eitaa logo
کنجِ‌خلوت...!
486 دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.4هزار ویدیو
15 فایل
«من پر از شعر غمم ؛ میلِ دلت نیست؟ نخوان!...» . صرفا دلی.. یه دفترچه شخصی برای اینکه شعرهایی که در طولِ روز می‌خونم، رو ذخیره کنم.. اگر خواستین استفاده کنین.. + ثبتِ خاطرات! . کپی؟! دعا کنید برامون(:
مشاهده در ایتا
دانلود
آنقدر حرف دارم برای زدن که سکوت میکنم تا بتوانم اول و آخر آن ها را پیدا کنم..
نفسش را اگر بیرون نمی داد شش هایش میترکید
سکوت مثل مسکنی در وجودشان می‌نشیند. عالم خلقت کار خودش را یکسان انجام می دهد. مخلوقات هستند که زیر همه چیز می زنند همزمان آمدن منجی را با تاخیر می‌اندازند هم زمینه را آلوده میکنند...
صورت آرام او را به هم ریخته ام. سختی ویران کننده ای را به سلامت گذرانده و آینده زیبایی هدیه گرفته است. این یک قرار است بین خالق و مخلوق.
ناامیدی کلمه نیست، یک درد وحشتناک است. یک حالت روانی که اگر شدید بشود روح را به تنگنا و نابودی میکشاند. تا کنون شاید بارها شده بود که ناراحت شده بودم، اینقدر که ساعت‌ها نتوانم کار مفیدی انجام بدهم حوصله ام پر کشیده بود و رفته بود روی شاخه درخت بی ثمر نشسته بود.
سرش را انداخته است پایین. اشک هایش چکه چکه می‌افتد. من این صحنه را خیلی دوست دارم. صحنه غصه خوردن را نمیگویم. صحنه چکه چکه، قطره قطره افتادن اشک از چشم را. اگر روی خاک بیفتد خاک نم برمیدارد این خیلی زیباست اما الان که او دارد غصه می‌خورد نه...