باورم نمیشه دیشب تو بینالحرمین،
میعادگاهِ عشق، به ماه میگفتم
چقدر حقیری در برابر ابوفاضل...
امشب باید بهش بگم سلام منُ
به همون ماهِاصیل برسونه و
به جای منم نگاهش کنه(:💔
کربلایی حسین ستودهزمینه_5965363412664848569.mp3
زمان:
حجم:
18.8M
دلتنگِ بابالقبلهتِ..
قابِ چشمهای من(:
#مداحی
باهندزفری*
دقیقا همونجایی که #شهیدچمران میگن:
«خدايا هرچه را دوست داشتم از من گرفتی،
به هر چه دل بستم، دلم را شکستی،
به هر چیز عشق ورزیدم آنرا زائل کردی،
هر کجا قلبم آرامش یافت تو مضطرب
و مشوش کردی، هر وقت دلم به جایی
استقرار یافت تو آوارهام کردی،
هر زمان به چیزی امیدوار شدم
تو امیدم را کور کردی…
تا به چیزی دل نبندم،
و کسی را به جای تو نپرستم
و در جایی استقرار نیابم
و به جای تو محبوبی و معشوقی نگیرم
و جز تو به کسی دیگر و جایی دیگر و
نقطهای دیگر آرامش نیابم
و فقط تو را بخوانم
و تو را بخواهم
و تو را پرستش کنم
و تو را بجویم…(:
ای "درد" اگر تو نماینده خدایی،
که برای آزمایش من قدم به زمین گذاشتهای
تو را میپرستم، تو را در آغوش میکشم
وهیچ گاه شکوه نمیکنم…
بگذار بندبندم از هم بگسلد ،
هستیام در آتش بسوزد و
خاکسترم به باد سپرده شود
باز هم صبر میکنم و
خدای بزرگ را عاشقانه میپرستم.
ای خدا این آزمایشهای دردناکی که
در راه من قرار دادی،
این شکنجههای کشندهای که بر من
روا داشتهای؛ همه را می پذیرم.
خدایا با غم و درد انس گرفتهام،
ای خدا، کودک که بودم از بلندای آسمان
و ستارگان درخشنده لذت میبردم
اما امروز از آسمان لذت می برم؛
زیرا اگر وسعت و عظمت آن از
شدت درد روحیام نکاهد،
دیگر خفه میشوم…!
خدایا! تو را شكر میکنم
كه با فقر آشنایم كردی
تا رنج گرسنگان را بفهمم و
فشار درونی نیازمندان را درك كنم.
خدایا! تو را شكر میكنم كه مرا
با درد آشنا كردی تا درد دردمندان
را لمس كنم،
و به ارزش كیمیایی درد پی ببرم،
و ناخالصیهای وجودم را در آتشِ درد
بسوزانم،
و خواستههای نفسانی خود را زیر
كوه غم و درد بكوبم،
و هنگام راه رفتن بر روی زمین
و نفس كشیدن هوا،
وجدانم آسوده و خاطرم آرام باشد
تا به وجود خود پی ببرم و
موجودیت خود را حس کنم.»