کنجِخلوت...!
آخ مادر(: تو تنها امید زندگی منی:) همهی دارایی و همهکسم(: انقدر که بهت توسل کردم و جوابمُ دادی هیچ
گر به زهرا برسد نامهی ما نیست غمی
هرکسی بچهی بد را زده؛ مادر نزده(:
کنجِخلوت...!
«مأمنِ قلبم(:»
شلوغیِ ضریحِ تو عجب آشفته گیسوییست،
سپیدیها، سیاهیها، چه درهم برهم خوبیست(:
کنجِخلوت...!
سلیمان گر شوم، بر تو غلام حلقه بر گوشم
بهشتا! ناز کمتر کن، که من شیدای شش گوشم:)
کنجِخلوت...!
تمام دلخوشی زندگی من این است که وقت مرگ بیایی و مرگ شیرین است! مگر نگفتی علی جان؟ {فمن یمت یرنی} بی
فراق و وصل مرا میکشد به یک میزان:)
کنجِخلوت...!
ولی تو همیشه برای من امنترینی(((:
امنترینِ من((((((((((:
درددلهای مرا «فقط تو» پذیرایی:)
موقعیت؟
جاده شب
مداحی جنابستوده
و داد زدنِ این جمله که
متولد محرمم، متوفیِ کربلا(: