شیعه؛
آرزوی عجیبی دارد
که هربار به آن میرسد
حسرتش بیشتر میشود!
و آن «نجـــف» است:)💔
فیالحال؟!
داشتم مثل همیشه یاامیرالمؤمنین گویان مینشستم توی صف نماز که دیدم بغل دستیم سنی مذهب هست!
دنیای عجیبیه...
کنجِخلوت...!
فیالحال؟! داشتم مثل همیشه یاامیرالمؤمنین گویان مینشستم توی صف نماز که دیدم بغل دستیم سنی مذهب هست
اونوقت محتوای وسایلی که من همراه خودم دارم... چفیهای از شارعالرسول گرفتم؛ قرآنی که تماماً عطر ضریح امیرالمؤمنین رو میده؛ بکگراند گنبد خانهی پدری:) و آینهی نقشهی نجف روی قاب گوشیم...
کنجِخلوت...!
دلم از همین حالا و همین
الان برای این لحظه تنگ میشه تا ابد:)
برای ۱۳ دیماه ۱۴۰۴ و کنج دنجِ صحن انقلاب و روز ولادت امیرالمؤمنین و اولین سفر دونفره و منجمد شدن دستام تو سرمای مشهد و نفس کشیدن تو این موقعیت((((((: