شعری که دوست نشنودش عاشقانه نیست
عمری گرفته ایم فقط، وقت عشق را...
#اصغر_معاذی
خودم در رساله عشق خواندم
باب زکات آمده بود :
آنان که قوت غالبشان غم سیدالشهدا ست ؛
نان خور حضرت صدیقه اند
پس
زکات فطریه شان با امیرالمؤمنین است ...
گاهی اوقات تو جمعهایی حضور داری که خیلی متفاوتی و این به چشم میاد!
چون فرهنگ و اعتقاد و پوششت زمین تا آسمون با همهٔ افراد حاضر متفاوته((:
کنجِخلوت...!
گاهی اوقات تو جمعهایی حضور داری که خیلی متفاوتی و این به چشم میاد! چون فرهنگ و اعتقاد و پوششت زمین
اینکه خودت رو محکم نشون بدی خیلی مهمه..
خیلیا هستن که تو این جور جاها همرنگ جماعت میشن!..
گفتم ای مُرشد میخانه ی عشق
دوسه پیمانه مرا مهمان کن !
احتیاجم همه مستی ست
دلم پر خون است ...
تو بیا بر دل یک عاشق زار
یک نفس احسان کن!
پاسخم داد :
بهای طلبت بـسیار است!
در ازای دو سه پیمانه می کهنه ی ناب ؛
که تو را مست کند تا دل شب
چه برایم داری ؟!
کیسه یی زر دادم!
پیر ، زر های مرا برگرداند...
گفت: این مستی و شیدایی و عشق ؛
به زر اینجا ندهند ارچه هزاران باشد ...
گر که عاشق شدی و مست شدن شیوه توست ؛ بایدت دل بدهی ...
سینه ات را بشکاف
و دلت را به بهای می میخانه
بده ...
سینه را چاک زدم !
و دل پر تپش پر خون را
در ازای شبی از عشق تو بی خویش شدن
بخشیدم ... シ︎.