هدایت شده از ‹مـٰاهِ مَـڹ›
شد چهل و پنج روز ..
از زبون خانم دکتر پیرانی برات میگم:
انگار تمام کوه های دنیا روی قلب منه.
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من اهل توجه به جزئیاتم. امروز فهمیدم که تو موی بلند دوست داشتی. مثل همه مردان عاشق ایرانی. اینجا از بلندی مویهای دخترک شهید ذوق میکنی و میگویی «این موها رو هم اگر کوتاه نکنند…». موهای خرمایی زهرا سادات خردسال خودت هم بلند بود.
تو دختر دوست بودی. دخترها را یکجور دیگری تحویل میگرفتی. من به چشم دیده بودم که میان سیل درخواستهای جمعیت دیدارهای جوانان، چفیه را اگر به پسرها میدادی، انگشتر را برای دخترها نگه میداشتی. تو دختر دوست بودی و دخترکان شهیدان دوست داشتند که هیچوقت به تکلیف نرسند تا از آغوش و بوسههای گرم پدرانهات بینصیب نشوند.
تو برای دخترهایت جشن تکلیف گرفتی، گفتی حسینیه را در دیدار بانوان صورتی کنند. چرا حاکم و رهبر هشتاد و چند ساله یک کشور باید همیشه چند انگشتر دخترانه همراه خودش داشته باشد؟ تو ذوق داشتی که به دخترها هدیههای دخترانه بدهی. پدرها دختر دوستاند. تو دخترفهم هم بودی. حالا خدا به دخترهایت بیشتر از پسران صبر بدهد!
«مهدی مولایی»
@m_molaie110
هدایت شده از - حضرتِ۱۱۰ 🇵🇸 -
نگاهم به خالیترین صندلیست ؛
دلم تنگِ لبخندِ سیدعلی ست ..
هدایت شده از مبتلایِحسین:)
جدا چیه این نجفخواهی تو قلوب شیعیان..!؟(:
یکی نیمهشب یاد نجف میکنه،
یهو میبینی همه کانالها پر شده از
سوز و گداز فراق نجف...(:
هدایت شده از مبتلایِحسین:)
کاش میدونستم صبحِ اون شب
اولین و آخرینباری هستش که قراره توی بیت ببینمت..!(:
من سلولبهسلول وجودم برای اون شبی که از خوشحالی خوابم نمیبرد،
چون قرار بود بیام بیترهبری تنگه...
قلبمفشرده شده
از نبودنت...
از جایخالیت...
از اینکه الیالابد باید دلتنگ حضور شما روی زیلوهای آبی بیت باشم...
من دلم برای خیابون کشور دوست تنگه :)
دلم برای فضای آبی حسینیه تنگه :)
دلم برای زینبیه تنگه :)
دلم برای اون در بزرگ کرمرنگ تنگه :)
دلم برای اون حیاط باصفا تنگه :)
حالا من چیکار کنم با این قلبفشرده شده
و دلتنگی که ثانیهبهثانیه وجودم رو آزار میده ....
#احوالات
هربار میام یه پست سیاسی/جنگی بزارم یا فور بزنم اما باز میبینم امثال ما عددی نیستیم برای تحلیل اوضاع و شرایط یک کشور. تنها چیزی که میدونم اینه که رهبری داره این مملکت؛ و من به شخصه تمام و کمال مطیع محض امر ایشون هستم. قطعا خودشون مراقب مواردی که پیش میاد هستن.
کنجِخلوت...!
تا حالا نشده بود که یه کسی بخنده و من از خندهش، بغض کنم و ببارم.. آقای خامنهای دلتنگیم! همین.
امروز تولد شماست؟!
آه... قلبم تیر میکشد و اشکهایم تمامی ندارند(: