حال مرا مپرس که من ناخوشم، بدم!
این روزها به تلخزبانی زبانزدم
تو با یقین به رفتن خود فکر میکنی
من نیز بین ماندن و ماندن مرددم!
حق داشتی گذر کنی از من، که سالهاست
یک ایستگاه خالی بی رفت و آمدم
از پا نشستم و نفسم یاریام نکرد
از خویش رفتم و نرسیدم به مقصدم
گفتم که عاشقت شدهام، دورتر شدی..
ای کاش لال بودم و حرفی نمیزدم!
#سجاد_سامانی
به زور، چهرهٔ خـود را شکفته مـیدارم
چو پستهای که کند زخمِ سنگ، خندانش
#صائب_تبریزی
ز بی خوابی همی خوانم به عمدا این غزل هردم
همه شب مردمان در خواب و من بیدار چون باشم؟!
کنجِخلوت...!
[در دلم یک حرف سنگین مانده اما بیخیال.. حرف سنگینم نمیارزد به دلآزردنت!]
من دهان باز نکردم که نرنجی از من!..
هدایت شده از مُجال
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و جبرائیل درسش را
به حیدر چون که پس میداد
علی بن ابی طالب
فقط سر را تکان میداد...
@mojallofficial