بی تو آوارم و بر خویش فرو ریختهام
ای همه سقف و ستون و همه آبادی من
#حسین_منزوی
کردهام قالب تهی از اشتیاقت، عمرهاست
قامت چون شمع در محراب آغوشم گذار
#صائب_تبریزی
چرا دلتنگی و شب گریههایم را نمیبینی؟
از این دوری ببین دارد به کوری میکشد کارم..
چه نیازی است به خون خواهی دشمن وقتی
به گنه کاری ما دوست شهادت میداد...
#محمدحسنجمشیدی
کنجِخلوت...!
💔(:
قاصدک، شعر مرا از بر کن...
برو آن گوشه باغ،
سمت آن نرگسِ مست
و بخوان در گوشش،
و بگو باور کن:
یک نفر یادِ تو را،
دمی از دل نبرد...