article_920_ff4e9ac16be9bc2028a75b35095cf7b5.pdf
643.8K
🔺#مقاله نقد دلالی روایات فطرس ملک
محرم امسال میخواستم متنی در تشریح ایرادات دلالی و سندی احادیث مربوط به ماجرای فطرس ملک بنویسم. اما فرصتی دست نداد. از دو تن از علما بعض از ایرادات این حدیث را شنیده بودم. مشخصا تعارض این احادیث را شریفه «لایعصون الله» نظرم را جلب کرده بود.
مقاله فوق بنظر میرسد بخوبی از پس توضیح ایرادات حدیث برآمده است.
(البته اشکالات سندیای که در این مقاله طرح شده است، بنظر بنده قابل خدشه است. به عنوان مثال استشهاد به اینکه کشّی در رجال خود محمد بن سنان را بخاطر نقل روایت فطرس ملک متهم به غلوّ نموده است ، شاید ایراد واردی نباشد. اگر مراد از قول کشّی تعبیری است که دارد «محمد بن سنان کان من الطیارة فقصصناه» ، این طیاره به معنای فطرس ملک نیست. بلکه مراد در عرف آن زمان علمای شیعه، غالی بودن است که پرنده خیالشان به پرواز در میآید و مطالبی میبافد. تعبیر فقصصناه هم اصطلاحا یعنی بال این پرنده را چیدیم! کما اینکه تعبیر نجاشی کاملا این معنا را میرساند، او میگوید :«ان هذا ابن سنان لقد هم ان یطیر غیرمرة فقصصناه حتی ثبت معنا». این البته یک خدشه در مباحث سندی این مقاله بود. بنظر میرسد مباحث سندی این مقاله چندان قابل اعتنا نباشد. اما در مجموع تتبع و تلاش خوبی در مطالعه دلالی آن روایات است.)
@konashmirrokni
article-1-95-fa.pdf
621.6K
🔺#مقاله محمد بن سنان از ورای دیدگاهها
( در دو فرسته)
۱.
محمد بن سنان زاهری یکی از مناقشه برانگیزترین روات حدیث است. کم نبوده و نیستند عالمانی که قائل به ضعف او بودهاند. تضعیف او به مثابه تضعیف حدود هزار حدیث -فقط- در کتب اربعه است. روایات او در غیر کتب اربعه بیش از اینها است.
بنده از پیش معتقد بودم جریانسازیهایی که حول مفضل بن عمر جعفی و بعضی از اطرافیان او توسط جریان ابوالخطّاب از عصر امامصادق علیهالسلام آغاز شد، دامان محمد بن سنان را هم گرفته است و تصریح به غلو او از سوی معصوم، تماما توسط شاگردان ابوالخطاب ساخته و پرداخته شده است.
اولا که وجود نام اودر سلسله اسناد روایات عالم ذر و اظله و اشباح نمیتواند دلیل موجهی بر غلو باشد؛ هرچند شیخ مفید علیهالرحمه تلویحا این روایات را موضوعه میخواند، اما تقریبا تمام روات جلیل شیعه چه در اقلیتی مثل حلقه اطرافیان هشام بن الحکم و چه اکثریت امامیه که شاگردان هشام بن سالم و زراره وبودند، همگی این روایات را نقل کردهاند. اگر داشتن کتابی به نام «الاظلة» هم حجتی برای متهم کردن کسی به غلو بود، باید احمد بن محمد بن عیسی قمی که مبارز بزرگی علیه غلو در قرن دوم و سوم محسوب میشود را هم غالی بدانیم، چون ایشان هم دقیقا کتابی به همین نام در فهرست آثارشان هست.
ثانیا در خصوص جریانسازی غالیان علیه محمدبن سنان زاهری ،بهترین حجتم بر این مطلب آن است که شیخِ محدثین قم؛ احمد بن محمد بن عیسی اشعری قمی - که در اوج درگیری با اهلغلو قرار داشت - از محمد بن سنان بیش از ۳۰۰ حدیث بدون واسطه روایت کرده است.
@konashmirrokni
۲.
احمد بن محمد بن عیسی از مشایخ جلیل کلینی است در روایت کردن بسیار سختگیر است. او احمد بن محمد بن خالد برقی(صاحب محاسن) را به اتهام نقل از ضعفا و مجاهیل و نقل مرسلات از قم اخراج کرد و محمد بن اورمه(صاحب تفسیرالباطن) را به اتهام غلو تحت محدودیتهای شدیدی قرار داد. در عین حال هیچکس به اندازه او از محمد بن سنان روایت نکرده است.
همچنین اعتماد کلینی و صدوق که هر دو به ضدیت با غلو مشهورند به روایات او، بهترین حجت بر این است که آن روایات معدودِ انتسابِ غلوّ به محمد بن سنان ، محصول جریانسازیهای غالیان بوده است.
مقاله فوق، تمام شواهد مدح و ذم محمد بن سنان را یک به یک بررسی کرده است و بخوبی توانسته محمد بن سنان را از دایره ضعفا، به جایگاه اصلیاش که ثقهای جلیل است برگرداند. البته این مقاله به علل تاریخی شیوع این روایات ذمّ و اتهام غلو او نپرداخته است.
آقای محمدهادی گرامی در پایاننامه ارشدشان چند گام مهم در این خصوص برداشتهاند و ادامه پیدا کردن این تلاشها میتواند زنگار از چهره تعداد دیگری از شخصیتهای امامی قرن دوم و سوم بردارد.
@konashmirrokni