eitaa logo
کنجِ‌خلوت...!
484 دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.4هزار ویدیو
15 فایل
«من پر از شعر غمم ؛ میلِ دلت نیست؟ نخوان!...» . صرفا دلی.. یه دفترچه شخصی برای اینکه شعرهایی که در طولِ روز می‌خونم، رو ذخیره کنم.. اگر خواستین استفاده کنین.. + ثبتِ خاطرات! . کپی؟! دعا کنید برامون(:
مشاهده در ایتا
دانلود
ناامیدی کلمه نیست، یک درد وحشتناک است. یک حالت روانی که اگر شدید بشود روح را به تنگنا و نابودی میکشاند. تا کنون شاید بارها شده بود که ناراحت شده بودم، اینقدر که ساعت‌ها نتوانم کار مفیدی انجام بدهم حوصله ام پر کشیده بود و رفته بود روی شاخه درخت بی ثمر نشسته بود.
سرش را انداخته است پایین. اشک هایش چکه چکه می‌افتد. من این صحنه را خیلی دوست دارم. صحنه غصه خوردن را نمیگویم. صحنه چکه چکه، قطره قطره افتادن اشک از چشم را. اگر روی خاک بیفتد خاک نم برمیدارد این خیلی زیباست اما الان که او دارد غصه می‌خورد نه...
ما آدم ها خیلی وقت ها، موافقت ها، مخالفت ها، خواستن ها و نخواستن هایمان، باید ها و نباید هایمان از روی صلاح و مصلحت نیست. پای خودمان وسط است.
سکوت ترجمان تمام لحظات حیرت است که انسان در مقابل آن لحظات نه تدبیری دارد و نه راهی. واماندگی روح است است و جسمی که تنها علامت حضور فرد است.
چگونه زندگی کند. اولین کاری که میکند حذف خالق است.
برای خودم طرح و برنامه میریزم که از این سد عظیم چطور رد بشوم. ناخودآگاه در کنار هراسی که از همان آینده در دلم نشسته است برای آینده برنامه ریزی میکنم.
کنجِ‌خلوت...!
برای خودم طرح و برنامه میریزم که از این سد عظیم چطور رد بشوم. ناخودآگاه در کنار هراسی که از همان آین
دوباره رفتم سراغ آینده‌ای که ازآن فرار میکنم. واقعا اگر دوست ندارم که قدم در آینده ام بگذارم، چرا خیالتم و روح و فکرم برایش برنامه میچیند، با دقت تنظیم می‌کنند؛ کم و زیاد میکند؟ این برایم عجیب است. فرار رو به جلو