کنجِخلوت...!
از امشب؛ از همون همیشگیِ بینظیر(((((:
کاش میشد بازم با رفیقام بیام هیئت و باهم همون همیشگی رو بخونیم و سینهزنی کنیم..(:
کاش میشد بازم مداح یهو شروع کنه به خوندن این مداحی:
چقدر نجف میلِ شراب و خُمر کردم
اونقده مست بودم، کفشمُ گم کردم(((:
در ادامه همه با مستی زمزمه کنیم:
پابرهنهها بریم کربوبلا....((((:
من حتی دلم برای قهوهعربیهای ساعت ۲ نصفهشبِ موکبِ کنار حرم تنگ شده... خیلی تنگ شده(((:
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من دلم تنگ میشه برا خوندن این مداحی...
عصر روز دهم(:💔
موقعیت؟! هیچ، 'حماریتِ مضحک!'
چهار ترکه سوار موتورسنگین میشیم به امید یه دور دورِ حال خوب کن.
درحالی که چادرامونُ محکم گرفتیم که مشکلی پیش نیاد رانندهی دیوانه با آخرین سرعت میرونه و میگه اینم دور دور😐
و وقتی به مقصد میرسیم یهو میزنه رو ترمز و بلههه
چپ میکنیم/:
واکنشمون؟! تا ده دقیقه نشسته کف آسفالت فارغ از غوغای جهان و درد بدن بلند بلند میخندیم و خداروشکر کسی تو کوچه نیست این وضعیتُ ببینه🚶🏻♀
تصادف جالبی بود😂
#خاطره
هدایت شده از ژیپسوفیلا
دوست دارم که فقط غرق غمت باشم و بس
یک شب جمعه دیگر حرمت باشم و بس :)
هدایت شده از • مُستَجار•
89M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از 「حُب」
چندروزیاستغمی
سخت،دلمرابرده!
هاتفیداد ندا:
پنجِصَفَرنزدیکاست:)
یارقیهبنتالحسین
هدایت شده از 「حُب」
منترکِچاییکردهبودم
سالیانی!
موکببهموکباربعین
چاییخورمکرد:]