آنقدر حالم نپرسیدی که پوسیدم به خاک ؛
تا بیایی و سراغمرا بگیری "محشر" است . .
کنجِخلوت...!
کفاف مستی مارا نداد جام دوساله مرا به آبخوری نجف دهید حواله سبو سبو ز محبت چکانده می به دهانم گریستم
نامت جنون خیز است،
حق دارد موذن هم
وقت اذان با دست خود سر را نگه دارد((:
ظالم به ظُلمِ خویش گرفتار میشَود
از پیچ و تاب نیست رهایی کمند را...
#صائب_تبریزی
هدایت شده از همسرداری
اشکهایِ گرم ما و آههایِ سرد ما
کَس نداند کَز کجا آید مگر همدردِ ما
- فیض کاشانی