه کنیم ؟ این روزها خیلی از تشکل‌های دانشجویی درباره قرآن سوزی سوال کردند لذا دست به قلم شدم خصوصا آنگاه که از یک دانشگاه خوب تهران گفتند بیانیه ای نوشتیم و میخواهیم به خارج بفرستیم و من غصه خوردم از این همه خلاقیت!! و اما بعد ... فکر میکنم مهمترین دلیل قرآن سوزی ها ایجاد واکنش تند از مسلمانان و دامن زدن به اسلام هراسی با هدف ایجاد جریان ضداسلامی در میان غربی هاست که هم جلوی‌ رشد اسلام را می‌گیرد و هم انرژی مردمی گسترده را ضد مسلمین آزاد می‌کند. خیلی متوجه ربط این ماجراها به تحولات داخلی رژیم نیستم چرا که جهان اسلام عملا اثری در این دعوای خانگی ندارد و این ویروس درون رژیم غاصب با این کارها تغییری نمی‌کند. خیلی ها می‌پرسند چه می‌شود کرد؟! دو دسته فعالیت به ذهنم می‌رسد که صرفا جهت باز شدن اذهان عرض می‌کنم: سلبی: مثل تهیه لیست کالاهای کشورهای موهن و کمپین مردمی تحریم آنها، فشار بر مجالس اسلامی جهت تصویب قانون تجریم و تحریم این کشورها، تعیین جایزه برای توهین کنندگان،‌ حمله به سایتهای کشورهای موهن، حضور در برنامه مسوولان این این کشورها در همه جا و اعتراض به آنها و.. ایجابی: تولید آثار هنری، کمپین های متنوع مرتبط با قرآن در جامعه اسلامی، کمپین های نشر معارف قرآنی به زبان کشورهای موهن، برگزاری جوایز هنری، انجام اقدامات هماهنگ مشترک در کشورهای اسلامی، تولید نمادی خاص از قرآن برای لباس های مسلمانان و... و همچنین اقدامات نمادینی چون اجرای اقدامات خیابانی خاص؛ پرفورمنس آرت های شهری خلاقانه و... 📍@komeilialireza
💧 به آن دلسوزنماهای سیستان مظلوم حالا برخی رسانه ای ها که نمی دانم به یکباره از کجا اعزام شده اند یاد سیستان افتاده اند! وقتی دیگر رمقی باقی نمانده است... فقط امیدوارم اندکی بفهمند و اگر کمکی نمی کنند کار را خراب تر نکنند! یادم هست اولین باری که به زابل رفتم، برای شرکت در نشست جنبش عدالتخواه دانشجویی در بهمن سال 84 بود. وقتی که در حاشیه نشست به روستاهای اطراف رفتیم و خانه هایی را دیدیم که با بادهای 120 روزه زیر شن رفته و خیلی ها مهاجرت کرده بودند غصه خوردیم و از مسوولان امر مطالبه و بر سرشان داد و فریاد کردیم! همان وقت برای تاکسی های عبوری، قاچاق دو گالن سوخت قانونی بود چرا که می گفتند مردم کار دیگری ندارند و می گفتند این دستور را قالیباف مسوول ستاد مبارزه با قاچاق کالا در آن وقت داده است. یادم نیست چندمین سفر بود ولی بار دیگر، محرم سال 92 بود که با گروه تبلیغی اخوت به زابل رفتیم. این گروه فقط تبلیغ نمی کرد و می رفت و با مردم و نخبگان می نشست. فهمیدیم اوضاع خیلی خراب است. دکتر کوهکن که در مرکز تحقیقات کشاورزی بود می گفت ما 15 سال قبل همایش هایی داشتیم و مساله آب زابل را مطرح کردیم. در زبان کارشناسان انتقاداتی جدی به چاه نیمه ها که محل ذخیره آب و تامین آب حیاتی شهر بزرگ زاهدان نیز می باشند نیز مطرح بود. همانجا وقتی صحنه غمبار ماهی های مرده از خشکسالی و قایق های به گل نشسته را دیدیم، تصمیم گرفتیم مساله را ضریب بدهیم. حاج محمد زاهدشیخ و دوستان دیگر تقبل کردند و یاسر عرب زحمت ش را کشید. مستندی ساخته شد به نام «ماهی ها در سکوت می میرند» و بعد هم کاری تخصصی درباره مسائل آن منطقه به نام «ماهی ها در سکوت نمی میرند» ساخته شد که بردیم و در برنامه های تلویزیونی مثل ثریا و.. ضریب دادیم و اکران های دانشگاهی گذاشته شد و... بعد از آن بود که طرح آبرسانی به 46 هزار هکتار از اراضی سیستان با دستور رهبری به مبلغ سه هزار میلیارد تومان آغاز شد و اجرا گردید که بنا بود سه ساله تمام بشود ولی ظاهرا هنوز در جریان است با اشکالاتی چند... حالا هم ده سال دیگر گذشته است. می شود پرسید چرا فرآیندهای تصمیم گیری در کشور ما اینطورند؟ چرا حتی امور حیاتی اینطور راحت مورد بی مهری واقع می شوند؟ همان موقع یادم هست برخی کارشناسان می گفتند که در دولت احمدی نژاد که تا سال 92 بود عمده مسوولان استانداری سیستانی بودند ولی رفتند و زاهدان نشین شدند و دیگر بحران اینجا برای شان اهمیت نداشت! مطالبه گران امروز همان مسوولان دیروز ند ولی خب در ایران کسی پاسخگوی اعمالش نیست! همه ساله از سیلاب ها، آبی بیش از حقابه هم وارد کشور می شد ولی استفاده درستی از آن نمی گردید. برخی آقایان که امروز مطالبه گر شده اند دیروز با دولت آمریکایی اشرف غنی همکاری کردند و در زابل کارخانه سیمان زدند و عضو هییت مدیره آن شدند تا بند انحرافی کمال خان ساخته شود! رسانه ای ها کجا بودند آن وقت؟ معترضین کجا؟ خب اینها حتی میزان فهم شما از مسائل و میزان بحران زایی را کنترل می کنند و در عین حال شما مدعی نخبگی هستید! اینکه خیلی از کارها تاخیر می افتند و به وقت ش انجام نمی شوند دلیل وضعیت بحرانی کنونی است. حالا هم که رییس جمهور با تهدیدی نسنجیده، دولت همسایه را تحقیر کرد و عملا وارد شدن آب را به تاخیر انداخت، برخی از دوستان رسانه زده و حتی برخی مدعیان عقلانیت و نخبگی یادشان افتاده که به رییس جمهور بگویند تهدیدت را عملی کن پس چه شد؟! خب مگر می شود با تهدید میان دو همسایه زندگی کرد؟! راه حل در خیلی مسائل بوده که حالا تلویزیون هامون دارد به صورت تخصصی آنها را بررسی می کند و البته گرفتن حقابه از افغانستان هم راه حل های خود را دارد که قطعا تهدید علنی نیست! درد بسیار است و از همه بیشتر اینکه عناصر رسانه ای ما خودشان بیش از دیگران رسانه زده و جوگیرند حال آنکه آنان باید حتی فهم مساله و ادبیات مطالبه را سامان بدهند ولی چه سود که خود از دایره عقلانیت خارج اند و خیلی دیر به یاد همه چیز می افتند. چرا؟ چون هیچ کدام بر هیچ موضوعی ولو کوتاه متمرکز نمی شوند و کارشناس همه چیز هستند! 📍 @komeilialireza
⚰مقدمه ای تلخ درباره نابودی رژیم! از جمله مساله هایی که حاکمیت «شبه علم» و «ضد علم» در ج.ا ایجاد کرده کم توجهی بسیار سوال برانگیز و مشکوک، در پرونده رژیم صهیونیستی است. رهبری چند سال قبل به اینکه آنها انشالله 25 سال آینده را هم نخواهند دید اشاره می کند و همین شبه کارشناسان نهادهای انقلابی و سخنرانان لمپنی که پرورانده و ضریب داده اند، آن را به پیش گویی تعبیر می کنند و تابلو برایش برپا می نمایند! حال آنکه آن سخن بیش از آنکه از جنس خیال خوش کن و تنبل پسند «می شود» باشد معنای «بشود» می داد. وقتی همان سخنرانان، فهم مدیران دارای کارشناسان متعدد شبه عالم(!) از مدیریت جهان را به تاثیر چشم اوبلیکس تقلیل می دهند خب نباید هم جوان انقلابی ما فهمی از نقش «دلار» در روندهای جهانی داشته باشد! وقتی قصه سرایی درباره فراماسون ها جوانان ما را سرگرم می کند، نباید هم درباره معادلات پیچیده اقتصاد جهانی و نقش مهم کوریدورهای ژئوپلتیک در آن چیزی بداند. بگذریم! تردیدی نیست که دشمنی رژیم صهیونیستی با ما کاملا شفاف و بدون خدشه است. رژیمی که فارغ از ادعاهای ج.