دوست دارم زِ غمت سر به بیابان بزنم ،
آن بیابان که مسیرش از نجف تا کربلاست(:
نیازی نیست حتی گفتن اوضاع دلتنگی
بخوان از چشم هایم آرزوی یک زیارت را...(:
آنقَدَر ریخته در سینه غمت بَر سَرِ هم
که به تشویش، در او نیمنفس میگنجد...
دیر از رَه آمدی، زود رفتی ماهِ غم!
یازده ماهِ دگر باید به راهت چشم دوخت(:
هدایت شده از ماح'
یك روز میرسد که بپیچَد درون ِشهر
دیوانه غمت وسط ِروضه در گذشت :)! ..