کنجِخلوت...!
کفاف مستی مارا نداد جام دوساله مرا به آبخوری نجف دهید حواله سبو سبو ز محبت چکانده می به دهانم گریستم
نامت جنون خیز است،
حق دارد موذن هم
وقت اذان با دست خود سر را نگه دارد((:
ظالم به ظُلمِ خویش گرفتار میشَود
از پیچ و تاب نیست رهایی کمند را...
#صائب_تبریزی
هدایت شده از همسرداری
اشکهایِ گرم ما و آههایِ سرد ما
کَس نداند کَز کجا آید مگر همدردِ ما
- فیض کاشانی
این قلبِ ترک خوردهیِ من بند بهمو بود
من عاشقِ او بودم و او عاشق "او" بود(:
باشد که به عشقش برسد هیچ نگفتم
یکعمر در این سینه غمش رازِ مگو بود...!
من روی خوش زندگیام را که ندیدم
هر روز دعا کردهام ایکاش دو رو بود
عمر ِکم و بیهمدم و غرقِ غم و بیتو
چاقویِ نداری، همه دم زیر گلو بود؛
من زیر سرم سنگِ لحد بود و دلم خوش
او زیرِ سرش نرم شبیهِ پرِ قو بود...
#سید_تقی_سیدی
تو نیستی که ببینی چگونه میگردد
نسیم روحِ تو در باغِ بیجوانهی من...
#فریدون_مشیری