ا بدلیل اشغال علنی خانه و کاشانه مردم نامشروع است -از این منظر ماهیت ش با هر حاکمیت ظالم دیگری هم متفاوت است - و واضح است که مخالفت با این رژیم هم ربطی به وقوع انقلاب در ایران نداشته و از روز اول اشغال آن، دغدغه همه مردم آزاده جهان بوده و هست و تا امروز هم حامیان این قضیه در جهان بی شمارند. برخی افراد نفوذی، حتی سخن گفتن از این پرونده را هم با این توجیهات که دارید «عادی سازی» می کنید جزو خط قرمزها کرده اند و آنقدر مساله امنیتی شده که فهم نخبگان جامعه ما هم درباره آن بسیار سطحی است و معلوم نیست چطور بناست با مهمترین دشمن مان با این سطح معلومات مقابله کنیم! برعکس ما، دشمن مان با نفوذ در همه رده های حاکمیتی، به خوبی در حال ضربه زدن به ماست! وقتی در سطح امنیتی ترین لایه یعنی ترور چهره امنیتی و نخبه ای چون شهید محسن فخری زاده یا عملیات های فیزیکی انفجار در صنایع هسته ای که در یکی دو سال اخیر چند بار رخ داد، اینقدر وقیحانه اقدام می کند تو خود حدیث مفصل بخوان از وضعیت نفوذش در اقتصاد و بانک مرکزی و تجارت و نفت و فرهنگ و... دیگر نمی شود پشت فیلم و سریال ها، امنیت را فریاد زد! وقتی اینطور پیاپی ضربه می خوریم یعنی توان «پاسخ موثر» نداریم. همواره معتقد بوده ام که عرصه «امنیت» عرصه بازدارندگی است یعنی اگر زد باید بزنی تا متوقف شود و وقتی داری مدام می خوری یعنی توان کافی برای جبران در سطح ضربه مقابل را نداشتی! حال سوال شفاف من این است که وقتی می دانیم راست گرایی بنیادگرایانه هم از جنس مذهبی هم سیاسی آن در رژیم افزایش یافته و بدلیل حجم بالای مهاجران شرقی متمایل به این گرایش، افزایش بیشتری نیز خواهد یافت و دیگر چپ های لیبرال بزرگ شده در غرب، اکثریت نخواهند بود و این یعنی حجم فشار تندروهای رژیم نیز بالا خواهد گرفت و همچنین دستاوردهای علمی و حمایت های خارجی نیز از آنان ادامه دارد، دقیقا منظور ما از گام های پروژه «نابودی رژیم» چیست؟! ادامه دارد... 📍 @komeilialireza
🪦 درباره مسیر واقعی نابودی رژیم آیا حاضریم تحلیلی واقعی از ابعاد نابودی رژیم در اختیار نخبگان مان قرار دهیم یا همچنان مدل ذهنی ما متاثر از بازی های رایانه ای، حمله نظامی همه جانبه به شهرهای آنان و از بین بردن کل آنها و کشتن همه ساکنان آن است؟! تکلیف آن همه مهاجری که سالهاست در آنجا زندگی می کنند چه خواهد شد؟ تازه اگر ما چند کشور را جمع کنیم که به رژیم حمله نظامی کنند آیا حامیان او هم دست روی دست می گذارند و نظاره گر می نشینند؟ یعنی خود رژیم توان دفاع از خودش را ندارد؟ آیا اساسا نابودی این رژیم تا دندان مسلح ماهیت نظامی خواهد داشت؟! استراتژی محوری درباره رژیم در کنار تقویت جریان مقاومت، طبعا فروپاشی از درون و تقویت جریان مهاجرت معکوس است. طبعا این کار بدون شناخت دینامیک ها و شکاف های داخلی و نیز قطع حمایت های خارجی خصوصا غربی شدنی نیست ولی سخن گفتن از فروپاشی یک دولت مستقر که تلاش می کند با کمک آمریکا هر روز روابط منطقه ای خودش را نیز توسعه دهد آسان نیست. خصوصا که برنامه منسجم و نقشه راهبردی دقیقی هم نداشته باشیم یا به صورت تک بعدی فقط بر مولفه های نظامی یا امنیتی متمرکز شویم. برای توسعه ابزارهای اثربخش بر یهودیان داخل، تفکیک یهودی از صهیونیست و همچنین تفکیک سران رژیم از بدنه مهاجر موجود در سرزمین های