کنجِخلوت...!
ما هر ۵ دقیقه.. یه چایی عراقیمون نشه؟!✨
ما هر شب..
یه امشبم نجف بمونیم قشنگ بریم
زیارت حالا وقت هست برای مشایه:)
آخه دوراهی از این قشنگتر؟!
که بمونی نجف یا بری طریق الی کربلا:))))
کاش میشد تا ابد کنج اتاقک خونهی شیخعباس و امحمودی نزدیکی شارعالرسول بمونم و هروقت دلم خواست بتونم به قصد خونهی پدری چادرمُ بندازم رو سرم و چفیه به دست برم تا حرم(((:
طبیعتاً دیوونگیهای این ساعتمون برمیگرده به طلوع مستکنندهی نجف که انگار عقل از دست دادیم و جنونزدهایم!
#خاطره
کنجِخلوت...!
دیگه از یه جایی به بعد انقدر راحت شدیم که الان حمودی نشسته بغل من و سعی داره با اینکه نمیتونه هنوز درست حرف بزنه باهام ارتباط بگیره.
از اونور هم خالههاش ناهار اومدن اینجا و دورهم نشستیم حرف میزنیم و چای عراقی میخوریم🚶🏻♀✨