هدایت شده از • میـڪـده •
-
گیرم که حال با تو بگویم ترا چه غم
تو درد دل شنیده ای، امّا ندیده ای
#دفترچه
هدایت شده از • میـڪـده •
-
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
منم آن عاشق دلخون که فقط خرج تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را
از رقیبان کمین کرده عقب میماند
هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را
مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
هر که تعریف کند خواب خوشایندش را
مادرم بعد تو هی حال مرا میپرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را
عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو
به تو اصرار نکرده است فرایندش را
قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را
#دفترچه
هدایت شده از • میـڪـده •
-
زندگی چون برده داری پیر در بازار عمر
داشت یوسف را به مشتی خاک عالم میفروخت
زندگی این تاجر طماع ناخن خشک پیر
مرگ را همچون شراب ناب کمکم میفروخت
من گلی پژمرده بودم در کنار غنچهها
گلفروش ای کاش با آنها مرا هم میفروخت...
I فاضلنظری
-
هدایت شده از " عکس و نوشته هایِ ،سَید ابراهیم! "
[نام لیلی به سر تربت مجنون مبرید
بگذارید که بیچاره قراری گیرد]
هدایت شده از " عکس و نوشته هایِ ،سَید ابراهیم! "
.
در و دیوار جهان شاهد بیتابی ماست؛
حال مرغان گرفتار، قفس میداند ..
|@CheshmatoBeband
-
بیوفایی شد جواب مهربانی؛ حیف شد
خواستی از پای آهو بند بگشایی؛ گریخت
I فاضلنظری-وجود
-
خُرَّم آن روز کز این مرحله بَربَندَم بار
و از سرِ کوی تو پُرسند رفیقان خبرم...
I حضرتحافظ
به کویَت گر چنین آشفته میگردم، مکن منعم
دلی گم کردهام اینجا و میجویم نشانش را ...