چه آمد بر سر این خانه بعد از رفتنت بانو؟
صدای در که میآید، تمام خانه میلرزد...
تا که مادر رفت ، انگار از پدر چیزی نماند
در جهان هرگز امیری این قدر تنها نشد ..
سرخی چشم کبوتر هیچ میدانی ز چیست؟
نامهام میبُرد و بر حال دلم خون میگریست...
#صائب_تبریزی
چهکاری ساختهست از من به جز با صبر خو کردن؟!
به غیر از دیدنت از دور و در دل آرزو کردن؟!
#محمدعزیزی
گفتم این دل چیست کز وی اینهمه باید کشید؟
سینه کردم چاک دیدم قطرهخونی بیش نیست!
#عالی_شیرازی
گر کام دل زِ گریه میسّر شود، زِ دوست
صد سال می توان به تمنا گریستن ...
#عرفیشیرازی
مگو فردا بَرت آیم که من دور از تو تا فردا
نخواهم زیست خواهم مُرد، یا امروز یا امشب...
#هاتف_اصفهانی