eitaa logo
کنجِ‌خلوت...!
484 دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.4هزار ویدیو
15 فایل
«من پر از شعر غمم ؛ میلِ دلت نیست؟ نخوان!...» . صرفا دلی.. یه دفترچه شخصی برای اینکه شعرهایی که در طولِ روز می‌خونم، رو ذخیره کنم.. اگر خواستین استفاده کنین.. + ثبتِ خاطرات! . کپی؟! دعا کنید برامون(:
مشاهده در ایتا
دانلود
دائماً هر وعده‌اش یا شور شد یا بی‌نمک .. بابِ طبعم نیست اصلاً دست‌ پختِ روزگار!
اَگر حاكِم تویے اِے "عِشق" ، مَن تَسلیمِ تَسلیمَمْ؛ هَمه اَز بُرد مَغرورند و مَن، بَر باخت مینازَم:)
نمی‌دانم چرا اما به‌قدری دوستت دارم، که از بیچارگی گاهی به حال خویش می‌گریم:)
شب دل کندنت می‌پرسم آیا بازمی‌گردی؟! جوابت هرچه باشد بر سوال خویش می‌گریم:) 🚶🏿‍♂
نشستہ‌باز‌خیالت‌ڪنار‌ِمن‌اما.. دلم‌براے‌خودت‌تنگ‌مےشود؛چہ‌ڪنم..؟!
- دل می‌رود ز دستم صاحب‌دلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا کشتی‌شکستگانیم ای باد شُرطِه برخیز باشد که باز بینم دیدار آشنا را ده‌روزه مِهر گردون، افسانه است و افسون نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا در حلقهٔ گل‌ و مُل خوش خواند دوش بلبل هاتِ الصَّبُوحَ هُبّوا یا ایُّها السُکارا ای صاحب کرامت شکرانهٔ سلامت روزی تَفَقُّدی کن درویش بی‌نوا را آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا در کوی نیک‌نامی ما را گذر ندادند گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را آن تلخ‌وَش که صوفی ام‌ُّالخَبائِثَش خواند اَشهی لَنا و اَحلی مِن قُبلَةِ العَذارا هنگام تنگ‌دستی در عیش کوش و مستی کاین کیمیای هستی قارون کُنَد گدا را سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد دلبر که در کف او موم است سنگ خارا آیینهٔ سکندر، جام می است بنگر تا بر تو عرضه دارد احوال مُلک دارا خوبان پارسی‌گو، بخشندگان عمرند ساقی بده بشارت رندان پارسا را حافظ به خود نپوشید این خرقهٔ مِی‌ْآلود ای شیخ پاک‌دامن معذور دار ما را I حضرت‌حافظ -
آقاجان تو که آخر گره رو وا میکنی.... پس چرا امروز و فردا میکنی؟!....
(((((:✨
کنجِ‌خلوت...!
-T #نگـاره درمان بیندازی نگاهش‌ هم نخواهم کرد اما به جایش درد بفروشی خریدارم... I میـڪده -
تاصبح میخوابند و من تاصبح بیدارم  تازه به غیر از درد و دل , من دردهم دارم درمان بیندازی نگاهش هم نخواهم کرد اما بجایش درد بفروشی خریدارم دیروز مجنون بودم و حالا زلیخایم من داستانم, قصه ی در حال تکرارم این کوچه گردی ام برای کوچه گردی نیست دارم نهال عشق را در کوچه می کارم کارم سه شنبه تا سه شنبه التماس توست  نفرین به من گر دست از این کار بردارم اشک مرا هر وقت میبینی تفضل کن هر وقت گریه میکنم یعنی گرفتارم من عرضه کردم خویش را, بی مشتری ماندم مانند جنس دور ریز بین بازارم جز کنج این کوچه دگر جایى ندارم من جایى ندارم من ولی این کنج را دارم هرطور باشی زندگی ما همانطور است ابرو گره کردی, گره افتاد در کارم من فقر را مانند فرزندم بغل کردم نفرین به من گر دست از این کار بردارم امروز که پشت درم خب دستگیری کن فردا که اعلامیه ی ترحیم دیوارم
-آرامِ‌دلی،دفعِ‌غمی،‌مرهمِ‌دردی؛
زخمی نشاند بر جگر پاره‌پاره‌ام با این همه به فکر وصالی دوباره‌ام هرکس که دید حال مرا، گریه‌اش گرفت بیچاره من! هنوز به دنبال چاره‌ام گویا در این فراق صوابی نشسته که خیر است؛ مثل عاقبت استخاره‌ام.... @Mahisa22
دیدی آن یار که بستیم صد امید در او چون به خون دل ما دست گشود ای ساقی.