درد دارم ای رفیقم، درد میدانی که چیست ؟
سوختن ازیک نگاه سرد میدانی که چیست؟
رنگ موهایم نشان از رنگ غمها میدهد
فصل پاییز و خزانِ زرد میدانی که چیست ؟
بارها شد گریه کردم من شکستم بیصدا
گریه های بیصدای مرد میدانی که چیست ؟
کلبه ای ویرانه ام یا بلبل بی آشیان
حال و روز آدم ولگرد میدانی که چیست ؟
من تنم زخمیست از خنجر هم از زخم زبان
رد شدن از کوچه ی نامرد میدانی که چیست؟
من حریف طعنه های این جماعت نیستم
طعنه های مردم خونسرد میدانی که چیست؟
سوختم خاکسترم با بیکسی سنگ صبور
درد دارم ای رفیقم،درد میدانی که چیست؟
#جوادالماسی
بِأَبِي المُسْتَضْعَفُ الغَریبْ..
+ میرزامحمدی
#شب_جمعه
عاشقم
اهل همین کوچهی بنبست کناری
که تو از پنجرهاش
پای به قلب من دیوانه نهادی
تو کجا ، کوچه کجا ؟
پنجرهی باز کجا ؟
من کجا ، عشق کجا ؟
طاقتِ آغاز کجا ...!؟
#فریدون_مشیری
آن ڪه رو در
خلوت آیینه تنها ڪرده است
ڪاش می دانست تنهایی چه با ما می ڪند...
#صائب_تبریزی