من در پی خویشم به تو بر میخورم اما
آن سان شدهام گم که به من دسترسی نیست
#هوشنگ_ابتهاج
حالِ مَرا از شعرهایم بو نخواهی بُرد
من پشتِ شعری که نخواهم گفت میمیرم!(:
#راضیهفولادوند
همرهان رفتند اما داغشان از دل نرفت
آتشی بر جای ماند کاروان چون بگذرد
#صائب_تبریزی
سراسر صرف شد عمرم همه محو نگاه تو
ولی از نحوهی چشمت چه میدانم؟ نمیدانم
چو اشکی سرزده یک لحظه از چشم تو افتادم
چرا در خانهی خود عین مهمانم؟ نمیدانم
ستاره میشمارم سالهای انتظارم را :
هزار و سیصد و چندین و چندانم؟ نمی دانم.
نمیدانم بگو عشق تو از جانم چه میخواهد؟
چه میخواهد بگو عشق تو از جانم؟ نمیدانم.
ز بس بیتاب آن زلف پریشانم، نمیدانم
حبابم، موج سرگردان طوفانم؟ نمیدانم
حقیقت بود یا دور و تسلسل حلقهی زلفت؟
هزار و یک شب این افسانه میخوانم، نمیدانم.
#قیصر_امینپور
ترس داشتن از یه مکان
و افراد و عطر و هواش
به میزان خیلی زیاد؛
فشار زیاد و درد بزرگی
به روح آدم وارد میکنه...
میشه خواهش کنم دعا
کنین امروزُ رد کنم؟؟
با آرامش نسبی...
الهی باالرقیه(: !..
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امروز و اینجا
تجربه خوبی بود(:
فضایِ آرومِ محوطه دلنشین بود..
+لوکیشن: دانشگاه شهیدبهشتی تهران