اشغالی دو استراتژی هستند که باید فعالانه تر پیگیری شوند. ادبیات عبدالناصر که می گفت همه را به دریا می ریزیم، انسجام دولت با مردم را در رژیم بیشتر خواهد کرد. آنقدر حرف های تبلیغاتی و رسانه ای زده ایم که طرح این سخنان سوال برانگیز است ولی واقعیت این است که بدون خلق و توسعه معارضان داخلی رژیم و تعمیق شکاف ها، راهی برای نزدیک شدن به ضربه نهایی نداریم! این فرآیند که می توان درباره جزییات آن بیشتر اندیشید نیازمند بازوهایی بومی است. بازوی بومی هم بدون توسعه ارتباطات کنشگران مشخص و متعدد شدنی نیست. البته طبعا مساله ما تطبیع نیست بلکه فعال سازی تیم های مختلف جهت جذب نخبگان و منتقدان آنهاست. اینکه امروز توان بازدارندگی ما کمتر هست بخاطر ضعف در همین راهبرد یعنی توسعه نفوذ امنیتی و فکری در رژیم می‌باشد. چرا در این حوزه کوتاهی صورت گرفته الله اعلم ولی قطعا دست هایی در کارند تا ما به طور جدی به این امر نپردازیم یا تصور کنیم تنها راه حل موجود، نظامی است! ادامه دارد .. 📍@komeilialireza
🟡 درباره مسیرهای استراتژیک و یوم الفتح جنبه دیگر‌ فتح، عملا‌ به پیرامون رژیم مرتبط است نه داخل آن ‌لذا باید بتوان برای بخشی از مردم ایران، منطقه و جهان اسلام تکالیف عملیاتی در راستای فتح قدس تعریف کرد. باید این مسأله روشن شود که چرا درباره یک رژیم کاملا نظامی، اتفاقا راه حل غیر نظامی و چیزی شبیه مدل راهگشاست. این همان ضربه نهایی است که باید برایش کار کرد. پاسخ به ابعاد این سوال که آیا در آن موقعیت خاص و روز‌ سرنوشت ساز که احساسات جهان اسلام در مسأله مسجدالاقصی تحریک خواهد شد، می توان میلیون ها نفر را به سوی قدس کشاند یا نه ؟ مهم است. از همین روست که مسیرهای منتهی به قدس باید مانع زدایی شده و به هم متصل شوند. این یعنی هر اختلاف مرزی و رقابت قومی و عدم زیرساخت و ناامنی را باید در راستای عامل‌وحدت بخشی بنام قدس از بین برد و اساسا جا انداخت که راهی موثرتر از وحدت نیروهای جهان اسلام برای نابودی رژیم وجود ندارد. ما سالها قبل در اوایل بیداری اسلامی که امیدهای زیادی احیا شد به همین نتیجه رسیدیم و ایده «محاصره مردمی رژیم» را در قالب کاروان های «الی بیت المقدس» طراحی کردیم که منجر به حضور هفتاد هزار نفر در مرز اردن، بیش از ده هزار نفر در مرز لبنان و نیز غزه و همچنین تجمعاتی بزرگ در مصر و سوریه -بخاطر عدم ثبات توان جمع در مرز نشد- و نیز در مقابل سفارت های رژیم در کشورهای مختلف شد و آنان را چنان نگران کرد که موانع فیزیکی را بشدت تقویت کردند. متاسفانه ولی هم بخاطر ناامنی های منطقه هم عدم اهمیت این نوع اقدامات مردمی برای نهادهای مربوطه، دیگر حمایتی برای تکرار این اقدامات نشد حال آنکه آن اقدام حکم رزمایش پیش از فتح را داشت و می‌شد و هنوز هم می‌شود سنتی درباره پیاده روی سالیانه به سمت مرزهای فلسطین اشغالی و قدس را ترتیب داد. آری!‌ فتح قدس یک اتفاق نیست. برنامه ریزی و امادگی‌ پیشینی نیاز دارد. با برخورد مناسبتی مثل روز‌ قدس، نابودی یک رژیم هفتاد ساله رخ نمی دهد. از مجامله بیرون بیاییم و گام های عملی برداریم. شقشقه هدرت 📍 @komeilialireza
