هدایت شده از منِمن
پرسید غمگینی؟ گفتم خستهام.
گفت خسته و مأیوس؟
گفتم خسته، فقط خسته، بسیار خسته.
[امروز جز اون تیکه_اگه خستهای سرتو به شونهی من تکیه بده_ خیلی داغون بود]
هدایت شده از حیران!
شبهای جمعه پای شما گریه کردهام
نوکر بساط کرده، تو چیزی از او بخر:)