پدری رفت از این سلسله ی نورانی
ما یتیمان همگی بی سر و سامان گشتیم
#حسن_ملائکه
کنجِخلوت...!
پیش از آنی که بخواهی از کنارت میروم تا بدانی عذرِ مارا خواستن، کارِ تو نیست!..(: #کاظم_بهمنی
عذر مارا خواستن؟
کارِ تو نیست..
دفترم را باز میکنم و مینویسم:
من محتاجِ کسی هستم که مرا بیشتر از خودم بخواهد.
پایِ خواسته، نیاز و منافعش در میان نباشد.
من محتاج کسی هستم تا مرا در آغوش محبت خودش طوری غرق کند که همهٔ عقدههای وجودم باز شود.
من دستان کسی را طلب میکنم که وقتی دستم را میگیرد، بدانم که میتوانم با نور وجودِ او سالهای سال راحت حرکت کنم.
نه به درهای بیُفتم، نه به کوهی برخورد کنم و نه از مقابل و پشت سرم تصادفی رخ بدهد.
وجودش بر تمام زندگیام سایه بیندازد و مرا همراه خودش تا فرا آبادیها ببرد.
وجودی ماورایی میخواهم.
دنبال کسی میگردم که وقتی دستم را از دستش درمیآورم و دوباره پیدایم میکند، برمن نتازد.
آنقدر مرا به خاطر خودم بخواهد که هروقت به سراغش رفتم، حتی بعد از هزاران خطا و دوری کردن های مدامِ من، بازهم به من لبخند محبت بزند.
کسی که مرا دیوانه نداند و بیخود متهمم نکند...
کنجِخلوت...!
مارا که یا مجیر و اجرنا عوض نکرد ! دلتنگ گریه های محرم شده دلم ...
ماه منظومه ی من مشتری اش بسیار است ...
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هرچه خراب کردم دیدم درست کردی
ویرانه بودنِ من از این نظر می ارزد
حداقل به کارِ حسین که می آییم
این بار را ضرر کن، ما را بخر، می ارزد..
من از شرمِ گنه خاموش و او در انتظار از لطف
که بگشایم منِ مجرم، زبانِ عذرخواهی را . .
چون علی در عالم خلقت کسی مظلوم نیست
هیچکس مانند او از حق خود محروم نیست
از جنایاتی که دشمن کرد در حق علی
در تواریخ مدون، صد یکش مرقوم نیست
غصههای او عیان از گفتههای وی که گفت:
زندگی جز استخوانی مانده در حلقوم نیست...
جانشین مصطفی در خانه شد عزلتنشین
بین حکام الهی یکچنین محکوم نیست
کی ز توفان بلا، خاموش گردد نور حق
این حقیقت بر سیهکاران ولی مفهوم نیست
صبر یزدان کرد نیروی یدالله را مهار
شیر حق در چنگ روبه، بیجهت مظلوم نیست
شاهِ مردان، قهرمان خیبر و بدر و احد
بیسبب ساکت به پیش مردکی مشئوم نیست
صبر جانسوز علی، چون صلح مرموز حسن
حکمتی دارد که بر روشندلان مکتوم نیست
آستان قدس او را ناکسان آتش زدند
مرتضی یارب مگر از چهارده معصوم نیست
علت خقلت چو مابین در و دیوار ماند
در شگفتم عالم هستی چرا معدوم نیست
جورِ بی حد بین که قبر قاتلانش آشکار
لیک قبر فاطمه بر هیچکس معلوم نیست
در حقیقت شد تمام، از مرگ او، عمر علی
انتظارش جز برای ضربتی مسموم نیست
فاقد احساس پاک و روح انسانی بُوَد
هر کسی در ماتم زهرا حسان مغموم نیست..