عاشقانت می فروشند عیش را ، غم میخرند
دل به پاى روضه می ریزند ؛ ماتم میخرند
باز هم شیرِ حلالِ مادران تاثیر کرد ؛
بچه ها دارند از بازار پرچم میخرند
مثلِ خار و خس در این سیلِ به راه افتادهایم ؛
باز در هم آمدیم و باز در هم میخرند
«ماه ها در یک طرف ؛ ماهِ محرم یک طرف
بیشتر از هر ماه ها ماهِ محرم میخرند ..»
اشکِ ما اینجا فقط اینقدر قیمت یافته ؛
ورنه جاىِ دیگرى عرضه کنند کم میخرند
تا تو را داریم ما ، داراترینِ عالمیم !
بچه هاىِ ما در این خانه ؛ حاتم میخرند
این طرف گریان شدیم و آن طرف آباد شد ؛
اشک کالایىست که در هر دو عالم میخرند
گریه بر مظلوم تکوینا تقربآور است ؛
در حسینیه مرا حتى نخواهم میخرند(:
مطمئنا روضه اى یا گریه اى در کار هست ؛
هر کجا عصیانى از فرزندِ آدم میخرند
عده اى دم می دهند و عده اى دم می زنند ؛
پنج تن هم این وسط دارند از دم میخرند
گریه کن زهراست ، ما تنها سیاهى لشگریم ؛
باز با این حال شکلِ گریه را هم میخرند
اولین گریه کنِ مسلم رسول الله بود ؛
گریه بر دندانِ مسلم را مُسَلّم میخرند
#علیاکبر_لطفیان
هدایت شده از بفرستشون تو کنج خلوتت(:
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۵ روز مونده که با روضههای
آقای نریمان جون بدیم...
#شب_جمعه
دلم پر میکشه برای مداحیِ همیشگی هیئت کف العباس..
برای مقتل خوندنِ آقای میرزا محمدی..
کودک خوشحال دیروز
غرق در غم های امروز
باز باران بی ترانه بی بهانه
میخورد بر بام خانه
شایدم گم کرده خانه ..
اگر مُردیم و...
کسی نبود بالای سر جنازهمون بگه
-اللهم انا لا نعلم منه الا خیرا- چی؟!