هدایت شده از أسيرالله
زهرا، بِمان که رَحم به قَلبِ حَسَن کُنی
اَصلاً زِ جای خیز، عَلی را کَفَن کُنی💔🥀
مادر ما جان عالم بود، اما جان نداشت
غیر زخم این روزها درخانهاش مهمان نداشت(:
کنجِخلوت...!
بماند از امشب؛ شب پردردی که نمیشه بری خونه.. باید تو هوای حرم نفس بکشی تا این شب صبح بشه... تا دق نک
به رسم هرساله...
امشبُ تا صبح کنج صحن بمونیم؟!(:
قلبمون طاقت نمیاره💔
هدایت شده از مبتلایِحسین:)
در خانه مانده عطر خوش ربنای تو
امروز زندهام به هوایِ دعای تو
همسایهها به مجلس ختمت نیامدند
من بودم و همین دو سه تا بچههای تو
خیلی به مجتبای تو برخورد فاطمه!
فامیل کم گذاشت برایِ عزای تو
جایِ تمام شهر خودم گریه میکنم
از بسکه خالیست در این خانه جای تو
زهرا مرا ببخش که نگذاشت غربتم
یک ختم باشکوه بگیرم برای تو
از دستِ گریههایِ تو راحت شد این محل
شِکوه نمیکنند به من از صدای تو
دیگر به تیغ فتنهی کوفه نیاز نیست
خونِ مرا نوشته مدینه به پای تو
کنجِخلوت...!
:)))
حالا چیشده با این همه آرزوهات
میگی میری و قصد موندن نداری؟!
آروم جونم... ای مهربونم...
اینقدر نگو تمومه کار من:)💔