🇸🇦 آیا سعودی جدید، وهابیت را از بین می برد؟ این مدعا که سعودی جدیدی در حال تولد است که دیگر مولفه محوری او، دین نیست حالا خیلی نیاز به استدلال ندارد. از چند سال قبل زمزمه های این مساله به خوبی قابل شنیدن بود. بن سلمان چند بار در مصاحبه های تلویزیونی خود با شبکه های غربی، صراحتا از اینکه آمریکایی ها برای مقابله با شوروی خواستند که وهابیت توسعه پیدا کند و ما هیچ وقت این عقیده تندروانه را نداشتیم سخن گفت! وقتی در سری سوم سریال عاصوف، عملا شرطه های امربمعروف سعودی مورد تمسخر واقع شدند باید انتظار می داشتیم که در میدان عمل هم این شرطه ها جمع بشوند و دیگر حق تذکر تند و تیزی که قبلا درباره اجرای شریعت می دادند را نداشته باشند. شاید ظهور تام این تغییر در راه اندازی سینماها و دیسکوها و همچنین عدم دخالت در مراسمات حج و سخت گیری بر شیعیان بود که اخیرا شاهد آن بودیم. شاید شنیدن این آمارها که در عربستان بیش از 87 درصد مردم سواد دارند و خصوصا اینکه 82 درصد زنان باسوادند و شهرنشینی هم بیش از 84 درصد شده و نرخ رشد جمعیت از 7 در 1985 به 2.8 در 2022 رسیده و حدود 70 درصدشان اکانتی در شبکه های اجتماعی دارند و مصرف یوتیوب هم خیلی بالاست، برای فهم اینکه جامعه ناشناخته این کشور – به خاطر محدودیت شدید رسانه ای و سیاسی- در زیر پوست خود باندازه کافی مدرن شده که از اصلاحات مدرنیستی بن سلمان حمایت و استقبال کند، کافی باشد. حالا که سعودی برای سال 2030 یعنی هفت سال دیگر، دهها میلیون گردشگر خارجی را هدف گذاری کرده و دایما با آوردن سلبریتی های ورزشی و هنری تلاش می کند تا نگاه مردم جهان به خود را تغییر دهد، طبیعی است که تداوم روند مذهبی گذشته که با عنصر وهابیت و تشدد دینی شناخته می شد امکان ندارد. گرچه اعطای آزادی های فرهنگی و مذهبی و ایجاد مدرنیزاسیون بمعنای اجازه فعالیت سیاسی آزادانه نیست و نشانه آن هم اعدام هایی است که دایما گریبان معارضان سیاسی این کشور را می گیرد و علمایی است که بدلیل تفاوت دیدگاه ها زندانی شده و می شوند ولی اینقدر معلوم است که تغییر تصویر سعودی جدید با دو مولفه رشد اقتصادی و آزادی فرهنگی خواهد بود ولی توسعه سیاسی فعلا در دستور کار نیست چرا که هر انتخابات آزادی در این کشور قطعا منجر به تغییر دولتمردان کنونی آن خواهد شد. و نهایتا اینکه تضعیف وهابیت و کاهش حمایت مالی از آن توسط سعودی و حتی اقدام به تشکیل گروههایی برای تاسیس یک قرائت جدید از اسلام رحمانی، می تواند فرصت هایی را برای احیای سنت های اصیل معرفتی در مناطق مختلف اهل سنت جهان مهیا سازد که نیازمند تامل و سرمایه گزاری مادی و معنوی است. گرچه تضعیف جریان تندرو و دست نشانده وهابیت مطلوب است ولی مستلزم بی دینی نیست و اندیشه خطرناکی که مسلمان را لاابالی سکولار می خواهد فاسد و خطرناک و خلاف قرآن است. راه حل همان است که رهبری انقلاب گفته اند. تقویت جریان فکری عقلانی و معتدل در بدنه اهل سنت و این یعنی ما مخیر بین تشدد دینی یا لیبرالیزم نیستیم. جریانات فکری مومن معتدل در بدنه اهل سنت همان جریانات اصیلی است که باید احیا و تقویت شود. 📍 @komeilialireza
