کنجِخلوت...!
کرده وابسته مرا حال و هوای حرمت..
خیر دیدم به خدا از همهجای حرمت((:
کنجِخلوت...!
مقصد پنجم؛ نجف... ایوون طلا.. آرامش.. اقیانوس رأفت مولا.. خونه پدری... زندگی، زندگی، زندگی.. امیرالم
کسی که مست علی گشت، اینچُنین برود:
کشان کشان به بهشت و به اختیار، نجف((:
هدایت شده از کمددیواری.
بهشکستگان شنیدم که همی کنی نگاهی
به منِ شکسته آخر ، نظرت چرا نباشد :)
دل زود باورم را به کرشمهای ربودی
چو نیاز ما فزون شد تو به ناز خود فزودی
به هم الفتی گرفتیم ولی رمیدی از ما
من و دل همان که بودیم و تو آن نهای که بودی
من از آن کشم ندامت که تو را نیازمودم
تو چرا ز من گریزی که وفایم آزمودی
ز درون بود خروشم ولی از لب خموشم
نه حکایتی شنیدی نه شکایتی شنودی
چمن از تو خرم ای اشک روان که جویباری
خجل از تو چشمهای چشم رهی که زندهرودی
#رهی_معیری
هدایت شده از آرتاگراف
12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا