اونجایی که جنابِستوده به آقای طاهری
میگه: «من مُردم رسیدم کربلا!(:»...
دقیقا همونجام...:)
کنجِخلوت...!
آدم که ازدواج میکند گویی پدر و مادر همسرش را همچون پدر و مادر خودش میداند؛ یازدهم مرداد که اولین ب
امروز همان روز است..
یکسال از یازدهم مردادماه و اولین دیدار ما گذشت(:
هیچ فکرش را نمیکردم درست یک سال بعد با جوانِ بلندقامتی که آن روز روبهرویم به حجبوحیا دوزانو نشسته بود؛ تا حوالی عمود ۱۰۰۰ مسیر مشایه از نجف به کربلا دست در دست بیایم:)))))))