💧 درباره آب سیستان خطاب به مردم مظلوم این منطقه! چنانچه وعده داده بودم درباره آب سیستان خواهم نوشت و حالا که رهبری در دیدار با مردم سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی بار دیگر به این مساله اشاره کردند فرصت را مغتتم شمردم تا مقداری صریح در این رابطه بنویسم تا مردم مظلوم این منطقه بدانند که نباید با این مساله متاثر از رسانه برخورد کنند و بدانند که برخی ظاهرا دلسوزان «خودمشما» در واقع جاده صاف کن مافیایی هستند که جیب ش را پر خواهد کرد ولی آبی برای شما نخواهد آورد! آب مورد نیاز هر منطقه را می توان به سه بخش آب شرب، آب کشاورزی و آب محیط زیست تقسیم کرد که بر خلاف تصور برخی، آب مورد نیاز سیستان، آب شرب نیست. کل نیاز در این بخش حدود 20 میلیون مترمکعب است که هیچ وقت در تامین این حجم از آب معضلی وجود نداشته و نخواهد داشت. سوال این است که آیا می توان منطقه ای که بخاطر ریزگردها آلودگی هوا دارد را فقط با رساندن آب شرب زنده نگه داشت؟ فرض کنیم شغل مردم را از کشاورزی تغییر دادیم، هوا را چه می کنیم؟ توسعه آسم را چه کنیم؟! نیاز آبی حوزه محیط زیست بالاتر از یک میلیارد مترمکعب – تقریبا باندازه حقابه- و حدود سه میلیارد متر مکعب است تا به یک پایداری در حوزه ریزگرد برسیم و تالاب های خشک شده تا حدی احیا بشوند و جالب است بدانیم که این حجم از آب نه با پروژه شکست خورده چاههای ژرف و نه پروژه پرخرج انتقال آب عمان که نهایتا 100 میلیون مترمکعب آب بسیار گران قیمت به ارمغان خواهند آورد، تامین نخواهد شد! نیم نگاهی به همین عددهای ساده که توسط خود وزارت نیرو هم منتشر شده نشان می دهد که مردم سیستان بعنوان کسانی که بیشترین ضرر را از مساله آب می کنند نباید فریب تبلیغات انتخاباتی نمایندگان یا سخنرانان را بخورند و باید به راه حل های واقعی تر و کارشناسانه فکر کنند! والا با وعده های توخالی آقایان از زمان اجرای پروژه شکست خورده «نیم لوله» و بعد هم پروژه بزرگ «46000 هکتار» مساله آب حل نخواهد شد. همین ها که در آستانه انتخابات، ژست اپوزوسیونی به خود گرفته اند دیروز مسوولیت های مستقیم و غیرمستقیم در حوزه های مختلف این استان داشته اند و حق ندارند زندگی مردم را وجه المصالحه اهداف کوتاه مدت سیاسی خود کنند! آری! رهبری معظم در پروژه های آب سیستان مستقیما حمایت ها و دستورات پرداخت مبالغ کلان را داشته اند که نشانگر اهمیت این منطقه برای ایشان است ولی اجرای درست آنها و نیز شناخت اینکه کدام راه حل ها عملا می تواند مساله «آب منجر به زندگی» را حل کنند چیزی است که متاسفانه توسط مافیا پوشانده می شود! بنظر می رسد پیگیری سیاست منطقی و برادرانه – نه با تهدید و طعنه- با همسایه شرقی یعنی افغانستان درباره حقابه و نیز آبخیز داری برای کنترل سیلاب های فصلی راه حل هایی واقعی تر برای عبور از بحران آبی این منطقه باشند. در این فقره لازم است نخبگان و ریش سفیدان اولا به مساله اشراف پیدا کنند و ثانیا در آن نقش آفرینی داشته باشند و کار را به دست توییت های سیاسیون آگاه اصلاح طلب یا ناآگاهان اصولگرای وزارت خارجه که ساکتان دیروز در مقابل بندهای انحرافی کمال خان و... بوده اند نسپارند. فقط برای اینکه بدانیم بند کمال خان که برخی آقایان مدعی امروز و ساکت دیروز، سیمان آن را هم از زابل تامین کردند چه تاثیری داشته خوب است بدانیم که این بند کوچک، فقط سال قبل، یک میلیارد مترمکعب آب ناشی از سیلاب ها را به شوره زار گودزره منتقل کرده است! همین یک عدد کافی است تا به توییت ها و نطق های این دیپلمات ها توجه نکنیم! مردم عزیز و مظلوم سیستان، نخبگان دلسوز استان سیستان و بلوچستان و کشور که می دانند تبعات تداوم خشکی این منطقه، گریبان خیلی از نقاط کشورمان را خواهد گرفت بیایید و با مساله آب حیات، متاثر از کمپین های مجازی برخورد نکنیم. دیگر فرصت آزمون و خطا نیست! 📍 @komeilialireza