وقتِ اذانِ مغرب و افطار و رَبَّنا...
من آرزو کنم، تو برآورده میشوی؟!
#طاهره_اباذری_هریس
کیستم من پای تا سر نسخهای از زلفِ او
تیرهروزی، بیقرار، آشفتهحالی، درهمی
#کلیم_کاشانی
فیض بیداریِ وقتِ سحرم دستِ علیست
ای خدا شکر که بر رویِ سرم دستِ علیست
عزتش مالِ خودش بود به من هم بخشید ؛
آبرویی که به آن مفتخرم دستِ علیست . .
یا علی گفت و عرق ریخت مرا نوکر کرد ؛
برکتِ نانِ حلالِ پدرم دستِ علیست !
خوب و بد ؛ نانخورِ اوییم بلا استثناء
به کسی کار نداریم کرم دستِ علیست ..
ذکرِ یا فاطمه در روزِ قیامت دارم ؛
چون صراطی که از آن می گذرم دستِ علیست .
رویِ اعلامیهام نادِعلی بنویسید ؛
کارِ تلقینِ تنِ محتضرم دستِ علیست(:
کربلایم زِ علی و نجفِ من زِ حسین ؛
سفرم دستِ حسین و سفرم دستِ علیست . .
در نجف تولیتِ صحن و حرم دستِ حسین ؛
کربلا تولیتِ صحن و حرم دستِ علیست . .
جلویِ چشمِ ترش فاطمه را می کشتند ؛
به خدا علتِ چشمانِ ترم دست علی ست
زندگی سرخی سیبی است که افتاده به خاک
به نظر خوب رسیدیم ولی بد رفتیم
#فاضل_نظری
فاصله گرفتن از آدما جسمی و مکانی نیست فاصله گرفتن حقیقیه ؛ اینطوریه که تو دیگه از هیچ کس انتظار نداری ، نگران هیچ کس نمیشی ، اینکه کسی رو دوست داشته باشی یا کسی دوست داشته باشه دیگه مهم نیست ، ارتباطاتت شدیدا محدود میشه به کارهات و فراتر از اون نمیره... به حدی که فقط دو سه نفر میمونن که برات مهمن...
ولی همین دو سه نفر میشن دنیات..!